گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا؟


  مبارک


  از عزت آگاهي تا لذت آزادي


  ميراث دفاع مقدس


  سنديكاليزم؛ ضرورت تداوم اصلاحات


  تعجب!


  خزانه پر و دولت جديد


  وقتي "مرتد"ها عزيز مي شوند


  جامعه شناسى جنگ


  آئين دوست يابى


تريبون

  خاطرات دكتر يزدى از مذاكره با صدام


  خاطرات جلائي‌پور از جنگ


  بازخوانى آخرين ماه هاى جنگ درگفت وگو با بهزاد نبوى


  اينجا، کجاست؟


  نسبت جنبش زنان با جنبش ملي دموكراسي خواهي


  لوازم شعار «دموكراسي در جهان»


  شاخص بورس و قطعنامه شوراى حكام


  جنبش زنان و جنبش دموكراسي خواهي آيا نسبتي هست؟


  نفت اصلي‌ترين عامل كودتاي 28 مرداد 1332


  طبقه سياسي جديد


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 12:11:35 - 6/7/84
نسبت جنبش زنان با جنبش ملي دموكراسي خواهي Print This Page!!!

نامه-ناهید توسلی:
نيك اگر بنگريم؛ از آغاز جنبش مشروطيت تا امروز كه نزديك به صد سال از دوران آن مي‌گذرد‌، جامعه‌ي ايران به دليل عدم حضورهزاران هزار ساله‌ي استقلال، آزادي و دموكراسي =( مردم سالاري) به دنبال اين مفاهيم، حركت‌ها و اصلاحات بسياري را از سر گذرانده است. روشن‌فكران ايران هميشه دغدغه‌ي اين مفاهيم را داشته‌اند و جان‌ها بر سر آن داده‌‌اند. بدون شك، اين مفاهيم، مفاهيمي بنيادين و ريشه‌اي در رسيدن يك جامعه به ويژگي‌‌هاي «روزآمد» جهان مدرن امروزي است‌.
جامعه‌‌اي كه مي‌‌خواهد به اين اركان اساسي برسد، بايد جامعه‌اي باشد كه همه‌ي شهروندانش از حقوق برابر و عادلانه‌ي انساني در شرايط ويژه‌ي خود و در همه‌ي سويه‌هاي زندگي برخوردار باشند. در جامعه‌اي كه بالغ بر نيمي از جمعيت آن به دليل جنس و جنسيت يا به دليل جوان بودن و هردوي اينان به دليل تحت تكفل مرد و پدر بودن؛ كه از ويژگي‌هاي نظام مرد/پدرسالارانه‌ي حاكم بر آن جامعه است و در لايه‌هاي پنهاني قوانين مدني و حقوقي همين نظام، از ابتدايي‌ترين حقوق انساني‌/ آزادي‌/ شهروندي خود قانونا محروم هستند، چگونه تحقق آزادي و برابري و عدالت و دموكراسي و... امكان‌پذير خواهد بود؟
بدون شك در چنين جامعه‌هايي، با ويژگي‌هاي جامعه‌ي پيراموني يا جنوبي و جهان سومي، جنبش‌هاي گوناگوني در قالب‌هاي متفاوت؛ مانند جنبش‌هاي زنان، جوانان، دانشجويان، كارگران، اقليت‌هاي قومي و مذهبي و.... خواستار حقوق برابر و عادلانه هستند. آن‌چه مهم است، اولويت‌بندي اين جنبش‌هاست كه به وسيله‌ي حاكميت‌هاي دولتي جابه‌جا و موجب ارزش‌گذاري آن‌ها مي‌شود
معمولا در جوامعي اين چنين (مانند جامعه‌ي ايران) ساختار حاكميت (بخوانيم دولت) به دليل مردانه بودنِ تفكر پشت آن، ساختاري است كه اساسا در هيچ برهه‌اي از دوران تاريخ نوين ايران - از جنبش مشروطه‌خواهي به اين سو - انگشت خود را به سوي جنبش زنان يا كودكان وجوانان نشانه نگرفته است. دليل اين بي‌اعتنايي و بي‌توجهي و بعضا تغافل حاكميت سياسي - اجتماعي مرد/پدرسالارانه‌ي جوامع شرقي و خاورميانه و نيز جوامع ديني(اسلامي) به ويژه جامعه‌ي سياسي/ اجتماعي/ ديني ايران نسبت به جنبش زنان ريشه در ناباوري به اصل مساله و باصطلاح ناباوري به صورت‌ مساله دارد. بدون شك جامعه‌اي كه در زيرمجموعه‌ي باورها و سنت‌ها و حتي آموزه‌هاي «مردانه‌خوانش شده»ي متون ديني خود براي مرد اقتداري برتر از زن و براي پدر اقتداري فراتر از فرزند باور دارد و همه‌ي فلسفه‌ها و آيين‌ها و اسطوره‌ها و رفتارهاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي، آموزشي، هنري، ادبي و... را با خوانش مرد/ پدرسالارانه‌ي خود تفسير و تاويل مي‌كند و از رانت اقتدار تك محورانه و تك صداييِ جنسي و جنسيتي استفاده مي‌نمايد، گزينه‌ي جنبش و حقوق زن و كودك (در دراز مدت حقوق جوان) گزينه‌اي اگر نه مغفول، حتي اگر مطرح، در چارچوب سياست‌ها و منافع اين حاكميت شكل مي‌گيرد
بنابراين اگر قايل به طرح «نسبت جنبش زنان با جنبش ملي دموكراسي خواهي» هستيم به اين دليل نيست كه جنبش زنان از نظر ارزشي و كيفي متفاوت‌تر با ديگر جنبش‌هاي مورد لزوم و موجود در جامعه‌ي ايران است، بلكه به اين دليل است كه جنبش زنان جنبشي مغفول مانده، فراموش شده و از همه مهم‌تر جدي تلقي نشده در ميان خيل جنبش‌هاي مدني، فرهنگي، سياسي، اقتصادي، و... ايران است. چگونه ممكن است در جامعه‌اي دموكراسي و آزادي بدون حضور نيمي از شهروندان جامعه كه زنان هستند محقق شود؟ آيا مي‌توان با اين مفاهيم جنسي و جنسيتي برخورد كرد و آن‌ها را مردانه يا زنانه كرد؟ آيا غير از اين است كه همه‌ي اين مفاهيم، مفاهيمي عام و انساني هستند؟ پس چگونه است كه در هيچ يك از نهادهاي تصميم‌گيري، هيچ زني حضور موثر و فعال ندارد؟ حتي در نهادهاي بسيار مهم و تصميم‌گيرنده‌ي مسايل حياتي انسان‌ها مانند شوراي نگهبان يا مجمع تشخيص مصلحت نظام، در تصميم‌گيري مسايل مربوط به زنان (مانند عدم اجازه‌ي سقط جنين مرده در شكم مادر كه ممكن است مرگ مادر را موجب شود) هيچ زني حضور ندارد تا بتواند نظر زن/ مادرانه‌ي تجربه شده‌ي خود را در آن نهاد اعلام و اعمال كند؟
آيا تحقق جنبش دموكراسي‌خواهي و آزادي و برابري و عدالت بدون حضور تجربيات زن/ مادرانه در جامعه ممكن است؟ مسلما چنين چيزي محقق نخواهد شد و اگر هم فكر ‌كنيم به شكل صوري محقق مي‌شود، هرگز كامل، تمام و لازم‌الاجرا نخواهد بود.
از اين رو "سرويس زنان" مجله "نامه" ‌تصميم گرفت كه اين موضوع را به اقتراح بگذارد تا از نظرات متخصصين و پژوهش‌گران حوزه‌هاي "زنان"، "دموكراسي‌خواهي"، "دين" و...مطلع شود. اين بحث در شماره‌هاي آينده سرويس زنان مجله» نامه هم‌چنان پي گرفته خواهد شد.


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap