گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا؟


  مبارک


  از عزت آگاهي تا لذت آزادي


  ميراث دفاع مقدس


  سنديكاليزم؛ ضرورت تداوم اصلاحات


  تعجب!


  خزانه پر و دولت جديد


  وقتي "مرتد"ها عزيز مي شوند


  جامعه شناسى جنگ


  آئين دوست يابى


تريبون

  خاطرات دكتر يزدى از مذاكره با صدام


  بازخوانى آخرين ماه هاى جنگ درگفت وگو با بهزاد نبوى


  اينجا، کجاست؟


  نسبت جنبش زنان با جنبش ملي دموكراسي خواهي


  لوازم شعار «دموكراسي در جهان»


  جنبش زنان و جنبش دموكراسي خواهي آيا نسبتي هست؟


  نفت اصلي‌ترين عامل كودتاي 28 مرداد 1332


  طبقه سياسي جديد


  اصلاح طلبان عصر خروج


  انتخابات نهم و گفتمان دولت اسلامي


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 11:53:38 - 5/7/84
بازخوانى آخرين ماه هاى جنگ درگفت وگو با بهزاد نبوى Print This Page!!!

درشماره اخيرخبرنامه جبهه مشاركت مصاحبه اى با «بهزاد نبوى» عضو شوراى مركزى سازمان مجاهدين انقلاب كه در ماه هاى آخر جنگ معاونت لجستيكى فرماندهى كل قوا را در اختيار داشت، انجام شده كه وى مسائلى را در مورد اين ماه هاى انتهايى بيان كرده كه متن اين مصاحبه را پيش رو داريد.

معصومه ستوده:آقاي نبوي، جنابعالي معاون لجستيكي ستاد فرماندهي كل قوا بوديد، معاونت لجستيكي چه طور شكل گرفت و چه طور شما به اين سمت منصوب شديد؟
من از اول سال 67 تا پايان شهريور 68 معاون لجستيكي ستاد فرماندهي كل قوا بودم. انتصاب من به زماني برمي‌گردد كه آقاي هاشمي رفسنجاني به عنوان جانشين فرمانده كل قوا انتخاب شدند و حكم خود را از امام دريافت كردند هر چند ايشان تا سال 67 نيز مسائل جنگ را پيگيري مي‌كردند اما حكم رسمي نداشتند. و پس از دريافت حكم جانشيني فرماندهي كل قوا، به مهندس موسوي (نخست‌وزير وقت) پيشنهاد رياست‌ ستاد فرماندهي كل قوا را دادند وي پس از مشورت‌هايي اين مسؤوليت را پذيرفت و در اين ستاد فرماندهي كل مسؤوليت‌ معاونت لجستيكي آن را برعهده بنده، كه همزمان وزير صنايع سنگين نيز بودم، گذاشت.
چه عاملي موجب نزديكي فرماندهي جنگ و مسؤوليت اجرايي كشور شد؟
پذيرش مسؤوليت ستاد فرماندهي كل قوا پس از شكست فاو بود. و كشور به لحاظ از دست دادن فاو در شرايط حساسي به سر مي‌برد. نپذيرفتن رياست ستاد به صلاح نبود هر چند كه طي 7 سال قبل آن هميشه دولت و جنگ دو بخش جدا و منفك بودند و ارتباط ارگانيك بين فرماندهي جنگ و دولت وجود نداشت البته در دولت مهندس موسوي كميسيون ويژه پشتيباني صنعتي و مهندسي از ابتداي جنگ تشكيل شده بود، اما تا سال 67 دولت تنها نقش تداركاتچي در جنگ داشت و پس از انتصاب آقاي هاشمي به جانشيني فرمانده كل قوا، موسوي با تشكيل ستاد فرماندهي كل قوا و به كارگيري تعدادي از اعضاي كابينه در آن، نقش فرماندهي جنگ را برعهده گرفت. و وزراي كابينه عضو ستاد به فراخور توانايي و مسؤوليت خود در آن فعال شدند. آقاي خاتمي معاون فرهنگي و آقاي زنجاني معاون طرح و برنامه ستاد و آقاي فيروز‌آبادي كه عضو دولت نبود، به جانشيني رياست ستاد منصوب شد.
از اين به بعد مسؤوليت جنگ كاملاً برعهده دولت گذاشته شد و جلسات ستاد فرماندهي كل قوا براي پيگيري مسائل جنگ مرتب تشكيل مي‌شد.
قبل از تشكيل اين ستاد، فرماندهي جنگ از چه طريق صورت مي‌گرفت؟
اين ستاد در واقع جايگزين قرارگاه خاتم شد كه مسائل جبهه را پيگيري مي‌كرد و آقاي حسن روحاني مسؤوليت آن را برعهده داشتند.
آيا دولت موسوي مي‌توانست اين پيشنهاد را رد بكند يا چاره‌اي به جز پذيرش اين مسؤوليت نداشت؟
شرايطي كه پيشنهاد رياست ستاد فرماندهي كل قوا به دولت شد شرايط بسيار بدي بود شرايطي كه در جبهه‌ها بعد از حمله عراق به فاو وضعيت نامطلوبي به وجود آمده بود. اگر مهندس موسوي و دولت وي مي‌خواست «جنت مكاني» پيشه بكند و دامن خود را از جنگ كنار بكشد نبايد اين مسؤوليت را مي‌پذيرفت اما شرايطي به وجود آمد كه دولت ناچار به پذيرش اين مسؤوليت شد.
به هر حال دولت موسوي و اعضاي دولتش اقدام مهم و شجاعانه‌اي را، بدون توجه موقعيت ضعيف نيروهاي مسلح در جبهه و احتمال شكست‌هاي جديد، انجام داد
آيا ستاد فرماندهي كل قوا، مسؤوليت مضاعفي را بر دوش دولت تحميل مي‌كرد يا خير؟ به طور كل اين ستاد از سوي دولت چگونه پشتيباني مي‌گرديد؟
اصولاً جلسات ستاد فرماندهي كل قوا، جلساتي جدا از هيأت دولت بود و موضوعات آن از هيأت دولت كاملاً مستقل بود در اين ستاد، 4 تا 5 نفر بيشتر از اعضاي كابينه حضور نداشتند و شرح وظايف آن توسط فرماندهي كل قوا مشخص شده بود در حالي كه كابينه زيرنظر رئيس‌جمهوري و مجلس امور اجرايي كشور را اداره مي‌كرد. البته طبعاً مسؤوليت مضاعف بر عهده شخص نخست‌وزير و وزراي عضو ستاد گذاشته شده بود.
با توجه به اين كه جنابعالي مسؤول لجستيكي جنگ بوديد، دولت مهندس موسوي چگونه توانست ضمن تأمين معيشت مردم، مسأله جنگ را نيز سامان بدهد؟
اين مسأله به سياست‌هاي هشت ساله دولت موسوي مربوط مي‌شود، بحث تأمين معيشت از ابتدا در دولت مهندس موسوي با تشكيل بسيج اقتصادي حل شد و ربطي به فرماندهي كل قوا نداشت. دولت مهندس موسوي با طرح‌هايي نظير سهميه‌بندي كالاهاي اساسي، توزيع كنترل شده كالاهاي حساس، كنترل بنادر و حمل و نقل، سهميه‌بندي سوخت، سهميه‌بندي ارز و ... توانست اقتصاد را به گونه‌اي شكل بدهد كه مردم از حداقل معيشت برخوردار باشند و در عين حال چرخ اقتصاد جنگي بچرخد.
آيا امام نيز از اعطاي رياست ستاد فرماندهي كل قوا به آقاي موسوي مطلع بودند؟
بله، پيشنهاد حضور آقاي موسوي به عنوان رياست‌ ستاد فرماندهي كل قوا به اطلاع امام رسيده بود و امام در جريان بودند.
شما به عنوان معاون لجستيكي براي ايفاي وظايف خود با كدام معاونت‌ها ارتباط بيشتري داشتيد؟
در ابتداي تشكيل ستاد فرماندهي كل قوا شرح وظايفي براي اين ستاد و ساير معاونت‌ها نوشته شد به گونه‌اي كه معاونت فرهنگي ستاد، كار تبليغات جنگ را انجام مي‌داد و معاونت نيروي انساني، تأمين نيرو براي جبهه و معاون لجستيكي تأمين تداركات جنگ و معاونت طرح و برنامه برنامه‌ريزي و تأمين بودجه را برعهده داشت. در اين ميان معاونت لجستيكي ارتباط بيشتري با معاونت طرح‌ و برنامه داشت.
با توجه به اين كه ايران در تحريم به سر مي‌برد و تأمين تداركات جنگي مستلزم وجود منابع مالي است شما با وجود اين، موانع و مشكلات را چگونه مرتفع مي‌كرديد؟
وقتي اين مسؤوليت را ما پذيرفتيم تا اجراي آتش بس شش ماه بيشتر طول نكشيد. در اين فرصت كوتاه ما نمي‌توانستيم اقلام مورد نياز را خريداري كنيم با توجه به اين كه شرايط ارزي كشور نيز بسيار وخيم بود در اين فرصت كوتاه كار ما، مديريت و تأمين تجهيزات از طريق دستگاه‌هاي دولتي، صنايع دفاع و امكانات موجود كشور بود. البته در دوره مسؤوليتم (گويا پس از خاتمه جنگ) سفري به شوروي به همراه آقاي هاشمي رفسنجاني داشتم كه به خريد بعضي تجهيزات پيشرفته نظير زيردريايي و هواپيماهاي ميگ 29 و سوخوي 7 و ... منجر شد، كه تا آن تاريخ به ايران فروخته نمي‌شد.
آيا جنابعالي در عمليات مرصاد نيز در اين مسؤوليت حضور داشتيد؟
عمليات مرصاد بعد از پذيرش آتش‌بس از سوي دو طرف و قبل از اجراي آن بود. چند روز قبل از پذيرش آتش‌بس نيروي نظامي ما در غرب كشور تقريباً منهدم شده بود و بسياري از آنها اسير و بخش عمده تجهيزات به غنيمت گرفته شده بودند به گونه‌اي كه عملاً در غرب كشور نيروي رزمي وجود نداشت، هر چند كه همزمان با حمله منافقين به غرب، در اثر اصرار ما در ستاد فرماندهي كل قوا با عقب‌نشيني از حلبچه موافقت شد. به عنوان جمله معترضه بايد بگويم حلبچه ارزش نظامي نداشت، حال آن كه خوزستان حياتي‌ترين استان كشور بود و انتقال نيروها از جنوب به كردستان و انجام عمليات در آنجا از اشتباهات بزرگ بود. به هر حال همان طور كه عرض شد نيروهاي ما همزمان با حمله منافقين به غرب عقب‌نشيني پيش گفته را آغاز كردند و البته پس از توقف و شكست منافقين در مسير خود به جنوب به منطقه عمليات مرصاد رسيدند. ماجراي حمله مزبور به اين شرح بود كه منافقين با به دست آوردن اطلاعات عراقي‌ها دريافتند كه وضعيت نيروهاي ما در غرب كشور مطلوب نيست.
همزمان 5000 نيروي بسيار پرتحرك همراه با تعداد زيادي نفر بر زرهي و سلاح‌هاي نيمه سبك وارد مرزهاي كشور كردند و بدون مقاومت جدي به دليل عدم وجود نيرو تا 30 كيلومتري كرمانشاه پيش روي كردند. مسعود رجوي اعلام كرده بود كه 24 ساعت بعد در ميدان آزادي تهران خواهند رسيد و اين مسأله‌اي تعجب‌آور نبود چون در صورت عدم وجود نيرو در مرزهاي كشور امكان مقاومت پشت جبهه وجود ندارد و مثلاً يك پاسگاه در همدان هرگز قادر نيست جلوي يك نيروي 5000 نفري مكانيزه و مجهز به انوع سلاح‌ها را بگيرد.
آرايش نيرو در جبهه معمولاً سه يا چهار خط است كه اگر يك خط شكافته شد خط‌هاي بعدي ايستادگي كنند و اگر تمام خطوط شكافته شود ديگر مقاومتي وجود نخواهد داشت.
با توجه به فقدان نيرو در منطقه عمليات، عملاً هيچ خط دفاعي در تقابل تهاجم منافقين وجود نداشت.
شما چگونه توانستيد در برابر اين اقدام غافلگيرانه خود را سازماندهي كنيد؟
ستاد فرماندهي كل قوا به دليل نبود خط دفاعي، تقريباً پس از دو ساعت از شروع حمله مطلع شد و در اين مدت مهاجمان از اسلام‌آباد غرب البته گذشته بودند و در راه كرمانشاه بودند. ستاد فرماندهي كل قوا بهترين محل مقاومت را گردنه حسن آباد در سي‌كيلومتري كرمانشاه تعيين كرد. در اين مكان منافقين يك اشتباه بزرگ مرتكب شدند چون دستور داشتند كه 24 ساعته به تهران برسند و علي‌رغم وجود مقاومت نيروهاي ما در گردنه پراكنده نشده و گردنه را از دو طرف دور نزدند. و اين مسأله موجب شكست آنها شد.
نيروهاي ما در آن شرايط نيروهاي متفرقه و بدون فرماندهي واحد و تعدادشان بسيار كم بود. با توجه به نيروهاي رزمي، حتي يگان حفاظت شخصيت‌ها نيز به اين عمليات اعزام شدند. يادم مي‌آيد كه من، آقاي فيروز‌آبادي و آقاي تركان در سه محل نخست وزيري، ستاد ارتش، صنايع دفاع تا صبح بيدار و در ارتباط همكاري با يكديگر سعي مي‌كرديم كه همه امكانات موجود را براي مقابله با اين حمله بسيج كنيم. بالاخره مقاومت در گردنه حسن‌آباد منافقين را تا صبح متوقف كرد و هلي‌كوپترهاي هوا نيروز اول صبح با موشك‌باران توانستند آنها را شكست بدهند البته نيروهاي ما نيز به لحاظ عدم وجود سازمان رزمي منظم تلفات زيادي را متحمل شدند. به گونه‌اي كه منافقين گاه به صورت نفوذي وارد جبهه‌هاي خودي مي‌شدند و بچه‌هاي ما را به رگبار مي‌بستند.
نحوه ارتباط شما با ارتش و سپاه چگونه بود؟
رابطه ما تأمين تداركات براي سپاه و ارتش بود البته بعضاً چون حساب كشي‌هاي سختي مي‌كرديم، موجب رنجش دوستان مي‌شد.
ما براي تأمين نيازهاي نيروهاي مسلح خواستار اطلاعات بوديم ظاهراً اين كار قبلاً چندان مرسوم نبود و وزارت دفاع و دولت هر چه نيروهاي مسلح تقاضا مي‌كردند، در حد توان، در اختيارشان مي‌گذاشت.
شما براي دادن امكانات به نيروهاي مسلح آيا معيارهاي خاصي داشتيد؟
تنها سالي كه به عنوان لجستيك برنامه تداركات نيروي مسلح را تنظيم مي‌كرديم، سال 68 (يعني سال بعد از جنگ) بود. تأمين نيازها را با اولويت‌هايي در دستور قرار داديم. اولويت‌ها به ترتيب تحقيقات، تعمير و نگاهداري تجهيزات، توليد اقلام دفاعي و خريد خارجي بودند.
امكانات جنگ از كجا تأمين مي‌شد؟
از جمع درآمد ارزي سال‌هاي 65 تا 67 كه ساليانه حدود 6 تا 7 ميليارد دلار بود، 3 ميليارد مستقيماً به جنگ اختصاص داده مي‌شد و 2 ميليارد نيز به كالاهاي اساسي و حساس مورد نياز مردم و تنها يك ميليارد براي ساير نيازهاي كشور باقي مي‌ماند. علاوه بر تخصيص نيمي از درآمد ارزي كشور به جنگ كليه دستگاه‌هاي دولتي در طول جنگ و خصوصاً در هر حمله بزرگ، آنچه داشتند در اختيار جنگ مي‌گذاشتند.
آقاي نبوي چرا يك سال طول كشيد تا قطعنامه را ايران بپذيرد؟
دوران جنگ ما به چند مرحله تقسيم مي‌شود. يك ماه اول غافلگيري بود كه عراق به سرعت در ايران پيشرفت كرد و بخش‌هايي از جنوب و غرب كشور را تصرف كرد دوره دوم تثبيت بود كه نيروهاي مسلح توانستند خود را سازماندهي كنند و در مقابل تهاجم ايستادگي كرده و تقريباً جلوي پيشروي‌هاي جديد را بگيرند.
دوره سوم با شكست محاصره آبادان شروع مي‌شود و با فتح خرمشهر به پايان مي‌رسد. تا اين مرحله جنبه دفاعي جنگ وجه غالب آن بود.
امام در اين مقطع اعتقاد داشتند كه جنگ بايد پايان يابد اما در اثر برخي مخالفت‌ها و تصور پيروزي‌هاي بزرگ‌تر و در زماني كوتاه، جنگ ادامه يافت. تفاوت قواعد جنگ در حالت دفاعي و تهاجمي درك نشد متوجه نشديم بين آزادي خرمشهر و فتح بصره تفاوت زياد است و اين مسأله قواعد متفاوتي حتي در سطح بين‌الملل دارد. به اين ترتيب وارد مرحله چهارم جنگ شديم. پس از فتح خرمشهر تا فتح فاو پيروزي نظامي ارزشمندي را به دست نياورديم هرچند كه عمليات رمضان، خيبر و بدر و ... مهم بودند. در عمليات خيبر نيروهاي ما روي يك درياچه باتلاق به سرعت 18 كيلومتر پل زدند تا بتوانند دو جزيره كوچك را در آن درياچه تصرف كنند اما در واقع اين فتح فاقد ارزش نظامي بود. و در اين دوره نيز نيروهاي ما در يك حالت تثبيت نسبي به سر مي‌بردند.
(هر چند در عمليات كربلاي5 ما مارش پيروزي مي‌زديم اما در عمل براي پيشروي سه كيلومتري حدود سي هزار شهيد داديم...)
در اواخر اين مرحله قطعنامه 598 صادر و بلافاصله از سوي عراق پذيرفته و از سوي ايران محافظت مي‌شود چرا كه ما در انتظار يك پيروزي بزرگ سپس پذيرش آتش‌بس بوديم. مرحله پنجم جنگ پس از بازپس گيري فاو از سوي عراق آغاز و تا پذيرش آتش‌بس ادامه مي‌يابد.
و زماني كه آتش‌بس را پذيرفتيم وضعيت ما در جبهه‌ها بسيار بحراني بود امكان داشت هر لحظه جنوب ايران جدا شود و آن زمان امام چون دريافت كه خطر بزرگي در كمين است آتش‌بس را پذيرفت.


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap