گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  كارنامه راه يافتگان


  آينده انديشى در عرصه سياست ملى و بين المللى


  اصلاحات ، بدون «بيگ ، بنگ»


  جامعه مدنى هسته اى


  تولد آقای خاتمی


  چين، روسيه، هند و قطعنامه آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي


  الگوي عربستاني حقوق بشر !


  هر روز ناگهان...


  قانون اساسي عراق و محيط سياسي-امنيتي نوين خاورميانه


  خط لوله صلح يا خصومت؟


تريبون

  آرى به آزادى


  آقاي وزير ارشاد و پاك كردن صورت مساله


  مصیبت آمریکا


  مشكل حكايتي است كه تقرير مي كنند ...


  رويايي دست نيافتني در ايران


  محاكم مطبوعاتى ايست!


  آخوندي:اگر حقوق بشر در ايران بهبود يابد، كشورهاي ديگر حرفي براي گفتن نخواهند داشت


  گوگوش، على دائى، پرچم شير و خورشيدوطرح «ارشاد فرهنگى‌» سايت «بازتاب»


  مذاکرات سیزیف وار


  "تخفيف" بدون مبناي قانوني


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 13:23:56 - 21/7/84
قانون اساسي عراق و محيط سياسي-امنيتي نوين خاورميانه Print This Page!!!

عصرنو-مراد ويسي:
قانون اساسي جديد عراق را مي‌توان از دو زاويه «محيط داخلي عراق» و «محيط سياسي-امنيتي جديد خاورميانه» مورد توجه قرار داد. در حوزه محيط داخلي، در حوزه كلان بايد قانون اساسي عراق را تابعي از چالش‌هاي دروني جامعه عراق به شمار آورد. مهم‌ترين اين چالش‌ها عبارتند از:
1-چالش قومي بين اعراب و كردها
2-چالش مذهبي بين شيعيان و اهل سنت
3-چالش سياسي بين موافقان و مخالفان حكومت موقت
4-چالش بين طرفداران و مخالفان آمريكا
5-چالش بين سكولارها و اسلام‌گراها
6-چالش بين فدراليست‌ها و بسيط‌گراها
براساس چالش‌هاي فوق، متن پيشنهادي قانون اساسي را بايد حاصل زورآزمايي بازيگران محيط داخلي عراق دانست. در اين صف‌آرايي شيعيان (سكولار و مذهبي) كردها (طالباني و بارزاني) اعراب سني (موافقان و مخالفان مبارزه مسلحانه) ديدگاه‌هاي متنوعي را نمايندگي مي‌كنند. براي كردها، اولويت اساسي تثبيت فدراليسم بوده كه بدان دست يافته‌اند. آنها هم‌چنين در پي كاهش اختيارات نخست‌وزير به نفع افزايش اختيارات رئيس‌جمهور بودند كه چندان در آن موفق نشدند. وضعيت كركوك و تعيين تكليف آن نيز به 31/12/2007 موكول شده است. كردها، آن گونه كه بارزاني و طالباني مردم را به رأي مثبت به همه پرسي قانون اساسي دعوت مي‌كنند، انتظار دارند كه قانون اساسي پيشنهادي تصويب شود، زيرا نگرانند كه اين فرصت طلايي از دست برود و فدراليسم تثبيت نگردد.
شيعيان نيز كه براي اولين بار از زمان حكومت عباسيان تاكنون فرصتي براي حاكم شدن بر عراق يافته‌اند (به استثناي حكومت كوتاه آل بويه در 945 ميلادي) موافق تأييد نهايي قانون اساسي هستند. طبق قانون اساسي، رژيم عراق پارلماني خواهد بود و اين به معناي قدرتمند بودن پارلمان و نخست‌وزير است كه هم شيعيان در پارلمان اكثريت دارند و هم نخست‌وزير به طور قطعي از ميان آنان انتخاب مي‌شود و هم اسلام منبع اصلي تدوين قوانين از جمله قانون اساسي شده است.
برخلاف شيعيان و كردها، اعراب سني چندان از قانون اساسي راضي نيستد. آنها وضع جديد را «تضعيف هويت عربي و سني» عراق به نفع «تقويت هويت شيعي و كردي» آن مي‌دانند. فدراليسم از نظر برخي اعراب سني، يعني تقسيم ثروت نفت بين دو ايالت قدرتمند كرد و شيعه در شمال و جنوب، لذا آنها بيش از هر چيز به رد فدراليسم اصرار دارند. اعراب سني در مورد بعثي‌زدايي نيز ملاحظه دارند و ضمن مخالفت با احياي رژيم بعث، خواهان حفظ بروكرات‌هاي عرب سني در ساختار اداري-حكومتي هستند.
با اين وجود، بعيد به نظر مي‌رسد كه اعراب سني موفق به ابطال قانون اساسي و رد آن در همه پرسي باشند، زيرا خود به دو دسته موافق و مخالف تحريم همه پرسي تبديل شده‌اند. موافقان معتقدند كه بايد در همه پرسي مشاركت كرد تا حقوق اعراب سني در فرآيند سياسي موجود حفظ شود، اما طرفداران مبارزه مسلحانه معتقدند كه بايد انتخابات را تحريم كرد و همه پرسي را به شكست كشاند. در چنين شرايطي، بعيد است كه رأي دو سوم سه استان (حد نصاب لازم) براي رد قانون اساسي فراهم آيد.
احياي القاعده در عراق
دو قطبي شدن فضا در عراق به نفع راديكال‌هاي القاعده‌اي در كشورهاي عربي و اسلامي بوده است. ضديت با آمريكا، فرصت لازم را براي جذب بيشتر نيروهاي جوان و راديكال فراهم نموده و امروز نسبت به 11 سپتامبر 2001، ميزان گرايش جوانان عرب و مسلمان به گروه‌هاي راديكال، نظير القاعده و شبكه‌هاي ملي و محلي آن، فراهم‌تر شده است. در حالي كه تصور مي‌شد حمله آمريكا به افغانستان و سرنگوني رژيم طالبان، القاعده را از يك پادگان بزرگ آموزشي و لجستيكي محروم كرده، اما حمله آمريكا به عراق باعث گرديد كه زمينه احياي القاعده فراهم شود. بحران عراق و وضعيت جغرافيايي آن كه به شبه جزيره عربستان (مخزن نيروي القاعده) متصل است، باعث گرديد كه هزاران جوان تندرو عرب كه داراي گرايشات شديد ضدآمريكايي هستند، راهي عراق شوند، ضمن آن‌كه القاعده در عراق علي‌رغم تفاوت‌هاي ايدئولوژيك، با بقاي رژيم بعث هماهنگ شده و هدف مشتركي را در گسترش ناآرامي‌ها، جلوگيري از ثبات عراق جديد و زمين‌گير كردن آمريكايي‌ها در عراق پيگيري مي‌كنند. به گونه‌اي كه گزارش‌هاي رسمي نشانگر آن است كه تروريسم نسبت به 11 سپتامبر 2001 نه تنها كنترل نشده، بلكه گسترش يافته و دامنه جغرافيايي آن از جنوب شرقي آسيا تا پايتخت‌هاي اروپايي و ازمسكو و چچن تا جنوب آفريقا وسعت يافته است.
اگرچه دو قطبي شدن فضا به بوش نيز كمك كرد تا با پررنگ‌كردن مسئله امنيت و ضرروت مقابله با تروريسم براي دومين بار در انتخابات رياست جمهوري آمريكا پيروز گردد و محبوبيت وي از 25 درصد به بيش از 70 درصد برسد.
گرايشات ضد شيعي در محيط جديد عراق
در وجه دروني نيز اين دو تفكر (بن لادن و بوش) با تكيه بر معرفي خود به عنوان حق مطلق، به حذف سايرين مي‌انديشند. بيانيه‌هاي ضدشيعي زرقاوي در عراق و اصرار وي بر ضرروت مقابله خشن با شيعيان (تشكيل سپاه عمر براي نابودي سپاه بدر) در چارچوب همين تفكر قابل تجزيه و تحليل است. معتقدين به اين نحله فكري، با استناد به ظلم‌هاي آمريكا به مسلمانان از جمله در فلسطين و عراق هم ظرفيت جذب جوانان را فراهم مي‌كنند و هم در مناطقي چون عراق، شيعيان را به دليل همكاري با آمريكا در ايجاد نظم و حكومت جديد، شايسته برخورد قهرآميز مي‌دانند.
علل گرايشات جوانان و تحصيلكرده‌ها به القاعده
نمي‌توان اين واقعيت را ناديده گرفت كه مجموعه عملكرد منفي آمريكا در جهان عرب و اسلام، ظرفيت گرايش بسياري از تحصيلكرده‌هاي عرب و مسلمان را به اين تفكر تقويت كرده است، زيرا بسياري از تحصيلكرده‌هاي مذكور، آمريكا را عامل اصلي وضعيت كنوني مسلمان، بويژه در مسئله فلسطين مي‌دانند. به اعتقاد آنها با توجه به سازوكارهاي حاكم بر معادلات بين‌المللي و منطقه‌اي، راه‌حل‌هاي پيشنهادي بن‌لادن و زرقاوي، يعني توسل به شيوه‌هاي انتحاري، از معدود انتخاب‌هاي مسلمانان و اعراب براي پاسخگويي به ظلم‌ها و تحقيرهاي مذكور است. آنها هم‌چنين استدلال مي‌كنند كه آمريكا به دليل حفظ منافع نامشروع خود، به ادامه حكومت‌هاي غيراسلامي و ناقض حقوق مسلمانان در اكثر كشورهاي عربي و اسلامي تن داده و اين مسئله، ضرورت مبارزه همزمان با حكومت‌هاي كنوني جهان عرب و اسلام و آمريكا و حتي حاميان آمريكا نظير انگليس و استراليا را تشديد مي‌كند. در چارچوب اين تحليل، آنها معتقدند كه اگر آمريكا مجبور شود كه از منطقه و از جمله از عراق، عربستان و پاكستان برود، هم ظلم و عقب‌ماندگي كمتر مي‌شود و هم حكام منطقه مجبور به كناره‌گيري به نفع حكومت‌ها و حكام اسلامي‌تر خواهند شد.
طرح جامع آمريكا براي خاورميانه نوين (جايگاه عراق، ايران، سوريه، فلسطين، لبنان و عربستان)
پس از حمله آمريكا به افغانستان، هنگامي كه موضوع حمله به عراق به تدريج پررنگ شد، اين سؤال مطرح شد كه با وجود درگير بودن آمريكا در جنگ افغانستان، احتمال ورود به جنگ با كره شمالي در شمال شرقي آسيا و نارضايتي شديد افكار عمومي خاورميانه از آمريكا در مسئله فلسين، آيا آمريكا توان عمومي ورود به جنگ جديدي با عراق را دارد؟ و آيا اين مسئله باعث پيوند يافتن افكار عمومي ناراضي جهان عرب و اسلام عليه آمريكا نخواهد شد؟
هيئت مشاوران پنتاگون به رياست ريچارد پرل، براي پاسخ به اين سؤال، ايده‌هاي جديدي را در چارچوب يك گزارش تهيه كرد كه خلاصه آن عبارت بود از:
1-هسته اصلي تروريسم اسلامي، عربستان سعودي است.
2-با حذف صدام، امكان ايجاد ساختار و رژيم امنيتي جديد در خليج‌فارس ممكن خواهد شد.
3-تغيير رژيم بعث مي‌تواند با افزايش فشار بر سوريه، ايران، حزب الله و حماس باعث ايجاد تغيير اساسي در محيط مسئله فلسطين شود.
طبق طرح جامع آمريكايي‌ها كه اكنون و پس از تغيير رژيم بعث عراق، نشانه‌ها و نمادهايي از اجراي آن در كل خاورميانه ديده مي‌شود، قرار بود، در چند فاز اجرا شود:
فاز اول: تغيير رژيم صدام به عنوان يك رژيم ضدآمريكا، ضداسرائيل و ضدايران به رژيم جديدي كه دوست يا دست نشانده آمريكا و داراي حداقل گرايشات ضداسرائيلي باشد، اما گرايشات خود به چالش با ايران را حفظ كند.
فاز دوم: تكميل محاصره امنيتي سوريه بين اسرائيل (دشمن) تركيه (متحد دشمن) عراق (رژيم متمايل به آمريكا) اردن (متحد آمريكا و انگليس، در خارج از ناتو و ناراضي از سياست‌هاي منطقه‌اي دمشق) و لبنان جديد (لبناني كه ساختار سياسي-امنيتي آن به سمت كاهش نفوذ سوريه و خلع سلاح حزب الله تغيير كرده باشد).
فاز سوم: اعمال فشارهاي سياسي، نظامي، امنيتي و اقتصادي به سوريه جهت قطع حمايت از حزب الله، حماس و جهاد اسلامي (اهرم‌هاي سوريه در مقابل اسرائيل و آمريكا) و جلوگيري از كارشكني سوريه در تثبيت رژيم جديد در عراق و سرانجام وادار كردن سوريه به سازش در مسئله جولان.
فاز چهارم: قطع فيلترهاي تنفسي انتفاضه از طريق مهار سوريه، افزايش فشار بر ايران در مسائل هسته‌اي و تروريسم و مهار حزب الله، حماس و جهاد و قطع حمايت‌هاي خارجي از آنان.
فاز پنجم: مهار انتفاضه (گروه‌‌هاي جهادي) و مجبور كردن جناح ابومازن و تشكيلات فلسطيني به پذيرش طرح‌هاي مطلوب آمريكا و اسرائيل.
فاز ششم: تبديل اسرائيل به يك بازيگر برتر و طبيعي در محيط سياسي-امنيتي خاورميانه و خليج‌فارس.
در چارچوب اجراي اين طرح، هم‌چنين قرار است در فاز ششم، اسرائيل به يك بازيگر طبيعي در محيط سياسي-امنيتي منطقه تبديل شده و پس از عادي‌سازي روابط ديپماتيك كشورهاي عربي و اسرائيلي با آن، به رژيم و ساختار امنيتي جديد خليج‌فارس نيز وارد شود و ساختار 2+6 قبل از حمله آمريكا به عراق (آمريكا و انگليس+اعضاي شوراي همكاري) به سيستم 2+7 (به علاوه عراق متمايل به آمريكا) و در نهايت به سيستم 3+7 (عراق+ شوراي همكاري+ اسرائيل+ آمريكا و انگليس) تبديل شود.
طبق طرح آمريكا براي دستيابي به اين هدف نهايي، يا بايد رفتار ايران دچار تغيير ماهوي و اساسي شود و يا رژيم ايران تغيير يابد. با عربستان تحت حكومت ملك عبدالله نيز در درازمدت طبق اين قاعده رفتار خواهد شد، زيرا آمريكا از تشكيل مثلث مصر، عربستان و سوريه براي رهبري معادلات جهان عرب خرسند نيست و موضع مخالف اين سه كشور را با حمله آمريكا به عراق فراموش نكرده است.
طرح جامع آمريكا (چالش‌هاي اخير آمريكا و سوريه در محيط عراق)
در پي افزايش تنش در روابط آمريكا و سوريه و بمباران مناطق مرزي مشترك سوريه و عراق از سوي هواپيماهاي آمريكايي، دمشق امكان حملات نظامي آمريكا و اسرائيل را جدي تلقي مي‌كند. برداشت مقام‌هاي سوري آن است كه در وهله اول آمريكا به اسرائيل چراغ سبز نشان خواهد داد تا به بهانه مقابله با گروه‌هاي فلسطيني، مناطقي را در عمق خاك سوريه بمباران كند. در همين چارچوب، احتمال بهانه‌‌گيري اسرائيل در هفته‌هاي آينده بعيد نيست. فرودگاه دمشق كه آمريكايي‌ها مدعي هستند جوانان تندرو عرب از آن به عنوان معبد ورودي از كشورهايشان به سوريه، جهت اعزام به كمپ‌ها و اردوگاه‌هاي القاعده استفاده مي‌كنند، به عنوان يكي از اهداف احتمالي حملات ضدسوري نام برده مي‌شود. دو سال قبل نيز اسرائيلي‌ها با چراغ سبز آمريكا، وارد فضاي سوريه شدند و مناطقي را بمباران كردند. ديدار بشار اسد با سران ده گروه فلسطيني از جمله خالد مشعل، رهبر حماس، نيز جزيي از برنامه دمشق براي پاسخ دادن به فشارهاي سياسي-رواني آمريكايي‌ها تلقي مي‌شود.
طرح ويژه آمريكا براي تغييرات اساسي در محيط خاورميانه (جايگاه سوريه)
در چارچوب طرح ويژه آمريكا براي وادار كردن بشار اسد به پذيرش تغييرات مورد نظر آمريكا در عراق و سوريه، طي ماه‌هاي گذشته فشارهاي همزمان سياسي، نظامي و اقتصادي به سوريه وارد آمده است.
رهبري تيم مذكور در كنگره آمريكا به سناتور «لانتوس» واگذار شده كه مبتكر طرح تحريم‌هاي اقتصادي آمريكا عليه سوريه است. در پي سفر جلال طالباني، رئيس جمهور كرد تبار عراق به آمريكا و انتقاد تلويحي وي از مواضع سوريه و نيز تهديد اخير زلماي خليل‌زاد، سفير آمريكا در عراق، مبني بر به پايان رسيدن صبر و حوصله آمريكا در برابر اقدامات سوريه، طرح مشتركي از سوي خليل‌زاد و طالباني براي ناآرام كردن مناطق كردنشين سوريه در دست تهيه است تا اگر سوريه از حمايت‌هاي خود از ناآرامي‌هاي مناطق سني نشين عراق از جمله در رمادي، قائم و تلعفر دست بردارند، كردهاي سوريه عليه دولت دمشق تحريك شوند. سال گذشته درگيري كردها و عرب‌ها در قاميشلي، مهم‌ترين شهر كردنشين سوريه، باعث ايجاد موجي از تنش بين دولت اسد و كردهاي سوريه شد. سوري‌ها سال گذشته براي سفت كردن كمربندهايشان در مقابل تهديدات آمريكا، ژنرال غازي كنعان فرمانده نيروهاي سوري در لبنان را به كشور فرا خواندند و اسد وي را به عنوان وزير كشور معرفي كرد و مسئوليت امنيت داخلي سوريه را به وي سپرد.
با توجه به تشديد احتمال جنگ بين سوريه و آمريكا و با لحاظ سفر ماه گذشته بشار اسد به تهران، سوريه در مرحله كنوني انتظار دارد كه هر چه زودتر احمدي‌نژاد راهي دمشق شود تا نوعي حمايت تهران از دمشق در اين موقعيت بحراني به نمايش گذاشته شود، اگرچه اين تحليل نيز وجود دارد كه سوري‌ها در پي مجبور شدن به عقب‌نشيني سياسي-امنيتي در لبنان، اكنون به اين باور رسيده‌اند كه اگر آمريكا مشكلات خود را در ناآرامي‌هاي غرب و شمال غرب عراق با كمك يا بدون كمك سوريه حل كند، فشارها بر دمشق پايان نخواهد يافت. لذا سوريه نبايد در مقطع كنوني از تهديدات خليل‌زاد و ديگر مقامات آمريكايي بهراسد و صحنه را خالي كند. زيرا آمريكا به دليل تداوم ناآرامي‌ها در عراق و فضاي به شدت ضدآمريكايي جهان عرب، توان و اراده لازم براي حمله به سوريه را ندارد و در بالاترين سطح از تنش فقط به حملات و تعرض محدود مستقيم يا غيرمستقيم اكتفا خواهد كرد.


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap