سايت امروز
  براي آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنيم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد . (پائولو کوئلیو)

اخبار روز | تا انتخابات | اخبار دانشگاه  

معرفي سايت
دربرابرباد...وبلاگ طرفداران دکتر معین

روزنامه اقبال

سایت رسمی دکتر سروش

سایت یار دبستانی

روزنامه ایران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

سایت رسمی دکتر کدیور

روزنامه اطلاعات

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

پایگاه خبری تبریز نیوز

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

سایت رسمی عمادالدین باقی

سایت خبری یاس کرج

خبرگزاری کار ایران

روزنامه شرق

روزنامه همبستگی

روزنامه آفتاب یزد

روزنامه اعتماد

مقالات

 قوه قضائيه و نگرش مردم


 درباره فاشيسم


 برنامه محوري محافظه‌كاران از شعار تا واقعيت


 نسيم «مبارك» دموكراسي


 مشكلات كردها و صندوق رأي


 ستاد مطبوعات محافظه كاران


 امام حسين(ع) و حوزه عمومى


 انتخابات دموكراتيك، مشاركت حداكثري


 اوّل، معاون اوّل


 کی بود کی بود ، من نبودم


 نامه‌اعتراض‌آميز احسان نراقي خطاب به سناتور آمريكايي


 دبيركل جبهه مشاركت: اجازه نخواهيم داد سرنوشت كشور به دست نااهلاني رقم بخورد كه آزادي حتي لق‌‏لقه زبان آنها نيست


تريبون

 گفت‌وگوي اختصاصي اقبال با عبدالكريم سروش: دموكراسي راه بي‌بازگشت در ايران


 تأخير نخبگان در ورود به انتخابات در گفتگو با ستاری فر


 سي دليل براي رأي دادن به دكتر معين - قسمت دوم


 مناظره برای انتخابات (وبلاگ کومه)


 قسمت دوم مصاحبه خواندنی توسعه با دکتر معين


 تاج‌زاده: نمي‌شود در پستو نشست و موج ايجاد كرد


 احمد زيدآبادي:نيروهاي اپوزيسيون كانديداي خود را معرفي كنند


 حمله يالثارات به حاتمي كيا


 نامه سرگشاده شيرين عبادي به رئیس جمهور در باره ميدان نقش جهان


 ادامه حمایت ناطق از لاریجانی


 دکتر معین: وزير اطلاعات من گزينه شانزدهم نخواهد بود


 پاسخ سخنگوی دولت به دبیر شورای نگهبان


 آرمین:هنوز وقتي از جمهور صحبت مي‌شود، عده‌اي عنوان مي‌كنند منظور جمهور ناب است، نه همه‌ي مردم


 مشاور رئیس جمهور : نمي‌توان تعريف واحدي از دموكراسي ارائه كرد


 عبور از قهرمان در انتخابات ریاست جمهوری (وبلاگ هنوز)


 ديدگاههاى دكتر محمدجواد مظفر درباره پيش نياز آشتى نخبگان با سياست


 فراتر از گفتمان سازی


 انصاري‌‏راد: اسلام بيشترين صدمه را از متحجرين كُند فهم خورده است


 حقيقت‌‏جو:وظيفه ما شناخت انحرافات واقعه عاشوراست


 انتقاد نايب رئيس شوراي شهر از برخورد پلیسی شهرداری تهران با سرمایه گزاران


 

 جستجو در سايت خبري امروز :
 

   

 کد خبر : 5041383/12/09 - 14:24:27 P.M

 امام حسين(ع) و حوزه عمومىPrint This Page!!!

  نويسنده : محسن كديور
 (از همين نويسنده)


سخنرانى در دانشگاه شريف
حسين آمده به زندگى هاى بى روح، روح ببخشد. اما حسينى بودن و به سبك و سياق حسين زندگى كردن چه ويژگى هايى دارد.
از ديد حسين اگر چهار معنا در زندگى محقق شود، زندگى انسان باروح مى شود و زندگى از بى معنايى در مى آيد. همانطور كه گفتيم محور اول و كلمه اول در زندگى حسينى، ايمان به خداوند است.
در همين محور جمله اى را مى خوانم كه به احتمال قوى نشنيده ايد و كمتر در اين مجالس هم من شنيده ام. اين روايت غالباً از هشام ابن حكم از امام كاظم نقل شده است و در باب فضيلت عقل است. در اين روايت تكه اى است كه از امام حسين نقل شده است. امام حسين مى گويد: «تمام آن چيز هايى كه خورشيد بر آن مى تابد، از مشرق زمين تا مغربش، كوهش، بلندى اش و دره اش، همه اينها نزديك يك ولى الهى، يعنى كسى كه به معرفت خدا واصل شده باشد، مانند يك سايه بيشتر نيست.»
در فلسفه نيز افلاطون نظرى شبيه اين دارد. افلاطون مى گويد تمام جهان ماده سايه جهان مجرد است. در ادبيات دينى همه اديان آمده اند تا ما را به باطن جهان راهنمايى كنند و يادآورى كنند كه مردم فريفته اين ظاهر حيات دنيا نشوند.بعد امام حسين مى گويد: «آيا آزاده اى را سراغ داريد كه اين غذاى نيم خورده را به اهلش واگذارد؟ بهاى شما بهشت است، خود را به كمتر از بهشت نفروشيد.» اين جهان شناسى مى گويد آنچه در آن غوطه مى زنيد، ظاهرى است. سئوال اين است كه آيا عقل انسانى توان راهيابى به پشت متن زندگى را دارد؟ امام حسين مى گويد دنيا باطنى دارد. دوم ظاهر دنيا فريبنده است و سوم اينكه گذشتن از اين ظاهر دنيا آزادگى مى خواهد. امام حسين در انتها مى گويد: «هر كسى كه به اين ظاهر دنيا رضايت بدهد و باطن را رها بكند، از ما نيست.» مومن كسى است كه اين عظمت را براى هستى قايل است. براى حسين از ابوذر نقل مى كنند كه مى گويد: «من فقر را بيشتر از ثروت و بيمارى را بيشتر از سلامتى دوست دارم. نظر شما چيست؟» امام حسين مى گويد: «من در مكتبى پرورده شده ام كه با سپردن كار خودم به خدا پاسخ مى دهم. راضى ام به رضاى او. اگر محبوب فقر مى پسندد، به فقر راضى ام. اگر محبوب غنا مى پسندد، به غناى او دلخوشم. اگر محبوب مى پسندد كه مقابلش بيمار شوم تا مرا بيازمايد به بيمارى راضى ام و اگر سلامتى، به سلامتى.» خدا ركن اول زندگى مومنانه است. ركن دوم در زندگى حسين كرامت جويى يا بزرگى طلبى است. وقتى از حسين مى پرسند تو چيزى از پيامبر شنيده اى، جمله اى را نقل مى كند كه ديگرى از پيامبر نقل نكرده است. اين جمله نشان مى دهد كه حسين از ابتدا به دنبال اين كرامت جويى است. به دنبال علو طبع و عزت است. اين جمله در كودكى در ذهن حسين نقش بسته است. مى گويد من از پيامبر شنيدم: «خداوند امور عالى را دوست دارد و از امور پست نفرت دارد.»
وقتى كه به او پيشنهاد بيعت مى كنند، استدلال تكان دهنده اى مى كند.
حسين مى گويد: «مثل من با مثل تو بيعت نمى كند. من نفس خود را با ذلت به دست تو نمى دهم. خود را به مقام يك عبد فرو نمى كاهم من در دامن عزت متولد شده ام و به دنبال حفظ اين عزت هستم از من دور باد ذلت!»
ركن سوم در زندگى حسين، عدالت خواهى و حق جويى است. تمام پيام اجتماعى حسين ابن على در عدالت جويى و حق طلبى خلاصه مى شود.
در مقابل ظلم بايد عكس العمل مناسب نشان داد. گاهى از عكس العمل مناسب چنين تعبير مى شود كه ما در هر شرايطى واجب است كه اقدام مسلحانه كنيم. اين وصله هرگز به تن حسين بن على نمى چسبد. زيديه قايلند كه جهاد در تمامى شرايط واجب است. اين در مكتب حسينى پذيرفته نشده است. حسين به دنبال اين است كه اقدامش، در شرايط مناسب صورت بگيرد. حسين شهادت را انتخاب كرد كه به زندگى بالاترى دست يابد و اين زيستن را ترك كرد كه به ما بياموزد زندگى خط قرمز دارد. كسى كه نفس كشيدن به هر قيمتى را زندگى مى داند، حسينى نيست. كسانى كه به حقوق مردم تجاوز مى كنند، كسانى كه عدالت را نقض مى كنند، دين مانند پس مانده غذا در لاى دندان هاى آنها است. اكثر مردم تا زمانى كه دين شان مقابل دنيايشان قرار نگيرد، با دين مشكلى ندارند. حسين در زمان خودش آقازاده بود. مطابق آن روز بهترين زندگى را برايشان فراهم مى كنند. اما حسين اين راه را انتخاب نكرد تا به من و تو هم اين را بياموزد. حال اگر بگوييم حوزه عمومى ربطى به دين ندارد، در اين صورت بند سوم زندگى حسينى بى معنا مى شود. حسين با يك الزام دينى به اين حوزه آمد و از عدالت و حق سخن گفت: روى سخنم با انديشه اى است كه مى پندارد مشكلاتى كه جامعه ما با آن مواجه است، برخاسته از حضور دين در عرصه عمومى است. براساس اين انديشه براى اصلاح دين، چاره اى نداريم جز اينكه عرصه عمومى را دين زدايى كنيم. اهل دين اگر سخنى دارند در خلوت خود با خداى خود مطرح كنند. دينداران در پستوى خانه و يا در اخلاق اين ديندارى را متجلى كنند. عرصه عمومى جاى تجلى ديندارى نيست. بايد خاطر نشان كنم كه از زاويه دين به عرصه عمومى نگريستن، آنچنان كه در تلقى رسمى چنين است، به معناى قايل شدن حق ويژه براى دينداران نيست. معنايش منصوب شدن انسان عادى از جانب خداوند نيست. دين را مى توان مستبدانه و يا دموكراتيك وارد عرصه عمومى كرد. آنچه كه بايد مورد نقد باشد شيوه حضور دين در عرصه عمومى است و نه اصل حضور حسين در اين عرصه. سبك حسينى، به معناى بى كله وارد شدن نيست. حسين بن على بيش از همه ما تحليل داشته است. اسلام حسينى اسلام سياسى است اما اسلام ديكتاتورى نيست. برخى شيپور را از سر گشادش گرفته و مى دمند.آنها در واقع به يك مغالطه تاريخى دست يازيده اند و راه برون رفت از مشكلات كنونى دين را دين زدايى از عرصه عمومى مى دانند. جالب اينجاست از ايران كه خارج مى شويم، از دهه ۱۹۸۰ به اين طرف، گفتمان مسلط در حوزه علوم اجتماعى گفتمان سكولار نيست. شما به كار هاى ابتدايى كه برخى اش هم به فارسى ترجمه شده نگاه كنيد. به عنوان نمونه افول سكولاريسم پيتر برگر. دشوارى ما اين است كه ادبيات قبل از ۱۹۷۰ در ايران ترويج و ترجمه مى شود در حالى كه فضاى خارج از ايران مقابل اين ادبيات است. هابرماس به ايران آمد، اما چون سطح سواد فلسفى در جامعه در آن سطح نبود امكان گفتمان با وى فراهم نشد.هابرماس مى گويد گفتمان مسلط در دنياى ما گفتمان دينى است و من مى بايد با اين گفتمان وارد گفت وگو بشوم. اين در حالى است كه هابرماس خودش را لائيك مى داند. كسى كه مى خواهد سبك زندگى مومنانه با سياق حسينى داشته باشد، عنصر اجتماعى را نمى تواند از تفكر دينى اش حذف كند. در زمان امام حسين هم فراوان بودند كسانى كه براى امام حسين دعا مى كردند اما حاضر نشدند عمل اجتماعى انجام دهند. محور چهارم در زندگى امام حسين، ايثار و شجاعت است. براى مومن بودن، جرات اقدام لازم است. مومن بودن اكتفاى به اين نيست كه رابطه قلبى ات را با خدا حفظ كنى. اين شرط لازم است، اما كافى نيست. اين شيوه فرد بى عرضه را نمى پذيرد. شجاع باش. اهل ايثار باش. امروز در هر كوى و برزنى بگويى حسينى زيستن يعنى چه؟ به طور قطع بند چهارم را همه مى دانند: جرات اقدام داشتن براى احقاق حق و براى عدالت خواهى. مى دانيد كه در زمان معاويه، امام حسن مجبور به انعقاد يك صلح نامه شد و حسين تا زمانى كه معاويه در قيد حيات بود، صلح نامه امام حسن را رعايت مى كرد و نقض نكرد. حسين از مفاد اين قطعنامه انتقاد مى كرد اما آن را نقض نكرد. حسين در زمان معاويه مجبور به بيعت نشد و او هم مقابله اى نكرد. اما در زمان يزيد به بيعت مجبورش كردند. يا بيعت مى كنى يا مى ميرى. حسين گفت حاضر به بيعت نيستم. حج اش را ناتمام گذاشت. زمانى كه حسين فهميد قصد جانش را كردند حج اش را ناتمام گذاشت. در واقع او به دنبال جنگ نبود. مردم طلبيدند، دعوت كردند، او هم روانه كوفه شد تا دعوت مردم را اجابت كند. اگر به جايى رسيديم كه عقل خود- بنياد بشرى به جاى خدا نشسته است و خدا در وجود تو امرى تشريفاتى شده است، آن وقت بايد بنشينيم در برداشت هاى دينى خودمان تجديدنظر كنيم.مورد دوم در زندگى حسين كرامت جويى است. مورد سوم حق طلبى و عدالت جويى و عدم انحصار دين در حوزه فردى و شخصى است و مسئله چهارم، ايثار و شجاعت و توان اقدام داشتن است.

   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap