گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  جایگاه رسانه ای اصلاح طلبان


  بحران هسته‌اي و بازار بورس اوراق بهادار تهران


  اصول گرايي چيست ، اصول گرا كيست و ارزشي كدام؟


  يك بام و دو هواي هسته‌اي !!


  زنان از پكن تا نيويورك: "ما به عقب باز نمي گرديم"


  پرونده ملي


  آخر ماجرای سرقت نام وبنوشت


  يك وزير و 3 چالش


  تكنوكراسى و اصولگرايى


  مبارک


تريبون

  شناي پهلوانانه


  آيا سفره معلمان با پول نفت رنگين مي‌شود؟


  نگاهي ديگر به دوران جنگ و دفاع


  روزنامه «سرمايه» و ابداعي نو در تعطيلي مطبوعات


  بیست وشش نفرناقابل


  بدعت دولت مهرورزان، روزنامه سرمايه را شورای نظارت بورس توقيف کرد!


  لوازم شعار «دموكراسي در جهان»


  قدرت رسانه


  شوراي دوم شهر؛ ترك هويت آبادگري


  درباره کودتای نوژه


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 12:14:17 - 16/7/84
اصول گرايي چيست ، اصول گرا كيست و ارزشي كدام؟ Print This Page!!!

حسين نصيري:
در عرصة مباحث مختلف ، پيرامون اصطلاحات و واژه ها ، گاه درك هايي متفاوت و متناقض
رخ مي نمايد . برداشت هايي گوناگون و حتي ناهمگون كه در اذهان ، ابهامات عديده اي را خلق كرده و
مي كنند .
ناگفته پيداست واژه ها ، با بار معنايي خود ، بازشناخته مي شوند ، هر واژه و اصطلاحي پيشينه و سوابقي مختص به خود دارد و به اعتبار تعريفي ، از مفاهيم ديگر متمايز .
واژه ها ، قطعه اي از فرهنگ ها هستند كه مفاهيم مشخصي را اقامه مي كنند ولاجرم كاربرد آنها ، تنها در حريم متعارف ، معنا پيدا مي كند و فراتر از آن ، با ايجاد ابهام در مفهوم ، مالا" " ناهمزباني " را موجب مي شود .
چه بسيار كژتابي ها كه از كم توجهي هايي از اين دست ، آغاز مي شوند و چه بسيار
سوء تفاهم هايي كه از اين ضعف نشئت مي گيرند . آنچه در ادامه اين روند ، در معرض خطر قرار
مي گيرد ، همانا " زبان مشترك " و موضوع " مفاهمه " ( به عنوان ضرورتي غير قابل انكار ،‌ در حيات اجتماعي) خواهد بود .
چاره در مراجعه به " اصل "‌خواهد بود تا داوري ، راه را از تاريكي و ابهام ، رهايي بخشد . اين قصه اما ، مسير درازي دارد كه مجال و بضاعت خود را طلب مي كند ، مقصود از اين نوشتار گذري است به اجمال بر مفهوم " اصول گرايي " و " ارزش مداري " در فرهنگ اين مرز و بوم .
" اصول گرايي " در جامعة ما ،‌اصطلاحي است كه باوري را حكايت مي كند كه از اسلام عزيز معنا مي گيرد . " بنياني مرصوص " از عقيده و ايمان را در مومنان دلالت مي كند ، پس لابد بايد مسئله به آستان "مباني " عرضه شود .
آيا به راستي آنچه در كلام و قلم داعيه داران و نقادان ، در اين زمينه خوش نشسته است ، بار معنايي درستي را اقامه مي كند !؟ مراد گذري سريع است به زلال چشمه ها .

1 – پيامبر گرامي اسلام ، در زبان وحي ، و به تمجيد با " قول لين " تعريف مي شود . مشي ، منش و كلام آن حضرت ، مشحون از اين فراز است و " آن ديگران "‌ كه در مقابل و رو در روي اين بزرگي و متانت ، قرار گرفته اند ، با " قول زور " به جهان معرفي مي شوند .
آيا آناني كه به نرمي و احترام با مردم مشي و ذهن و دل آنان را به آگاهي ، رفق و راستي تسخير
مي كنند و با مدارا ، حركت خود را سامان مي بخشند ، " اصول گرا "‌و ارزشي هستند يا ، كساني كه با درشتي و تبختر و .... ناراستي با مردم روبرو مي شوند .
2 _ در قرآن كريم خطاب به حضرت محمد (ص) ، ... "و لو كنت فظا" غليظ القلب ، لا نفضوا من حولك ...." ( ... اگر غليظ القلب بودي ، مردم از اطراف تو متفرق مي شدند .... )‌حال آيا " غليظ القلب" بودن ، مي تواند نشاني از اصول گرائي باشد !؟
3 – به راستي آيا غلبة " رحمت بر غضب " را بايد نشانه اي از اصول گرايي و ارزش مداري گرفت يا ، غلبة " غضب بر رحمت " !؟
4 – در روايات و ادعيه ، پيوسته خداي متعادل با صفت "ستار العيوب "مورد توجه قرار
مي گيرد و توصيه هاي بسيار بر " چشم بر گرفتن از عيوب ديگران " . به رغم اين تاكيدها ، كساني كه خطاها و كوتاهي هاي ديگران را ( به درست يا به غلط ! ) " جار " مي زنند و بي محابا ، هتكِ حرمت
روا مي دارند و در مقابل ، عيوب خود را پنهان و حتي توجيه مي كنند ، آنان آيا مي توانند اصول گرا و ارزشي قلمداد شوند !؟
5 – " همزة لمزه " بر چه روش ها و چه كساني دلالت دارد كه "ويل " بر آنان جاري شده است.
" واي بر هر عيب جوي هرزه زبان " ، انسان اصول گرا و ارزشي در اين ميدان در كدامين سو قرار
مي گيرد!؟
6 – براساس حديث نبوي ، " مدارا "‌با مردم نشاني از ايمان و " سخت گيري " هاي آنچناني ،
نشانه اي از " كفر " ، با اين معيار اصول گرايان و " ارزشي ها" كيانند و آيا كساني خود را دلسوزتر از پيامبر تصور مي كنند !؟
7 - " جدال به احسن "‌، روش تعريف شده چه كساني در جامعه ما است ؟ بدرستي "‌اصول گرايي و ارزش مداري " ، چه رابطه اي با اين مفهوم پيدا مي كند !؟
8– دعوت اسلام قرار بود به دلالت " عمل " و نه زبان ( غير السنتكم ) صورت پذيرد . آيا اين مسير در جامعة ما همچنان پر فروغ است ؟ به راستي چه عملكردها و چه روش هايي ، پيوند مردم را با دين قوت بخشيده و چه رفتارهايي ، آن پيوندها را تضعيف كرده است ؟
آيا در اين دعوت ، " زور " را مي توان بر جايگاه " عمل" نشاند و در قوّت استدلال ،‌
" رگ هاي گردن " را به حجت گرفت !؟
9 – خلق و خوي محمدي كه آن همه جاذبه آفريد ،‌ چه مؤلفه ها و چه مختصاتي دارد به راستي آيا تبسم بر لب و گشاده رويي و تواضع ، " خُلق محمدي " ‌است و يا گره بر ابرو و .... !؟
10- " مكارم اخلاق " كه اصولا" بعثت حضرت رسول (ص) ، براي اتمام و اكمال آن بود ، با چه روشي و با چه منشي در جامعه محقق مي شود ؟ اصول گرايي مگر تعريفي غير از اين مي تواند داشته باشد !؟

بر اين سلسله بسيار مي توان افزود و در سطوح اجتماعي :‌
1 – در "آزادگي " و احترام به آن ، آيا نشاني از اصول گرايي و ارزش مداري مي توان سراغ گرفت و يا خير!؟ به خاطر داشته باشيم ، آن كس كه بر كاروان مسلمانان يورش مي برد اما حريم نگاه مي داشت ، آن زمان كه اسلام آورد ، حضرت رسول (ص) او را به اعتبار اين جوانمردي احترام كرد و ... امام حسين (ع) كه گفت " اگر دين نداريد " فكونوا احرارا" في ديناكم " و " حُّر ، حُر است " حتي آن زمان كه در سپاه كربلا نيست " في جميع احواله" !
2 - به راستي آن كسي كه در انقلاب و جنگ تحميلي ، سر از پا نشناخت ارزشي و اصولاگرا است يا آن كس كه به گوشة عافيت خزيد !؟
3 - آنان كه كمر به خدمت با قناعت بربستند ، " اصول گرا و ارزشي هستند " يا آناني كه بر ثروت خود به " ضرب " رانت و دلالي و نه توليد صدها بار افزودند !
4 - آن كس كه خشونت را به نام اسلام عزيز " رسم " كرد و يا آن كس كه به "رحمانيت " پاي فشرد و "اقناع " را با گفتگو و " جدال احسن " پي گرفت !؟
5 - آن كس كه بر مال و جان و آبروي مردم پاي فشرد حافظ اصول و ارزشهاست يا آن كس كه
پرده دري ها مي كند و يا .... !؟
6 - آن كس كه بر " حق الناس " اصرار كرد و "‌حق " ‌را در همه جوانب ، مالي و حقوقي ، اجتماعي و سياسي ... به رسميت شناخت ، يا آن كس كه اين حقوق را سلب كرد !؟
7 - آن كس كه " رأي مردم " را " ميزان " گرفت ، يا آن كس كه آن را براي " زينت " و تزئين مورد
" توجه " قرار داد !؟
8 - به راستي چرا سوره هاي قرآن مجيد با نام خداي " رحمان و رحيم " همواره آغاز مي شوند و مزيد بر آن ، مگر نه آنكه دليل رسالت انبياء ، رحمتي براي همگان بود . ( ما ارسلناك الا رحمة للعالمين) نه فقط مسلمين و نه مومنين ، كه عالميان ، آيا اصول گرايي در دامنه اي غير از " رحمت " مي تواند
قرار گيرد!؟ چگونه مي توان كوهي از كينه را به نام اسلام "قالب" كرد . به عراق امروز بنگريم ، آيا فقط عراق است كه اين ظلم در آن جاري است !؟ و به گفته حضرت امير (ع) " پوستين اسلام واژگونه شده است ."
و ....
بر اين موارد در سطوح مختلف بسيار مي توان افزود تا موضوع آن گونه كه شايسته است تبيين شود اما ، داعيه اين مقال طرح مسئله اي بود به اندازة وسع و " چشيدن ، هم به قدر تشنگي "‌ و نه بيش، تا چه در نظر افتد .


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap