سايت امروز
  براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو)

اخبار روز | تا انتخابات | اخبار دانشگاه  

معرفي سايت
پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

دربرابرباد...وبلاگ طرفداران دکتر معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

روزنامه اقبال

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

سایت یار دبستانی

مقالات

 هردم از اين باغ بری مي رسد


 يك مساوي يك


 شريعت عليه شريعت


 ممنوعیت


 آزادی انتخابات، بدون انتخاب آزاد؟


 دود سفيد، سياه... سرخ


 ابطحي: فقط‌ راننده اصلاحات عوض‌ مي شود


 موانع مشاركت اجتماعي زنان


 معلمان دموكراسي


 بازخواني پرونده «كنفرانس برلين»


 «نقد دولت» و صداقت خاتمی


 زبان سرخ و سر سبز


 به مناسبت روز جهانی کارگر،پایان تضاد


 تأمین اجتماعی و دولت خاتمی


 خواب خوش آقاي شهردار!


تريبون

 عذرنامه


 تا تیغ قلم بر تن اشباح نشیند، «گنجی» ننشیند


 نامه سرگشاده اصلاح طلبان کرد به نامزدهای ریاست جمهوری درباره مطالبات کردها


 پيام به هاشمى


 اونقه... اونقه...!


 پيام احسان نراقي: سزاوار نيست جوانان در اين انتخابات بي تفاوت باشند


 تجربه هشت سال گذشته


 زهرا اشراقی : قوانين موجود ، قانون الهي نيست كه بگوييم نمي‌توان آن را تغيير داد.


 مجيد تولايي : جامعه‌اى مبتنى بر قوانين دمكراتيك و حقوق بشر مى‌خواهيم


 چه بايد پاسخش مي دادم


 متن کامل سخنراني مهندس سحابي در حسينيه ارشاد


 الگويى براى عمل


 

 جستجو در سايت خبري امروز :
 

   

 کد خبر : 16431384/02/10 - 18:49:24 P.M

 خواب خوش آقاي شهردار!Print This Page!!!

  نويسنده : فريدون عموزاده خليلي
 (از همين نويسنده)


راست مي‌گوييد جناب آقاي احمدي‌نژاد! «كلاه» مسأله مهمي است. اين كه چه كسي، چه زماني، كدام كلاه گشادي را سر كدام آدم بخت برگشته‌اي گذاشته است! اما همه ما مي‌دانيم كه مسأله شما كلاه نيست. عصبانيت شما هم از كلاه نيست. از قضا كلاه، موجود زبان‌بسته‌اي است كه شهروندان تهراني چند سالي است افتخار آشنايي با آن را پيدا كرده‌اند و به ويژه انواع مخملي و نمدي آن را به خوبي مي‌شناسند. شهروندان تهراني به خوبي مي‌دانند آن روز كه كسي با شعار حل معضل ترافيك تهران طي چند ماه با رأي غيرمسقيم 5/2 درصد، از شهروندان راهي كاخ 15 طبقه شهرداري شد، كدام كلاه گشاد براي كدام سر بخت‌ برگشته‌اي تدارك مي‌شد؟ و آن روز كه يك نفر با نديده گرفتن مشكلات نجومي و منحصربفرد شهر تهران، وام ازدواج جوانان را در بوق تبليغات پيش رس انتخاباتي كرد كدام كلاه با چند وجب فراخي براي كدام شهروند فلاكت‌زده آماده مي‌شد و آن روز كه در كوران كولاك و بوران، پايه‌هاي زندگي خانه‌هاي گلي و خشتي جنوب‌نشينان اين كلان شهر شسته مي‌شد، شهردار خدمت‌رسان شهر براي سفر تبليغاتي در كدام شهر آفتابي از لذت خدمت‌رساني داد سخن مي‌داد و آن روز كه در هنگامه كهكشان ارتباطات و سرعت نجومي رسانه‌ها براي شنيدن، گفتن و عمل كردن، در كهكشان اينترنت، ويدئوكنفرانس، تلفن و ... شهردار براي آشنايي و حل مشكل رعاياي بلد طهران به شيوه رؤساي امور بلديه دوران قاجار بارعام مي‌داد تا رسانه ملي بارها و بارها به شيوه مدرن اسلوموشن اين رسم حكومت‌داري عصر باستان را با زوم كردن روي حركت انگشت‌ها، انگشترها و چهره ايشان نمايش دهد، قرار بود كدام كلاه سر كدام فلاكت‌زدگاني برود؟
جناب آقاي احمدي‌نژاد! كدام انديشمند غربي است كه مي‌گويد هيچ انسان قد كوتاهي با ايستادن با روي شانه‌هاي مردان بزرگ، بزرگتر نمي‌شود. آري اين احساس بسار خوشايند است كه كسي با كوله باري كه 5/2 درصد آراي شهروندان را يدك مي‌كشد، به دوش مردي بايستد كه با 80 درصد آراي مردم پشتگرم است، آنچنان كه از احساس قدبلندي تا سرحد مرگ سرمست شود، اما همه داستان همين نيست جناب شهردار!گله گذاري صميمانه مردم و دوستان رئيس جمهور از ايشان هرگز شما را دچار توهم نسازد.قد خاتمي هنوز خيلي بلند است.مواظب باشيد با سر فرود نياييد !آقاي احمدي نژاد! هرگز آنها را كه از زاويه مقابل به اين قصه نگاه مي‌كنند از ياد مبريد! ترديد نكنيد كه تماشاگران به اين همه سادگي مي‌خندند و حتي دلشان به رحم مي‌آيد از اين همه ساده‌‌لوحي. حالا شما جناب شهردار در آستانه انتخابات آمده‌ايد و بر شانه‌هاي نحيف و نجيب رئيس جمهوري ايستاده‌ايد كه لبخند زدن را به مردم ما آموخت، و زيبايي را و مهرباني را و گفت‌وگو را و مدارا را و نقدپذيري را و حتي پوزش‌خواهي را. پوزش مي‌خواهم، بايد مي‌گفتم به من آموخت، به ما آموخت، به مردم آموخت. شما را نمي‌دانم، مردم را مي‌گويم. مردمي را كه ساليان سال از دوستان شما به اقتدار آموخته بودند كه «زيبايي» جرم بزرگ، «مهرباني» خيانت عظيم، «لبخند» خطايي جبران‌ناپذير و «نوآوري» گناهي نابخشودني است اما افسوس نمي‌دانم شما هم همراه مردم آن زيبايي‌هاي مقدس را آموخته‌ايد؟ به راستي آيا اگر لبخند زدن را آموخته بوديد و مهرباني و زيبايي را، چهره شهر ما تهران حالا خيلي قابل تحمل‌تر و دوست‌داشتني‌تر از اين كه هست نبود؟
راستي آن سيمرغ غول‌پيكر ميدان ولي‌عصر كه پرندگان آهني عصر دايناسور را به ياد مي‌آورد حاصل كدام آفرينش هنري است؟
و آن چادرهاي برزنتي چرك و پاره را كه جابه‌جا علم شده تا زيباترين نمادهاي شهر را كه حاصل آفرينش هنري ستايش‌انگيز هنرمندان ايراني است به سخره بگيرد و اره هاي برقي بي رحمي كه شبانه باغ هاي سبز تهران را ذبح مي كند تا اين شهر محتضرر همچنان سر شار از سم و بيم و واهمه هاي سياه باشد.
آقاي احمدي‌نژاد آيا باور كنيم پروژه مضحكه‌سازي شهر تهران به دوستان تازه‌كاري سپرده شده كه از قبل نزديكي فكري به مديران شهر تهران قرار است از جيب شهروندان تهراني، آموزش ببينند و تجربه كسب كنند.
شهردار محترم، اگر گمان كرده‌ايد ايستادن بر شانه‌هاي رئيس جمهوري كه از قضا شانه‌هاي مهربان و نحيفي دارد و طي 8 سال آزگار هر 9 روز يك بار بر گرده‌اش زخم نشسته است چيزي بر آراي رؤيايي‌تان خواهد افزود، به بيراهه تاخته‌ايد. اين خواب هرگز تعبير نخواهد داشت. مي‌گوييد نه، صبح فردا به ميان مردمي برويد كه عادت دارند هر ماه يك بار چهره شما را با تكنيك اسلوموشن از رسانه ملي تماشا كنند.

   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap