گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  تكنوكراسى و اصولگرايى


  چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا؟


  مبارک


  از عزت آگاهي تا لذت آزادي


  ميراث دفاع مقدس


  سنديكاليزم؛ ضرورت تداوم اصلاحات


  تعجب!


  خزانه پر و دولت جديد


  جامعه شناسى جنگ


  آئين دوست يابى


تريبون

  دولت‌ها و رسانه‌ها


  کيهان و مرتضوی


  پرونده ملي؟


  نگاهی به کارنامه اقتصادی دوران اصلاحات و خاتمی


  بازگشت به خويشتن


  خاطرات دكتر يزدى از مذاكره با صدام


  اينجا، کجاست؟


  نسبت جنبش زنان با جنبش ملي دموكراسي خواهي


  شاخص بورس و قطعنامه شوراى حكام


  جنبش زنان و جنبش دموكراسي خواهي آيا نسبتي هست؟


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 11:42:04 - 5/7/84
لوازم شعار «دموكراسي در جهان» Print This Page!!!

مشارکت:نكاتي درباره اظهارات احمدي‌نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل

هرچند مهمترين مسأله در جريان سفر «محمود احمدي‌نژاد» رئيس جمهوري و هيأت همراه وي به نيويورك اعلام مواضع ايران در پرونده هسته‌اي بود، اما نطق مقدماتي و كوتاه وي در مجمع عمومي سازمان ملل هم حاوي نكاتي بود كه نظر تحليلگران را به خود جلب كرده است. يكي از نكات، تأكيد احمدي‌نژاد بر ضرورت «برقراري ساز و كار دموكراتيك در نظام بين‌الملل و مجموعه سازمان ملل» بود. تأكيد احمدي‌نژاد بر تشكيل يك «دموكراسي جهاني» بيشتر از آن رو مورد توجه قرار گرفته كه وي تنها نامزد انتخابات اخير رياست‌جمهوري محسوب مي‌شود كه به صراحت عليه دموكراسي موضع‌گيري كرد و گفت كه «ما براي دموكراسي انقلاب نكرديم». احمدي‌نژاد پس از پيروزي در انتخابات هم، هيچگاه از مناسبات دموكراتيك در داخل كشور دفاع نكرد و حتي در ميثاق‌نامه دولت خود و شعارهايي كه در اين مدت بيان كرده، همواره عبارت «دولت اسلامي» را به جاي «جمهوري اسلامي» به كار گرفته است. امري كه از ديد فعالان و ناظران سياسي پوشيده نمانده و به همين خاطر، نيروهاي مختلف جريان‌هاي اصلاح‌طلب و حتي ميانه‌رو در اين مدت، بارها نسبت به «جدي‌تر شدن حركات جريان اقتدارگرا براي هدم جمهوريت نظام» هشدار داده‌اند. در كنار اين مسأله، روابط نزديك احمدي‌نژاد با «محمدتقي مصباح يزدي» كه به عنوان تئوريسين جريان «ضد جمهوريت» شناخته مي‌شود، نگراني‌ها را درباره آينده دموكراسي پررنگ‌تر ساخته است. به ويژه آن كه پس از پيروزي احمدي‌نژاد (كه از حمايت جدي مصباح يزدي در جريان انتخابات برخوردار بود)، مصباح در عرصه سياسي فعال‌تر شده و پس از وقفه‌اي حدود دو ساله، سخنراني‌هاي صريح وي عليه دموكراسي از سرگرفته شده است.
وجود چنين سابقه‌اي است كه تأكيد احمدي‌نژاد بر مسأله دموكراسي در نظام بين‌الملل را جالب توجه كرده است. در اين زمينه چند نكته گفتني است:
1-برخي بر اين باورند كه دليل اصلي تأكيد بر مسأله دموكراسي در سطح بين‌المللي، موقعيت ضعيف و «دست پايين‌تر» دولت جديد در نظام بين‌الملل باشد. اصولاً اين يك واقعيت است كه جريان‌هاي قدرتمندتر درون هر سيستم، چندان دغدغه دموكراسي و مسائلي از اين دست را هم ندارند. به همين خاطر، تا زماني كه در يك سيستم توازن قواي كافي وجود نداشته باشد، انتظار التزام به مناسبات دموكراتيك در آن چندان به جا نيست. بر همين اساس، جريان اقتدارگرا كه در داخل، اهرم‌هاي مختلف قدرت را در اختيار دارد و با استفاده از آنها، نيروهاي رقيب يا مخالف را سركوب، محدود و منزوي مي‌كند، هيچ گاه در داخل كشور از دموكراسي سخن نمي‌گويد و حتي تا جايي پيش مي‌رود كه مي‌كوشد «جمهوري اسلامي» را به «دولت (حكومت) اسلامي» تحويل كند. از آن طرف، همين جريان چون در نظام بين‌المللي از قدرت اندكي برخوردار است و مسائلي چون پرونده هسته‌اي هم فشارهاي موجود بر آن را افزايش داده، شعار دموكراسي سر مي‌دهد و همچون ايده‌آليست‌هاي صلح‌طلب از «برقراري ساز و كار دموكراتيك و نظام برابر حقوق» در سطح بين‌الملل سخن مي‌گويد. اين رفتارها و گفتارهاي دوگانه در داخل و خارج كشور به خوبي اهميت مسأله «قدرت» را در تحليل مسائل نشان مي‌دهد و جرياني هم كه احمدي‌نژاد اكنون نماد آن شده، از «واقعيت قدرت» تبعيت مي‌كند.
2-در كنار تحليل كلان مبتني بر مناسبات قدرت كه در بند اول اين تحليل آمد، اين مسأله هم قابل ذكر است كه جريان اقتدارگراي حاكم هر چند در ماه‌هاي اخير با صراحت بيشتري عليه دموكراسي موضع‌گيري كرده و «نقد ايدئولوژيك» دموكراسي را در كنار «نفي سازمان يافته» مباني دموكراتيك جمهوري اسلامي پررنگ ساخته است، اما همچنان شعارهايي نظير آن كه «همه اركان قدرت در ايران از رأي مردم ناشي مي‌شود» در صدر مواضع مقامات ايراني (به‌ويژه در مقام گفت‌وگو يا اعلام مواضع به جهانيان) قرار دارد. چنان‌كه احمدي‌نژاد هم در جريان نطق دوم خود در سازمان ملل اين مطلب را مورد تأكيد قرار داد. تأكيد بر مباحثي چون «مردم‌سالاري ديني» از سوي مقام‌هاي عالي نظام هم در اين چارچوب مطرح مي‌شود. اما آيا واقعاً ساز و كار موجود در كشور، ساز و كاري كاملاً دموكراتيك است؟ به نظر نمي‌رسد، هيچ تحليلگر بي‌طرفي به اين پرسش پاسخ مثبت دهد. وجود ابزارهاي غيردموكراتيكي چون نظارت استصوابي، تضعيف جامعه مدني، زنداني و دادگاهي كردن مخالفان و منتقدان سياسي، نابرابري ميان امكانات احزاب و جريان‌هاي سياسي رقيب، مداخله آشكار نظاميان در حوزه سياسي، استفاده ابزاري از دين براي حذف مخالفان و نيز مسائلي چون سانسور، توقيف و لغو امتياز در حوزه مطبوعات، فرهنگ و هنر از جمله مسائلي است كه سخن گفتن از «وجود دموكراسي در داخل ايران» را دشوار مي‌كند.
بر اين مبناست كه به نظر مي‌رسد حال كه جناب احمدي‌نژاد پس از مدت‌ها از واژه «دموكراسي» در سخنان خود سود جسته است، جا دارد از وي و جريان حامي وي كه اركان مهم قدرت را در اختيار دارد، پرسيده شود: «آيا دموكراسي مطلوب شما در سطح جهاني همان دموكراسي است كه در داخل كشور حاكم كرده‌ايد؟» به نظر نمي‌رسد، پاسخ آنان به اين پرسش مثبت باشد. چه، اگر اين گونه بود، آقاي احمدي‌نژاد نبايد در سخنانش در سازمان ملل، دموكراسي بين‌المللي مدنظر خود را «نظامي برابر حقوق» توصيف مي‌كرد. چرا كه تئوريسين‌هاي جريان حامي احمدي‌نژاد در داخل كشور (نظير مصباح يزدي) علناً با برابري حقوق شهروندان مخالفت مي‌كنند. جناح اقتدارگرا هم از طريق مقابله با آزادي انتخابات، احزاب و مطبوعات عملاً برابري حقوق جريان‌هاي فكري و سياسي در داخل كشور را از بين برده است. به طوري كه جريان حامي كانديدايي كه با شبهات فراوان 5/5 ميليون رأي آورده، اكنون علاوه بر همه رسانه‌ها و تريبون‌هاي عمومي، از چندين روزنامه خصوصي هم برخوردار است اما جرياني كه نامزد آن در انتخابات با وجود همه محدوديت‌ها چهار ميليون رأي آورده، هيچ رسانه‌اي در اختيار ندارد. بنابراين، جا دارد براي آگاهي احمدي‌‌نژاد و جريان حامي وي گفته شود كه دموكراسي لوازمي دارد. از جمله: آزادي احزاب، مطبوعات، انتخابات، اقليت‌هاي ديني، قومي و مذهبي و امكان فعاليت اپوزيسيون قانوني.
دكتر احمدي‌نژاد و حاميان وي فكر مي‌كنند در نظام بين‌‌الملل بايد نظامي «برابر حقوق» شكل گيرد تا بتوان نام دموكراسي را بر آن نهاد، پس در داخل كشور هم جا دارد اين «برابري» (عدالت) در حوزه‌هاي مختلف سياسي، آموزشي، قوميتي، مذهبي، رسانه‌اي و جنسيتي برقرار شود تا بتوان از عنوان دموكراسي در داخل نيز سود جست.
از ديگر لوازم سخن گفتن جناب احمدي‌نژاد از دموكراسي در سطح بين‌الملل، آن است كه ديگر نمي‌توان دموكراسي را مسأله‌اي «غير اسلامي» و «مخالف آرمان اصلي انقلاب» معرفي كنند. بلكه جا دارد، همچنان كه از دموكراسي در جهان دفاع مي‌كنند و به «يكجانبه‌‌گرايي» و «تكصدايي» در عرصه جهاني خرده مي‌گيرند، در عرصه داخلي هم چنين كنند؛ نه آن كه پس از يكپارچه كردن حاكميت، براي تحقق رؤياي «جامعه يكدست» و حاكم شدن «جمهور ناب» زمينه‌سازي كنند.
3-در اين ميان، برخي هم معتقدند كه شعار «دموكراسي بين‌المللي» نيز همچون شعارهاي اقتصادي و اجتماعي مطرح شده در ايام انتخابات، يك «شعار تخيلي» است. چرا كه واقعيت‌هاي موجود در نظام بين‌الملل، امكان برقراري يك ساز و كار دموكراتيك را در شرايط فعلي فراهم نمي‌كند. اين واقعيت‌ها همان فقدان توازن قوايي است كه در بند اول اين تحليل بدان اشاره شد. اين نكته علاوه بر احمدي‌نژاد و حاميانش، براي اصلاح‌طلبان و حاميان دموكراسي در داخل كشور هم شنيدني است. آناني كه شعار برقراري ساز و كاري دموكراتيك در داخل كشور را مي‌دهند، بايد اين واقعيت را بپذيرند (و تجارب تاريخي كشورهاي دموكراتيك را مدنظر قرار دهند) كه براي برقراري دموكراسي در ايران قبل از هر چيز بايد به سمت نوعي توازن قوا حركت كرد. يعني در برابر قدرت نظامي – امنيتي يكپارچه موجود، راهي جز شكل دادن به يك قدرت اجتماعي و «غيرقابل حذف» جهت تضمين حداقلي از دموكراسي در داخل وجود ندارد. از اين روست كه هواداران دموكراسي از فرصت موجود بايد در جهت تقويت نفوذ و موقعيت اجتماعي و ساز و كار تشكيلاتي خود استفاده كنند و به سردادن شعارهاي زيبا در توصيف دموكراسي و طرح تحليل‌هاي روزمره اكتفا نكنند.
4-نكات مطرح شده در بالا ناقض اصالت نظريه «دموكراسي در جهان» نيست. اگر چه در شرايط فعلي براي تحقق اين ايده در سطح جهاني چشم‌انداز چندان روشني وجود ندارد ولي طرح آن از سوي كشورهاي جهان سوم و غير متعدها، خصوصاً از سوي يك كشور اسلامي جاي استقبال دارد و دقيقاً به همين دليل هم هست كه اين موضع آقاي احمدي‌نژاد تعجب برخي ناظران سياسي بين‌المللي را برانگيخت. در واقع با تبليغات مطرح شده درباره نوع تفكر دولت جديد انتظار آنان از نطق احمدي‌نژاد، طرح مباحث ديگري به جز نظريه صائبي چون «دموكراسي در جهان» بود. آنان نيز حق دارند كه پس از شنيدن اين سخنان، از گوينده آن سؤال كنند كه آيا به ضريب شاخص دموكراسي در كشور خود توجه كافي داشته است؟!


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap