سايت امروز
  براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو)

اخبار روز | تا انتخابات | اخبار دانشگاه  

معرفي سايت
پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

دربرابرباد...وبلاگ طرفداران دکتر معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

کاریکاتورهای هادی حیدری

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

سایت یار دبستانی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

وب سایت رسمی سخنگوی دولت

روزنامه اطلاعات

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

سایت خبری یاس کرج

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

مقالات

 تسامح، مسلمانان و رسانه ها


 از صندلى داغ تا تخت آناليز


 گروه فشار و انتخابات


 جنگ جايگزين مداراست


 تکرار خاطره تلخ


 آقایان پاسخ دهند


 زنان وزير


 اپوزیسیون، منافع ملی، آمریکا


 بى پرده با اصلاح طلبان


 از «ته دره» تا قله «سهم خواهی»


 روشنفکر سیاستمدار؟!


 پاسخ به چالش ها در حوزه سیاست خارجی


 ارتباط تنگاتنگ !


 يادي از دكتر شريعتي و يك نامه


 گام هاى يك مجتهد در راه حقوق بشر؛ درباره رساله حقوق آيت الله منتظرى


 از «گوني» تا «كيسه»


 تقصير به گردن كيست؟


 منطقه آزاد اروند


 نهضت ثبت نام


 انتخابات و درس هايی از کربلا!


 وظيفه تازه عدالتخواهان


 تأملي بر شكوه‌هاي رئيس قوه قضائيه


 دو تجربه، دو احساس


 هردم از اين باغ بری مي رسد


 دود سفيد، سياه... سرخ


 هزینه بالای سیاست در ایران


 ممنوعیت


 آزادی انتخابات، بدون انتخاب آزاد؟


 موانع مشاركت اجتماعي زنان


 معلمان دموكراسي


 بازخواني پرونده «كنفرانس برلين»


 «نقد دولت» و صداقت خاتمی


 زبان سرخ و سر سبز


 خواب خوش آقاي شهردار!


 نهادهای انتصابی، اصلی ترین مانع تحقق آزادی مطبوعات هستند


 تا كي بايد هزينه مرگ بر آمريكا را پرداخت كنيم؟


 يك باره ولي فقيه،" كشف كردني و نصب كردني" توسط خدا شد


 مطالبه‌ آزادي انتخابات از مطالبات تاريخي ملت ايران است


 استراتژي‌هاي انتخاباتي از دیدگاه بازرگان و مزروعي


 محو رابطه‌ي خدايگاني و بندگي ميان اربابان قدرت با مردم، هدف اصلاح‌طلبان است


تريبون

 ما روزنامه نگاریم


 گام اول(سزمقاله روز)


 انصاری راد: امام گفته بودند برخی نظراتم تابع شرایط خاص بود


 طالقانی: اجرای نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان دیکتاتوری است


 جلايي پور: ضديت با حكومت براي روشنفكران بهداشتي نيست


 آرمین: ولايت فقيه در انديشه سياسي بنيادگرايان، با تفكر پيشوا سالاري در ايدئولوژي فاشيستي تقارب زيادي دارد


  ابطحي:مشكل ما صراحت نيست، بلكه توانايي است


 فوکو و تاريخ نگاري جنسيتي(متن سخنراني ژانت آفاري در دانشگاه الزهرا)


 عذرنامه


 تا تیغ قلم بر تن اشباح نشیند، «گنجی» ننشیند


 نامه سرگشاده اصلاح طلبان کرد به نامزدهای ریاست جمهوری درباره مطالبات کردها


 اونقه... اونقه...!


 پيام احسان نراقي: سزاوار نيست جوانان در اين انتخابات بي تفاوت باشند


 كولايي:از نظر معين روشنفکران بايد یرای تاثیرگذاری فرصت پيدا كنند


 تجربه هشت سال گذشته


 گفت‌و‌گوي صريح "امروز" با رضا خاتمي:*اگر وبلاگ نويس‌ها را قبل از سال 76 مي‌گرفتند بايد جنازه آنها را پيدا مي‌كرديم.


 زهرا اشراقی : قوانين موجود ، قانون الهي نيست كه بگوييم نمي‌توان آن را تغيير داد.


 مجيد تولايي : جامعه‌اى مبتنى بر قوانين دمكراتيك و حقوق بشر مى‌خواهيم


 چه بايد پاسخش مي دادم


 متن کامل سخنراني مهندس سحابي در حسينيه ارشاد


 الگويى براى عمل


 

 جستجو در سايت خبري امروز :
 

   

 کد خبر : 19391384/02/19 - 18:13:53 P.M

 اپوزیسیون، منافع ملی، آمریکاPrint This Page!!!

  نويسنده : کیوان صمیمی*
 (از همين نويسنده)


در جريان حمله نظامي‌ آمريكا به‌ افغانستان هماهنگي موِثري در برخي مناطق بين جمهوري اسلامي‌ ايران و آمريكا به‌ عمل آمد. گرچه اين همراهي ها در مطبوعات داخلي انعكاس زيادي نداشت ولي بازتاب نسبتاً خوبي در رسانه هاي بين المللي پيدا كرد تا جايي كه بعضي مقامات آمريكايي رضايت خود را از اقدامات ايران بيان كردند. برخي از اين اقداماتِ تسهيل كننده، در جريان حمله آمريكا به‌ عراق هم از طرف جمهوري اسلامي‌ تكرار شد كه همگي مواضعي عقل گرايانه و در جهت منافع ملي ايران بود. اين دو مورد نشان داد مقامات مسئول به‌ خوبي توانستند به‌ دور از شعار هاي جنجالي ضد آمريكايي، همسويي موِثري را با آنان به‌ اجرا گذارند كه حاصل آن تامين منافعي براي هر دو طرف بود.
تامين منافع ملي ايران كه همان تامين منافع ملي ايرانيان است جز از طريق حضور خود صاحبان منفعت حاصل نمي شود و اين خود مردم هستند كه حق دارند با اعلام نظر خود اظهار كنند چه مي‌ خواهند و چه نمي خواهند. هيچكس دلسوز تر و محق تر از خودِ مردم نسبت به‌ خواسته هايشان نيست و نگارنده نيز قصد ندارد اين سطور را به‌ اثبات ضرورت رابطه مستقيم دموكراسي و منافع ملي اختصاص دهد. ذكر گزاره فوق مشخص مي‌ كند مردم ايران و نيرو هاي سياسي آزاديخواه براي رسيدن به‌ منافع ملي راهي جز برقراري آزادي اعلام نظر پيرامون حقوق و منافع خود نمي شناسند. بنابراين مردم حق دارند دموكراسي را به‌ عنوان شاخصه تنظيم دوري و نزديكي خود با هر جريان و نيرويي تعيين كنند. بديهي است جريانات قدرت محور كه براي حفظ سلطه خود و استمرار منافع فردي و گروهي، موانعي براي دموكراسي - بخوانيد منافع ملي - بوجود مي‌ آورند رودر روي مردم ايستاده ‌اند. به‌ هيچ وجه لفظ پردازي احساسات برانگيز، شرايط حاضر را حساس ترين برهه تاريخ خو ‌اندن، توجيهات آسماني براي عملكرد خود آوردن، مصلحت نظام را بر مصلحت مردم مرجّح دانستن و هيچ عذر و بهانه ديگري نمي تو ‌اند مردم و آزديخوا هان را از پي گيري منافع عيني خود كه با دموكراسي عجين شده است حتي موقتاً منصرف سازد. اين در خواست هاي انصراف موقت و صبر 25 سال است كه به بهانه هاي نوپا بودن نظام، حساس بودن جنگ، اهميت سازندگي، فشار هاي خارج و ديگر مسايل، تكرار شده و به‌ هيچ وجه قابل توجيه نيست. جريانات و نيرو هاي سياسي نيز به‌ ميزاني كه با حركت دموكراسي خواهي مردم همراهي عملي كنند در جهت منافع آن ها گام برداشته ‌اند و در نتيجه به طور طبيعي از تاييد و حمايت مردم و آزاديخوا هان برخوردار مي‌ شوند.
آيا اين شاخصه حمايت از دموكراسي، در خصوص نيرو هاي خارج از كشور هم صدق مي‌ كند؟ يعني آيا نيرو هاي خارج از كشور و دولت ها نيز به ميزاني كه از حركت دموكراسي خواهي مردم حمايت كنند، مي‌ بايست در همين زمينه از حمايت مردم برخوردار شوند؟ نيروي اصلي كه ادعاي حمايتش از حركت دموكراسي خواهي در ايران چالش برانگيز شده، آمريكاست. ايالات متحده خوا هان سلطه بر جهان است و اين خصلت فزون طلبانه، ذاتيِ سرمايه داري جهاني است. تلاش آمريكا اين است تا جهاني شدن كه ضرورت عصر ارتباطات، جهاني شدن سرمايه و كلاً مرحله تاريخي كنوني است را به‌ جهاني سازي - بخوانيد آمريكايي سازي - تبديل نمايد. در برابر اين حركت آمريكايي سازي، جنبش مقابل آن هم وجود دارد كه با حضور برخي كشور هاي جنوب، بعضي سنديكا هاي بزرگ كارگري در كشور هاي شمال و جنوب، اكثر ‌انديشمندان و تئوري پردازان سوسياليست و چپ جهان، برخي نهاد هاي حقوق بشري و روشنفكران و آزديخوا هان بسياري شكل گرفته است. وظيفه روشنفكران چپ و آزاديخوا هان عدالت طلب در ايران نزديك شدن به‌ اين جنبش و به‌ موازات آن شناخت منافع نظام سرمايه داري سيّال جهاني و سازوكار هاي آن به‌ منظور ايستادگي در مقابل حركت رو به‌ گسترش آمريكايي سازي است، نه سردادن شعار هاي بي محتواي ضد آمريكايي. به‌ دنبال اعلام نظرات مقامات آمريكايي در حمايت از حركت هاي دموكراسي خواهي در ايران، بسياري از كساني كه شعار هاي تند ضد آمريكايي مي‌ دهند هشدار داده ‌اند؛ به‌ هوش باشيد كه آمريكا به‌ دنبال منافع خودش است. سوِال اينجاست، آيا انتظار بود كه آمريكا دنبال منافع خود نباشد؟ آيا هر كشور نبايد به‌ دنبال منافع خود باشد و آيا ما دنبال منافع خويش نيستيم؟ طبيعي و بديهي است كه همه كشور ها به‌ دنبال منافع خويش هستند اما هنر مديريت ديپلماسي ما اين بايد باشد كه در تعامل با كشور ها علاوه بر لحاظ كردن همه ملاحظات سياسي از "روش مسير حساس" در مهندسي مديريت نيز استفاده شود ولازمه آن كسب اطلاعات و شناخت كافي از منافع طرف مقابل است. سياستمداران آمريكايي براي حفظ منافع ملي كشورشان امنيت را مهمترين موِلفه دانسته ‌اند. مهم ترين چالش دولت آمريكا براي تامين امنيت شهروندان خود (چه داخل و چه خارج از كشور) مسئله تروريسم است. براي اين كشور كه به‌ مردم خود برتر بودن آمريكاييان را تفهيم مي‌ كند و بنابراين ضرورت سلطه ايالات متحده برهمه كشور ها براي نجات آنان را توجيه نموده و از شهروندانش انتظار پشتيباني دارد، بسيار تلخ و زيانبار است چنانچه نتو ‌اند در عمل، اين برتري آمريكايي را به‌ اثبات برساند و احياناً با حادثه ديگري شبيه برج هاي دو قلوي نيويورك مواجه شود. نظريه پردازان حكومت آمريكا به‌ اين نتيجه رسيده ‌اند كه مبارزه نظامي‌ گسترده با تروريسم تنها راه حفظ امنيت شهروندان و تاسيسات آمريكايي نيست بلكه مي‌ بايست به‌ زمينه هاي اجتماعي و سياسي ظهور اين پديده نيز بطور ريشهاي و فعال پرداخته شود. در غير اين صورت عليرغم از بين رفتن يك فرقه يا گروه تروريستي، سازمان هاي ديگري در سرزمين ها و كشور هاي ديگر از زمين سبز مي‌ شوند.
آنها برقراري ثبات سياسي و آرامش را زمينه اي اساسي براي متولد نشدن تروريسم در كشور ها تعريف مي‌ كنند و استمرار اين ثبات سياسي نيز تنها در صورتي ممكن است كه ثبات از پايين و قاعده هرمِ اجتماع تغذيه و تقويت شود، نه از بالا و به‌ صورت تحميلي . تقويت و پشتيباني ثبات سياسي از طريق قاعده و طبقات پايين هرم و جايي كه اكثريت حجم هرم را در بر گرفته به‌ معناي پشتيباني اكثريت مردم از كل هرم اجتماع و كل نظام اجتماعي و سياسي، و همان ثبات بر مبناي دموكراسي است.
بنابراين به‌ موازات سركوب تروريسم، براي خشكاندن يا به‌حداقل رساندن زمينه هاي سياسي تولد آن "چاره اي" جز كمك به‌ ايجاد حكومت هايي كه داراي ثبات مبتني بر خواست مردم باشد، به‌ خصوص در مناطق مستعد تولد و گسترش تروريسم، ندارند. حكومتگران سلطه طلب آمريكا به‌ منظور استمرار "منافع خويش" مي‌ بايست اكثريت شهروندان آمريكايي را با خود همراه و تا حدودي منافع ملي آنان را تامين نمايند كه براي اين تامين "مجبور" به‌ طرفداري از چرخه به‌ هم پيوسته "امنيت - ثبات - دموكراسي" هستند.
خواست امنيت و آرامش منحصر به‌ مردم آمريكا نيست و مردم همه كشورها طالب زيستن در صلح و آرامش هستند و اين خواست عمومي‌ ِ بخصوص مردم كشور هاي مرفه است كه اجماع بيشتري را در ضرورت مبارزه با احساس عدم امنيت، بوجود آورده و خواهان برقراري چربه‌ فوق الذكر در همه دنيا هستند. فضاي دور از دلهره در اثر ثبات سياسي و اجتماعي بوجود مي‌ آيد و ثبات، جز در نتيجه حكومت مردم بر مردم حاصل نمي شود. هر اقليت داخلي يا نيروي خارجي كه بر مردم كشوري حكومت كند، بر خلاف مسير طبيعي ثبات و حق حاكميت مردم عمل كرده و ثبات را به‌ مخاطره مي‌ ‌اندازد. اين به‌ خطر افتادن ثبات، در يك كشور محدود نمي ماند و بي ثباتي و نا امني به‌ مناطق ديگر نيز سرايت مي‌ كند و اين همان تهديد شدنِ منافع ملي ديگران است كه باعث اجماععمومي‌ عليه آن كشور مي‌ شود، نه اراده و تمايل كور و انتزاعي مثلاً دولت آمريكا.
در همين ارتباط مردم ايران و آزاديخوا هان حق دارند حكومت اقليت و غير انتخابي را مورد سوِال قرار دهند كه چرا با عملكرد خود اجماعي چنين سنگين به‌ رهبري آمريكا عليه كشور شكل داده ‌اند. بديهي است منظور از غير انتخابي؛ عدم رعايت فرآيند انتخابات آزاد، رقابتي، عادلانه، مستقيم و يك مرحله اي (نه اين كه مرحله اول آن توسط شوراي نگهبان انجام شود) است كه اپوزيسيون ربع قرن است بر ضرورت آن پاي فشرده و در اطلاعيه ها و مقالات خود اجراي آن را براي حفظ منافع ملي ضروري دانسته است.
‌پس از انتخاباتِ تا حدي دموكراتيكِ دوم خرداد 76 فشار جامعه جهاني و حتي آمريكا عليه جمهوري اسلامي‌ ايران به‌ نحو محسوسي روبه‌ كاهش گذاشت و اوج گرفتن فشار ها بر ايران پس از انتخابات سرد و غير دموكراتيك مجلس هفتم نيز هيچگاه فراموش نخواهد شد كه هر دو اسنادي هستند از فراز و فرود روند دموكراسي و حكومت مردم بر مردم.حكومتگراني كه خارج از روند انتخابات دموكراتيك بر سر كار آمدهباشند،توان مقابله با قدرت‌ هاي جهاني را نخواهند داشت و در نتيجه بر سر دو راهي تسليم يا ماجراجويي ، منافع ملي را دچار مخاطره جدي كرده وپس از مدتي (و در هر دو صورت ) خود نيز حذف خواهند شد.آيااين ادعا درست است كه بسياري از مقامات حكومت اسلامي‌ ايران با استمرار 25 سال كشورداري و استفاده از رويه هاي غير پاسخگو، غير دموكراتيك و مغاير با حق حاكميت مردم بر مردم، افكار عمومي‌ جهانيان را به‌ اينجا رسانده ‌اند كه اين مسئولان ظرفيت ايجاد دموكراسي در كشور خود را ندارند و بنابراين به ثبات مملكت خود و نيز منطقه آسيب مي‌ رسانند؟ آسيب پذير شدن ثبات ايران با موقعيت ويژه ژئوپليتيك آن و نيز وجود برخي حكومت هاي خود كامه در منطقه، همگي تهديدي عليه امنيت جامعه جهاني قلمداد شد تا جايي كه آمريكا به‌ جمع بندي نهايي رسيد و تصميم خود مبني بر سرنگوني حكومت هاي ياد شده را عملي كرد و اخيراً نيز صريحاً از ضرورت تغيير رژيم جمهوري اسلامي‌ سخن مي‌ گويد و فشار خود بر ايران را افزايش داده است.
شوك 11 سپتامبر نيز هشداري براي بخشي از حاكميت آمريكا بود تا جمع بندي آماده شده براي كشور هاي خاورميانه در هسته نو محافظه كاران آمريكايي، هر چه سريع تر به‌ مرحله اجرا گذاشته شود. قسمت قابل توجه جمع‌بندي نومحافظه كاران تغيير رژيم هاي تروريست پرور است كه پروژه خود را از افغانستان شروع كرده و در عراق ادامه دادند و به‌ زعم آن ها ايران و سوريه هم در عداد اين كشور ها قرار دارند، آن ها همچنين از ايجاد تغييرات آمريكايي در بسياري از كشور هاي منطقه پشتيباني مي‌ كنند.
پروژه جهاني سازي آمريكا علي‌رغم اين‌كه عنصر "سلطه" را در ذات خود دارد اما در شرايط نوين جهاني و در جهت تامين امنيت خود، از دموكراسي به‌ عنوان يك "روش" بهره مي‌ گيرد، نه اين كه ماهيت ديپلماسي آمريكا تغيير يافته و دموكراسي را به مثابه‌ يك "منش" پذيرفته باشد. قابل توجه است كه در چهل پنجاه سال پيش كه شرايط سياسي، اقتصادي، تكنولوژيك و فرهنگي ديگري بر آن زمان حاكم بود و به‌ خصوص به‌ علت وجود اتحاد جماهير شوروي، انقلاب كمونيستي چين، جنگ ويتنام و خيزش هاي فراوان ضد امپرياليسي در گوشه و كنار جهان، آمريكا از روش ديگري براي تامين منافع خويش استفاده مي‌ كرد. حمايت از حكومت هاي ديكتاتوري روش عام آن زمان بود كه در ايران نيز در سرنگون كردن دولت ملي دكتر مصدق و پشتيباني همه جانبه از حكومت شاه تجلي يافت. اما همان امپرياليسم آمريكا هنگامي‌ كه ادامه حكومت محمدرضا پهلوي را در جهت منافعش نديد حمايت خود را از وي سلب كرد و راه را براي پيروزي حركت انقلابي مردم هموار نمود ولي باز هم در سال هاي بعد مشكلات ديگري براي ايران آفريد. ملاحظه مي‌ شود آمريكا با منش واحد، در مقاطع مختلف از روش ها و وسيله هاي متفاوت و بعضاً متضادي براي رسيدن به‌ هدف خود استفاده مي‌ كند. بنابراين اكنون نيز حمايت آمريكا از اصلاحات و برقراري دموكراسي در ايران و كشور هاي منطقه كه با هدف حفظ امنيت خود صورت مي‌ گيرد، بر خلاف تبليغات جرياناتِ قدرتمحور داخلي به‌ هيچ وجه موجب لكه دار شدن حركت هاي اصلاح طلبانه نمي شود، همچنان‌كه همراهي آمريكا با انقلاب مردم در آخرين ماه‌ هاي قبل از پيروزي موجب لكه دار شدن انقلاب 1357 نشد، و همچنان‌كه انجام هماهنگي هايي بين آمريكا و جمهوري اسلامي‌ ايران در حمله آمريكا به‌ افغانستان و عراق موجب لكه دار شدن مسئولان ذي‌ربط در حكومت ايران نگرديد.
مدتهاست محفل هاي قدرت مدار به‌ زعم خود براي لكه دار كردن اصلاحطلبان مستقل و اپوزيسيون و تضعيف باز هم بيش تر اصلاحات و حركت دموكراسي خواهي از روش نخ نما شده‌ي‌آمريكايي خو ‌اندن حركت اصلاحي استفاده مي‌ كنند. ضروري به‌ نظر مي‌ رسد كه اپوزيسيون بسيار صريح و شفاف مواضع خود را پيرامون اظهار حمايت جامعه بين‌ المللي ا‌ز استقرار دموكراسي در ايران اعلام نمايد. آمريكا در جهت تامين منافع امنيتي خويش به‌ ضرورت كمك به‌ گسترش فضا هاي غير خشونت آميز و غيراستبدادي در مناطقي كه استعداد ظهور تروريسم را در آن جا مي‌ بيند رسيده است و اگر اين ضرورت مقطعي كه در جهت منافع ملي خود است با دموكراسي خواهي فعالان سياسي داخل و خارج ايران كه در جهت منافع ملي ماست ،تقارن زماني پيدا كرده است ، به‌ هيچوجه نشانه آمريكاييشدن دموكراسي خوا هان نيست. درست همان گونه كه همسويي ها و حتي هماهنگي هاي ايران و آمريكا در برخي مسايل درگيري هاي آمريكا با افغانستان و عراق، نشانه آمريكايي شدن جمهوري اسلامي‌ نيست.
نيرو هاي ملي در ايران بيش از پنجاه سال است براي كسب آزادي و دموكراسي مبارزه مي‌ كنند و آنان كه در اين راه به‌ همراه ملت ايران هزينه هاي سنگين داده ‌اند، به‌ هيچ وجه زير فشار تبليغاتِ مثلث نشينانِ "زر - زور - تزوير" كه همسو شدن اپوزيسيون با آمريكا را در بوق مي‌ دمند، دست از آزديخواهي بر نمي دارند، حتي اگر هر روز هم به‌ هماهنگي با دولت آمريكا متهم شوند.
جوهره وجود اپوزيسيون، دموكراسي خواهي است و دست برداشتن از اين "منش" بخاطر اينكه كشوري ديگر براي كسب امنيت خويش (و اين امنيت نيز طبيعي است تقابلي با منافع ملي ما ندارد) حمايت از دموكراسيخواهي ما را به‌ عنوان يك "روش" مقطعي انتخاب كرده، نه منطقي است و نه ممكن.
به‌ صراحت بايد گفت تعامل فعال با آزاديخواهان جهان، كانون هاي مستقل حقوق بشري، سازمان هاي بين المللي غير دولتي و كليه نهاد هاي دموكراتيك غير وابسته كه از برقراري دموكراسي در ايران حمايت كنند حق مسلم نيرو هاي دموكراسي خواه است. هم‌چنين به‌ صراحت بايد گفت استقبال از آن بخش از مواضع جامعه بين المللي كه در آن برقراري دموكراسي در ايران مورد حمايت قرار گيرد حق طبيعي نيرو هاي دموكراسي‌خواه است. همه اين صراحت‌ ها ناشي از ارتباط تنگاتنگ دموكراسي با منافع ملي است، بنا براين با همان صراحت، اين نكته را نيز بايد اضافه كرد كه ايستادگي‌دربرابر آمريكا يا هر كشوري كه به‌ منافع ملي ايران تعرض نمايد، نه تنها حق بلكه وظيفه نيرو هاي دموكراسي‌خواه است.
*مدیر مسؤول ماهنامه نامه و عضو شورای مرکزی حزب آزادی مردم ایران

   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap