سايت امروز
  براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو)

اخبار روز | تا انتخابات | اخبار دانشگاه  

معرفي سايت
پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

دربرابرباد...وبلاگ طرفداران دکتر معین

روزنامه اقبال

سایت رسمی دکتر سروش

سایت یار دبستانی

روزنامه ایران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

وب سایت رسمی سخنگوی دولت

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

سایت رسمی دکتر کدیور

روزنامه اطلاعات

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

پایگاه خبری خلیج فارس

پایگاه خبری تبریز نیوز

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

سایت رسمی عمادالدین باقی

سایت خبری یاس کرج

خبرگزاری کار ایران

روزنامه شرق

روزنامه همبستگی

روزنامه آفتاب یزد

روزنامه اعتماد

مقالات

 حكم ننگين


 شهرآشوبان خيال پرداز


 مشروطه خواهى و جمهورى خواهى


 در نسبت آدم ها و حرف ها


 نشانه هاى وداع با خيال پرورى


 عصر انجمن ها


 اصلاحات و اهل سنت


 جلال فلسفه


تريبون

 محمود صدري: تروريسم هرجا اتفاق مي‌‏افتد حالت خرده فرهنگ دارد كه انحرافي است


 علل رفتارهاي پوپوليستي ايرانيان


 كامبيز نوروزي:تروریست با ترور سعي در شكستن بن بست مي كند


 زيدآبادي : ترور حجاريان جنايتي علني و توام با بي‌‏حيائي است


 نعمت احمدي: راي ترور حجاریان بدعت ناصوابي را در تاريخ حقوقي ما به جا گذاشت


 متن منتشر نشده سخنراني دكتر رمضان‌زاده در همایش اصلاح‌طلبان كرد دركرمانشاه


 نامه تاج زاده به کیهان


 سخنگوی مجاهدین انقلاب:اقتدارگرايان از حضور گسترده اقليت هاى قومى و مذهبى در انتخابات به نفع اصلاح طلبان بشدت وحشت دارند


 حمایت 140 اصلاح طلب کرد از مواضع رمضانزاده


 نامه فرشته قاضی به سران سه قوه


 

 جستجو در سايت خبري امروز :
 

   

 کد خبر : 10231384/01/14 - 19:08:13 P.M

 جلال فلسفه Print This Page!!!

  نويسنده : سیدعطاالله مهاجرانی
 (از همين نويسنده)


سید جلال آشتیانی در مقدمه‌ای که بر شرح فصوص قیصری نوشته است، در پاورقی از فیلسوفی یاد می‌کند که همه می‌دانستند آن فرد شوق مقام دارد. سید جلال با اشاره به نام و نشان آن فرد آرزو می‌کند که ای کاش ایشان به غیر از فلسفه به کار دیگری نپردازد؛ که البته آن شخص به کار دیگری پرداخت و اندرز آشتیانی در گوش تاریخ ماند. اما سید جلال به آنچه به دیگری توصیه کرده بود، خود عمل کرد و عمر خویش را صرف فلسفه و عرفان و معارف الهی نمود و به هیچ کار دیگری نپرداخت و میراث گرانقدری بر جای نهاد که از جمله‌ی آن، حساسیتی است که ایشان در برابر جریان‌های ضد اندیشه نشان می‌داد مانند نقد مکتب تفکیک و نیز نقد تهافت الفلاسفه غزالی.

علاوه بر آن آشتیانی از جمله شاهدان تاریخ ایران بود، با سینه‌ای سرشار از خاطرات و طنزی بی‌نظیر در تحلیل حادثه‌ها؛ یکی از زمره خاطرات او که می‌تواند همانند کلیدی برای شناخت تاریخ معاصر ما به کار آید، خاطره‌ی غریب و اندیشه برانگیز وساطت او در باره‌ی فداییان اسلام در دوره‌ی آیةالله بروجردی است؛ قرار بود جسد رضا شاه پهلوی را در صحن حرم حضرت معصومه در قم دفن کنند؛ فداییان اسلام در قم در مدرسه‌ی فیضیه اجتماع می‌کنند و نسبت به تصمیم دولت اعتراض می‌کنند. دولت تجدید نظر می‌کند و اعلام می‌کند که فقط جسد رضاخان را در حرم طواف می‌دهند؛ تصمیم می‌گیرند جسد را به مرقد حضرت عبدالعظیم ببرند. این پیروزی فداییان باعث می‌شود که آنان به اجتماع و اعتراض خود همچنان ادامه دهند؛ فضای قم تحت تاثیر حضور فداییان قرار می‌گیرد. آیة‌الله بروچردی در درس خارج خود به شرایط پیش آمده اعتراض می‌کنند و می‌گویند:
" قم شهر بی در و دروازه‌ای شده است؛ مگر این‌ها مسلمان نیستند؟ "
این تعبیر، آن هم از سوی مرجع تقلیدی مثل آیةالله بروجردی برای فداییان بسیار گران تمام می‌شود؛ در صدد ترمیم سخن و موضع آیةالله بروجردی برمی‌آیند. به سید جلال متوسل می‌شوند، سید جلال آشتیانی، طلبه‌ی محبوب آقای بروچردی بوده است، طلبه‌ای خوش فهم، خوش سخن، خوش خط و در یک کلام طلبه‌ی مورد توجه ویژه‌ی آیةالله بروجردی.
در فاصله‌ی اندرونی و بیرونی منزل آقای بروچردی اتاق باریکی بوده است؛ سید جلال در همان اتاق منتظر آقای بروچردی می‌ماند. وقتی ایشان وارد می‌شوند، احساس می‌کنند که سید جلال با ایشان کاری دارد. می‌پرسند و سید جلال تایید می‌کند که پیغامی از طرف فداییان اسلام دارد. آنها گلایه‌مندند که سخن ایشان شرایط را سخت کرده است و مردم نسبت به فداییان با تردید داوری می‌کنند.
آقای بروجردی می‌پرسد: سید جلال این‌ها چه حرفی دارند؟
- می‌گویند حکومت باید اسلامی بشود.
+ حکومت چگونه اسلامی می شود؟
- مثلا یکی از آقایان به جای اقبال نخست‌وزیر بشود.
آقای بروچردی سکوت می‌کنند. از همان جایی که ایستاده بودند، افرادی در بیرونی در انتظار ایشان بوده‌اند. آقای بروجردی به سید جلال می‌گویند: آن آقا را می بینی؟
آن آقا با اسلوب علمای نجف نشسته بوده است؛ آرام و با وقار. سید جلال می‌گفت داشتم به همان آقا نگاه می‌کردم و در ذهنم جستجو می‌کردم که آقای بروجردی می‌خواهند چه حرفی بزنند. گفتند: سید جلال آن آقا از اقبال بدتر است، فقط فرصت پیدا نکرده است!
این خاطره البته اجزای بیشتری دارد؛ که روایت کامل آن می‌تواند سرفصلی برای شناخت تاریخ ایران به حساب آید. دیدم حال که سید جلال آشتیانی در گذشته است، دریغ است که این خاطره ناگفته باقی بماند.

   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap