سايت امروز
  براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو)

اخبار روز | تا انتخابات | اخبار دانشگاه  

معرفي سايت
پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

دربرابرباد...وبلاگ طرفداران دکتر معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

روزنامه اقبال

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

سایت یار دبستانی

مقالات

 بى پرده با اصلاح طلبان


 از «ته دره» تا قله «سهم خواهی»


 روشنفکر سیاستمدار؟!


 ارتباط تنگاتنگ !


 يادي از دكتر شريعتي و يك نامه


 گام هاى يك مجتهد در راه حقوق بشر؛ درباره رساله حقوق آيت الله منتظرى


 از «گوني» تا «كيسه»


 تقصير به گردن كيست؟


 منطقه آزاد اروند


 نهضت ثبت نام


 انتخابات و درس هايی از کربلا!


 وظيفه تازه عدالتخواهان


 مائده‌هاي زميني


 انتقاد شديد هاشمی شاهرودی از دستگاه تحت امر خود، چرا؟


 تأملي بر شكوه‌هاي رئيس قوه قضائيه


 دو تجربه، دو احساس


 گزارش تکان دهنده قوه قضائیه


 هردم از اين باغ بری مي رسد


 هزینه بالای سیاست در ایران


 ممنوعیت


 آزادی انتخابات، بدون انتخاب آزاد؟


 دود سفيد، سياه... سرخ


 موانع مشاركت اجتماعي زنان


 معلمان دموكراسي


 بازخواني پرونده «كنفرانس برلين»


 «نقد دولت» و صداقت خاتمی


 زبان سرخ و سر سبز


 خواب خوش آقاي شهردار!


 نهادهای انتصابی، اصلی ترین مانع تحقق آزادی مطبوعات هستند


 تا كي بايد هزينه مرگ بر آمريكا را پرداخت كنيم؟


 يك باره ولي فقيه،" كشف كردني و نصب كردني" توسط خدا شد


 جرايم مطبوعاتي خلاقيت روزنامه‌نگاران را محدود كرده است


 مطالبه‌ آزادي انتخابات از مطالبات تاريخي ملت ايران است


 استراتژي‌هاي انتخاباتي از دیدگاه بازرگان و مزروعي


 محو رابطه‌ي خدايگاني و بندگي ميان اربابان قدرت با مردم، هدف اصلاح‌طلبان است


تريبون

 فوکو و تاريخ نگاري جنسيتي(متن سخنراني ژانت آفاري در دانشگاه الزهرا)


 عذرنامه


 تا تیغ قلم بر تن اشباح نشیند، «گنجی» ننشیند


 نامه سرگشاده اصلاح طلبان کرد به نامزدهای ریاست جمهوری درباره مطالبات کردها


 اونقه... اونقه...!


 پيام احسان نراقي: سزاوار نيست جوانان در اين انتخابات بي تفاوت باشند


 تجربه هشت سال گذشته


 زهرا اشراقی : قوانين موجود ، قانون الهي نيست كه بگوييم نمي‌توان آن را تغيير داد.


 مجيد تولايي : جامعه‌اى مبتنى بر قوانين دمكراتيك و حقوق بشر مى‌خواهيم


 چه بايد پاسخش مي دادم


 متن کامل سخنراني مهندس سحابي در حسينيه ارشاد


 الگويى براى عمل


 

 جستجو در سايت خبري امروز :
 

   

 کد خبر : 19051384/02/18 - 16:09:37 P.M

 از «ته دره» تا قله «سهم خواهی»Print This Page!!!

  نويسنده : امیرعباس نخعی
 (از همين نويسنده)


همیشه گمان می کردم نوشتن نقد کاری است بسیار آسان. شاید، به این دلیل که مخاطبم همواره مسؤولان و دولتمردان بودند. اما اکنون احساس می کنم که گاهی نوشتن نقد آن هم خطاب به روشنفکری که خود را از جرگه منتقدین سیاستمداران و مسؤولان می داند، کاری چندان سهل نیز نیست. چندی پیش مطلبی خواندم به قلم «خشایار دیهمی» که بی پرده عملکرد اصلاح طلبان رانقد کرده بود و در آن از جانب خود و احتمالا، جامعه روشنفکری کشور، از دولت فرضی آینده اصلاح طلبان سهم خواهی کرده و پرسیده بود: «چه سهمی به این غیرخودی ها (روشنفکران) در دولت تان خواهید داد؟» و انتقادات دیگری که شاید در وهله اول به دل هر انسان خارج از قدرت خوشایند آید. اما پس از اندکی تفکر سؤالات و نکاتی در ذهنم مطرح شد که احساس کردم مبادا ایشان نیز تحت تاثیر فضای سیاسی موجود که در آن برخی از افراد دیواری از خاتمی کوتاه تر نمی یابند و یا کتک خور اصلاح طلبان را ملس می پندارند به «نقد»، آن هم این گونه و بی محابا نشسته باشد. در اینکه بر عملکرد 8 ساله اصلاح طلبان انتقادات فراوانی هست که خود نیز در جلسات بی شمار، به آن تاکید کرده اند، تردیدی نیست. از همین رو، در اینکه روشنفکران جامعه ما برای نقد عملکرد حاکمان به فضای مناسب و حقیقی دست نیافته اند و فضای بروز مناسب اندیشه های خود را نیافته اند، تردیدی نیست. اما تردید جدی آنجاست که فضای تیره قبل از حضور اصلاح طلبان را به دست فراموشی بسپاریم. ایشان، در فرازی از مطلب خود آورده اند: «خاتمی در مقام ریاست جمهوری با همه امکاناتش از هر نه روز یک بحران به فغان آمد، ما غیرخودی ها چه باید می گفتیم که بیست وچهار ساعت شبانه روزمان مملو از بحران بود.» در گذشته از روشنفکرانی هم سنخ «جناب دیهیمی» آموخته ام که باید هر پدیده ای را در ظرف زمانی و مکانی خود شناخت از این رو از «استاد» می پرسم که آیا وضعیت رؤسای جمهور قبل از دوره خاتمی هم وضعیتی همچون خاتمی با هر 9 روز یک بحران توام بود و در همان دوره، روشنفکران آسوده بودند؟ تا آنجا که به یاد دارم در دوره قبل از خاتمی وضعیت رؤسای جمهور، وضعیت قرار گرفتن در «ثروت و قدرت» بود و روشنفکران جایگاهشان در «ته دره». آیا جای شکرش باقی نیست که اگر اکنون بحرانی هست هم برای رئیس جمهور منتخب هست و هم برای روشنفکران. صدالبته این گونه نباید باشد اما برای رفع آن هر دو نیاز به تلاش دارند وگرنه خاتمی نیز می توانست با عافیت طلبی راه دیگران را در پیش بگیرد. جناب دیهیمی زمانی که من شغل خبرنگاری را پیشه خود قرار دادم قرین با آغاز دوره اصلاحات بود. من هنوز به نیکی به یاد دارم که در آن دوران برای خبرنگاران انجام هرگونه مصاحبه با «کانون نویسندگان»، بسیار خوف انگیز بود و اگر هم مصاحبه ای انجام می شد، چاپ آن در روزنامه، خوف انگیزتر. به یاد دارم که «کانون نویسندگان» به رسمیت شناخته نمی شد و جلسات آن با ترس و وحشت برگزار می شد و پس از برگزاری هر جلسه کمترین واکنش «آن دیگران»، تهدید به مرگ برخی از اعضاء آن بود. اما حالا جایگاه «کانون نویسندگان» کجاست و مصاحبه با اعضاء آن چه جایگاهی دارد؟ آیا می توان منکر فضای مثبت (هرچند ناکافی) ایجاد شده بود؟ جناب دیهیمی، چند روشنفکر همچون «سعیدی سیرجانی» را می توانید نام ببرید؟ آیا وضعیت آنان و «بحران های فعلی» که شما از آنها یاد کرده اید با دوره پیش از اصلاحات قابل مقایسه است؟ جناب دیهیمی آیا وضعیت چاپ و نشر کتاب در دوره پیش از اصلاحات نیز چنین بوده است؟ شاید شما هم به یاد داشته باشید که چگونه «انتشارات مرغ آمین» را به آتش کشیدند و صدای کسی هم درنیامد، آیا امروز کسی چنین جراتی به خود می دهد؟ و اگر چنین اتفاقی روی دهد آیا با سکوت سیاستمداران روبه رو خواهد شد؟ آیا تحول در «سینمای» کشور چه به لحاظ کمی و یا حتی کیفی در دوره های گذشته با اکنون یکسان بوده است؟
جناب دیهیمی این موارد که تماما در بالا ذکر شد بازگرداندن بخشی از حقوق روشنفکران به «ته دره» رفته نبوده است؟ که نوشته اید «چه ضمانتی هست که اگر انتخاب شوند پس از این همه سال تحمل، حقوق پایمال شده ما را به ما بازگردانند». در بخشی از مطلب خود نگاشته اید «دایر کردن تمام تشریفاتی معاون حقوق بشر فقط یک شوی تبلیغاتی است و اعتمادی بر نمی انگیزد.» من به عنوان شاگرد از شما می پرسم که آیا در کشوری که همواره به عنوان یکی از ناقضین حقوق بشر و دارنده بیشترین تعداد زندانیان روزنامه نگار سیاسی شهره آفاق است، حقوق زنانش با چالش جدی مواجه است و جوانان آزادی های طبیعی خود را ندارند آیا طرح بحث و یا حتی شعار ایجاد معاونت حقوق بشر مطلوب و قابل دفاع نیست؟ مگر در دوره پیش از اصلاحات، هفت دوره انتخابات ریاست جمهوری برگزار نکرده بودیم و مگر تمامی این موارد نقض حقوق بشر مشاهده نمی شد، چرا هیچ وقت هیچ کاندیدایی حتی به صورت شعار بحث «حقوق بشر» را مطرح نمی کرد؟ جواب این یکی را می دانم. چون کسی حتی جرات نمی کرد خارج از حاکمیت شعاری را مطرح کند و در راستای خواسته های مردم حتی «شعار» دهد چه رسد به آنکه معاونت تشریفاتی برپا کند. حال، به یمن هشت سال دوره ریاست جمهوری خاتمی و نه همه اصلاح طلبان، نه تنها، این شعار مطرح می شود، بلکه، روشنفکری هم پیدا می شود که آن را به سخره گیرد و تشریفاتی بخواند.
کلام آخر اینکه یک روشنفکر در مقام نقد نباید به مثابه یک تحلیل گر سیاسی صرف عمل نماید. باید همه ظرفیت ها را شناخته و مورد ارزیابی قرار داد و نیمه پر و خالی لیوان را توامان دیده و سپس جمع بندی کرد و یا احیانا، پیش شرط گذارد.

   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap