گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  كارنامه راه يافتگان


  آينده انديشى در عرصه سياست ملى و بين المللى


  اصلاحات ، بدون «بيگ ، بنگ»


  جامعه مدنى هسته اى


  تولد آقای خاتمی


  چين، روسيه، هند و قطعنامه آژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي


  الگوي عربستاني حقوق بشر !


  هر روز ناگهان...


  قانون اساسي عراق و محيط سياسي-امنيتي نوين خاورميانه


  خط لوله صلح يا خصومت؟


تريبون

  آرى به آزادى


  آقاي وزير ارشاد و پاك كردن صورت مساله


  مصیبت آمریکا


  مشكل حكايتي است كه تقرير مي كنند ...


  رويايي دست نيافتني در ايران


  محاكم مطبوعاتى ايست!


  آخوندي:اگر حقوق بشر در ايران بهبود يابد، كشورهاي ديگر حرفي براي گفتن نخواهند داشت


  گوگوش، على دائى، پرچم شير و خورشيدوطرح «ارشاد فرهنگى‌» سايت «بازتاب»


  مذاکرات سیزیف وار


  "تخفيف" بدون مبناي قانوني


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 14:20:31 - 23/7/84
اصلاحات ، بدون «بيگ ، بنگ» Print This Page!!!

شرق-احمد پورنجاتى:
نيچه گفته است:
«آدمى بايد با جسم و جانش خواستار تجربه مسائل بزرگ باشد.»
و نيز گفته است:
«بزرگمرد در گذر به فراز خويش، گزند مى خورد، به تنگنا مى افتد، فشار مى بيند و شكنجه مى شود.»
و من هر بار كه به اوضاع و احوال كنونى عرصه سياست مى انديشم و به ويژه اندرون تاول زده دوستان اصلاح طلب را به مكاشفه مى نشينم، شمايل حضرت نيچه در برابر ديدگانم نمايان مى شود و گزين گويه هايش از اين دست! درست است كه دوستان جبهه اصولگرا، به بركت يكدست شدن اركان و اجزاى حاكميت، دوره ماه عسل را سپرى مى كنند - كه گواراى وجودشان باد _ اما ترديد ندارم كه به پشتوانه تجربه سهمگين چند سال گذشته، به خوبى دريافته اند كه عرصه قدرت در هميشه تاريخ، «عروس هزار داماد» است. تجربه بشرى مى گويد كه در اين ميكده هرگز «خمار مستى» به كام هيچ كس آنگونه بر دوام نبوده و نخواهد بود كه كسى خيالاتى شود كه: «همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستى...»
اما سخن من در اين مجال پرداختن به ماه عسل اصولگرايان و دولت مستعجل يا مستدام آن نيست. مى خواهم اندكى به تب و تاب درونى مجمع الجزاير جبهه اصلاح طلب بپردازم كه از فرداى انتخابات، هرازچندگاهى رخسار مى گشايند و به چندين كرشمه يك ناز مى خرند كه: «اصلاح طلبان ايران! متحد شويد.»
اين روزها پى در پى به فراخوان تشكيل «جبهه فراگير» ميهمان مى شويم، براى دموكراسى خواهى و حقوق بشر و اعتدال و در انداختن طرحى نو تا فلك را سقف بشكافيم! و جالب اين كه ميدان دارى و كارگردانى و آرايش صحنه نيز همچنان در دستان اراده باكفايت همان دوستان عزيزتر از جان است كه اوضاع كنونى جبهه اصلاحات وامدار سكاندارى تدبير و تلاش آنان است. البته گردهم آمدن و افطارى دادن و كنگره آراستن و عزيزم گفتن و جانم شنفتن، كارهاى ناپسندى نيست اما اگر حاصلى جز فرافكنى و تقسيم تقصير و پافشارى بر رويه هاى آزموده گذشته نداشته باشد و قرار باشد همچنان در بر همان پاشنه باشد كه تاكنون چرخيده است، چه خاصيتى خواهد داشت؟!
به گمان من نخستين و مبرم ترين كارى كه جريان اصلاح طلبى بايد پيش روى خود قرار دهد و به مثابه پيش نياز اجتناب ناپذير هر اقدام ديگرى قلمداد كند، آسيب شناسى نوع نگاه و نگرش اين جريان نسبت به مقوله «تحول اجتماعى» در جامعه اى با ويژگى هاى ايران است.
كل گرايى مصلحانه، خيال پردازى، تنزه طلبى، مطلق گرايى، گرفتارى در پاى بست راهبرى هاى پدرسالارانه، رمانتيك مآبى و ظرافت طبع شاعرانه برخى بزرگترها و مواردى از اين دست نيز البته مزيد بر علت به شمار مى روند اما نكته اصلى همان آسيب معرفت شناسانه درباره تحول اجتماعى است. باور كنيد و من خود در اين چند سال بارها شاهد بوده ام كه برخى از دوستان عزيز با چه قاطعيت و آب و تابى باور داشتند كه در پى پيروزى آقاى خاتمى در دوم خرداد هفتاد و شش، به يك باره تقدير تاريخى جامعه ايران به گونه اى ساختارى دگرگون خواهد شد ! تنها داروينيسم اجتماعى مى تواند توجيه گر چنين جهشى باشد كه از يك انتخابات درون ساختارى نوعى دگرگونى ساختارى زاييده شود! گمان ندارم هيچ صاحب نظرى در عرصه جامعه شناسى سياسى طرفدار نظريه «بيگ _ بنگ» در تحولات اجتماعى باشد. حتى آنان كه نوسازى را يك «پروژه» مى پندارند به اصول عقلانى و عوامل عينى فرايند تحقق اين پروژه اعتقاد دارند. پس نخستين گام در اصلاح نگرش اين است كه خودمان را از چنبره «بيگ _ بنگ»هاى ناگهانى و پيش بينى نشده رها سازيم. مى دانم خيلى ها از اين سخن بر آشفته خواهند شد اما به آشكار كردنش مى ارزد كه: «جريان كنونى اصلاحات، از دوم خرداد به بعد و هنوز، دلبسته و وابسته به «بيگ _ بنگ»هاى انتخاباتى است.» وقتى سحرآمدان جريان اصلاحات و حتى شخص آقاى خاتمى نه پيش از پيروزى در دوم خرداد كه سال ها پس از آن نيز به صراحت و صداقت مى گويند: ما هيچ گاه باور نداشتيم در انتخابات پيروز شويم و بر اين گمان بوديم كه با چند ميليون رايى كه خواهيم آورد دستمايه اى براى فعاليت سياسى پس از انتخابات فراهم كنيم (قريب به مضمون)، از چه نگرشى حكايت دارد؟
من از اين سروران ارجمند مى پرسم كه: پس از پيروزى غيرمترقبه و با برخوردارى از آن پشتوانه كم سابقه اجتماعى چه كرديد كه قرار بود با چند ميليون راى هواداران خود در فرض ناكامى در دوم خرداد انجام دهيد؟! آيا اين، حكايت از نوع نگرش «بيگ _ بنگى» به تحول اجتماعى ندارد؟! كه گمان كرده ايم پس از آن همچون آفرينش جهان، تحول اجتماعى نيز موافق خواست و تدبير و اراده ما تحقق خواهد يافت؟
دوستان! تا هنگامى كه جنين تحول اجتماعى از بند ناف انتخابات تغذيه مى شود آش همين است و كاسه همين!به باور اين قلم «انتخابات» از اول انقلاب تاكنون و تا اطلاع ثانوى هرگز نمى تواند به مثابه شاخص تمام عيار واگرايى يا همگرايى اجتماعى نسبت به يك جريان سياسى محسوب شود و بنابراين هرگز نبايد براساس آن درباره كم و كيف پايگاه اجتماعى يك جريان دچار اشتباه محاسبه شد. انتخابات در جامعه ما هنوز يك مايع سيال و سرگردان است. به لايه هاى نازك خواص و نخبگان كارى ندارم. متن و توده مردم را مى گويم. اقبال و رويگردانى آنان انگيزه ها و خاستگاه ها و محاسبه هاى ديگرى دارد متفاوت از آنچه به عنوان عوامل تحول اجتماعى شناخته مى شود.به گمان من مردم ايران به مادرى فرزند گم كرده مى مانند كه هراسان و شتابان از اين كوى به آن برزن سرك مى كشد با ديدگاهى گاه اشكبار و گاه اميدوار و از هر كس كه گمان مى برد نشانه اى يا خبرى از گمشده اش دارد پرس وجو مى كند و در قفاى او به راه مى افتد و چون پس از يكى دو گام ناكام مى ماند رهايش مى كند.اين ماجراى ديروز و امروز نيست، بيش از ۱۰۰ سال است كه ادامه دارد، از اوان مشروطه به بعد. البته در انقلاب اسلامى اتفاق تازه اى افتاد. اين بار نه يك يا دو نشانه بلكه تمامى نشانه هاى گمشده مادر ارائه شد: هم رنگ پيراهن او، هم قد رعنايش و هم ملاحت كلام و خوى نيكويش. نشانه ها كامل بود: آزادى، عدالت، استقلال، كرامت انسان، معنويت و حاكميت قانون.اين بار مادر فرزند گم كرده حتى موفق شد تصوير تمام رخ دلبندش را مشاهده كند اما هنوز به هر دليل خود او را در آغوش نگرفته است. اين است رمز اقبال و رويگردانى هاى متناوب جامعه ما به اين يا آن جريان در هر انتخابات.آيا طيف هاى گوناگون جريان اصلاح طلب آمادگى دارند كه كودك موجوديت خويش را از پستان «مادر خوانده انتخابات» بازگيرند؟!آشكار است كه مقصود من قهر با انتخابات نيست بلكه بازكردن گره سرنوشت خويش از زلف انتخابات است.اگر به واقع چنين اراده اى رخ نمايد بيش از نيمى از راه سپرده خواهد شد. آنگاه اصلاح طلبان در گردهمايى ها و هم انديشى ها و افطارى دادن ها به جاى پرواز فانتزى بر فراز آسمان هاى رويايى گام بر زمين واقعيت خواهند نهاد و عزم و اراده هر شخصى يا طيف يا جريان مدعى اصلاح طلبى را در محك ملاحظات اجتماعى (محدوديت ها و مقدورات) خواهند سنجيد. از آن پس ديگر با خصلت هاى دوران «بيگ - بنگى» وداع خواهند كرد. (كل گرايى مصلحانه، خيال پردازى، تنزه طلبى، مطلق گرايى، پدرسالارى و...) و از نسخه پيچى هاى جنت مآبانه و گرته بردارى هاى فيلسوف نمايانه سر باز خواهند زد. توهم اعجاز و موتاسيون را در تحول اجتماعى رها خواهند كرد و به اصل محترم و عقلانى «تدريج و پايمردى مصلحانه» سلام خواهند كرد.آنگاه با چنين رويكردى اميد مى رود كه از چنبره فضاى تعليق كنونى رهايى يابند. در چنين حال و هوايى چه بسا دورى اصلاح طلبان از عرصه هاى قدرت- دست كم براى مدتى- مجال و ظرفيت فراوان ترى در تعامل با جامعه فراهم خواهد ساخت، خواه براى شناخت دقيق و عميق تر از چالش ها و خواه براى تاثيرگذارى مستقيم و غيرمستقيم بر روند اداره كشور.به گمان من شيوه رفتارى فراكسيون اقليت مجلس هفتم در مواجهه با راى اعتماد به دولت جديد از چنين مايه عقلانى و هوشمندانه اى برخوردار بود.و بار ديگر دوستان اصلاح طلب را به گزين گويه اى از نيچه مهمان مى كنم كه گفت: «معنوى ترين انسان ها به شرط آنكه دليرترين باشند دردناك ترين تراژدى ها را تجربه مى كنند.»و پايان اين نوشته را با كلامى از امام على(ع) زينت مى دهم كه: ليس العاقل من يعرف الخير من الشر ولكن العاقل من يعرف خير الشرين خردمند كسى نيست كه نيك را از بد بازمى شناسد بلكه كسى است كه از ميان دو «بد» آن را كه بهتر است برمى شناسد.


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap