گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  پیام خاتمی به کنفرانس بین المللی گفت و گوی میان فرهنک ها و تمدنها در اسپانیا


  هزینه های یک اظهار نظر


  سخنان آقای احمدی نژاد در آستانه روز قدس


  خدا و انسان معاصر(1)*


  ويژگي جامعه و دولت در انتخابات نهم*


  اتحاد،مسأله اين است


  هند؛ ديپلماسي در شرايط بحران


  فساد مالي "ارزشي ها" توطئه آمريکاست...


  دولت غير پاسخگو


  خاطراتي از يك سفرمعنوی


تريبون

  دولت پاسخگو- دولت عوام‌زده


  براي گنجي چه مي توان كرد؟


  اهميت سرمايه‌گذاري در كشور


  انرژي هسته‌اي ... آري، نه!!!


  علي و خوارج


  شيعه‌ علي بودن


  چند پرسش درباره نظارت مجمع تشخيص مصلحت بر قواي سه گانه


  داستان شب نوزدهم


  چگونه بر قلدرها غلبه كنيم؟


  هراس از دولت در سايه؟


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 11:31:52 - 2/8/84
مي روند... Print This Page!!!

روز-مرتضي کاظميان: ترک سرزمين‌هايي گفتند که زندگي در آن هاي سخت بود؛ زيرا به گرما نياز داشتند.
نيچه
چنين گفت زرتشت

در چند سال اخير، و به خصوص از دوره دوم رياست جمهوري سيد محمد خاتمي، کم نبودند از اهالي قلم و انديشه که ترجيح دادند، هجرت کنند و در خارج از اين "مرز پر گهر" سکنا گزينند. نام ها کم نيستند: مسعود بهنود، نوشابه اميري، مهرانگيز کار، کاظم کردواني، ابراهيم نبوي، احمد قابل، محسن سازگارا ، حسين باستاني، سينا مطلبي، فرناز قاضي زاده، نيک آهنگ کوثر، سعيد رضوي فقيه و بسياري ديگر که با سرو صدا يا بي سرو صدا، رفتند و به هزار و يک دليل ترجيح دادند که فعلاً اينجا نباشند...

اما گمان مي کنم که دو سفر جديد و اخير- که اخبارش به اختصار در يکي دو نشريه داخلي منعکس شد- را بتوان به نوعي، جدا مورد توجه قرار داد؛ شايد اندکي جنس اين سفرها متفاوت باشد: سفر علي افشاري و فاطمه حقيقت جو.

به تازگي و از سوي سازمان ملل اعلام شد ايران در خروج نخبگان و فارغ التحصيلان مراکز آموزش عالي، در صدر فهرست فرار مغزهاي قرار گرفته است؛ اگرچه در مقام ريشه يابي علل و دلايل مهاجرت اين نخبگان فکري و اجتماعي و دانشگاهي و مطبوعاتي، مي توان بر مواري مشابه انگشت نهاد [مواردي نظير: عدم امنيت شغلي، فقدان آزادي و امنيت روحي- رواني براي حيات فکري- سياسي، فقدان انگيزه و اميد به آينده، يأس و نااميدي نسبت به روند تحولات اجتماعي- سياسي در ايران و امکان تاثيرگذاري بر آن، امکان هاي مناسب براي ادامه تحصيل و ارتقاي شغلي و حرفه اي، اميد به آينده تضمين شده و با ثبات تر و زندگي آسوده تر و سهل تر و توأم با رفاه و آسايش بيشتر در خارج از ايران و ...] اما دو مورد اخير [افشاري و حقيقت جو] از وضع ويژه ي خود برخوردارند. آن چه وضع سفر- بخوانيد هجرت- دو عضو شاخص، ارشد و سابق دفتر تحکيم وحدت را اندکي متمايز و متفاوت مي کند، شايد در آن چه که در زير مي آيد، قابل تحليل و بررسي باشد:

سفر افشاري و حقيقت جو به خارج، پس از انتخابات رياست جمهوري نهم صورت گرفته است. افشاري جزو طيفي بود که عليه مشارکت در انتخابات، موضعي برجسته و تند را به اشکال مختلف [اعم از مصاحبه و اعلام موضع شفاهي، انتشار بيانيه مشترک با ديگر شخصيت هاي حقيقي مخالف شرکت در انتخابات، و حضور در محافل و جلسات بحث و گفت و گو و مناظره] ابراز نمود. او در در رويکردي متفاوت با اصلاح طلبان حامي معين يا کروبي- و بعدتر هاشمي رفسنجاني- "رفراندوم" را به اتفاق جمعي ديگر، از مدتها پيش طرح و تبليغ نمود و انتخابات را در چهارچوب نظام سياسي موجود [جمهوري اسلامي] ديگر، بي ثمر ارزيابي مي کرد.

افشاري و همراهان و همفکرانش البته با اين نقد روبرو مي شدند که اهداف آنان و شعارها و مواضع شان، فاقد رويکردي عملياتي، ايجابي و اثباتي با توجه به واقعيت هاي ساخت قدرت، توانايي ها و داشته هاي جامعه مدني و توان و تشکيلات اپوزيسيون است.

افشاري - و ديگر همراهان و همگامان وي- از مواضع خود، فاصله نگرفتند... انتخابات آنچنان که افتد و داني با نام احمدي نژاد پايان يافت. آن جنبش اجتماعي نقاد ساخت قدرت و قانون اساسي و مخالف وضع موجود، که قرار بود سامان يابد و گفمان رفراندوم، غالب شود، اکنون در همان وضعي است که پيش از انتخابات بود. تنها و تنها ، ما در حالي شعارها و مخالفت هاي افشاري را در انتخابات نهم، در ذهن مرور مي کنيم که او در آن سوي آب هاست و عزم سفر به ايالات متحده کرده است. آيا آنچه که در علم سياست بر آن تأکيد مي شود که سياست، عرصه انتخاب از ميان گزينه هاي موجود و ممکن است و نه گزينه هاي مطلوب و ايده آل؛ و کار دشوار، پيوند زدن واقعيت هاي موجود است با ارزش ها و ايده آل ها؛ دامن افشاري را هم گرفت و او در اين عرصه ي سخت، هجرت و سفر را ترجيح داد؟...

مورد حقيقت جو، هم ويژگي هاي خاص خود را داراست. او تا واپسين روزهاي مانده به انتخابات، جزو تحريميان بود و جناحي که مشارکت در انتخابات را بي حاصل ارزيابي مي کردند و اصلاحات ذيل قانون اساسي را بي فايده مي دانستند. اما دو سه روز مانده به انتخابات، او نيز به جمع حاميان معين پيوست. اينک او هم، ادامه تحصيل را در خارج به فعاليت هاي علمي و سياسي خودر در داخل ترجيح داده است. ظاهراً آخرين تير ترکش حقيقت جو و تمامي عزم باقيمانده اش براي اصلاحات، با شکست معين، پايان يافته است. جمهوري اسلامي، با احمدي نژاد ادامه مي يابد؛ اصلاحات و کار سياسي ذيل قانون اساسي و واقعيت هاي سياسي- اجتماعي ساخت قدرت و جامعه مدني ، بي فايده و بي فرجام ارزيابي مي شود؛ و آنچه مي ماند- ظاهراً- رفتن از اين عرصه ي تلاش بي نتيجه است...

گمان مي کنم که يکي از دشواري هاي عمل سياسي همين وضع درهم تنيده و پيچيده است؛ وضعي که تصاوير راديکاليسم را گاه به سرعت تغيير مي دهد، محو مي کند يا در هم مي شکند.

ظاهراً تحليل جامعه شناختي ايران و ارزيابي اوضاع کشور از منظر اقتصاد سياسي و تأمل دقيق در مؤلفه هاي حاضر و مؤثر در ساخت قدرت، مناسبات پيچيده ي حاکميت با جهان خارج، ارزيابي واقعي توان و پتانسيل فکري- سياسي- تشکيلاتي اپوزيسيون و ... جملگي به قدري دشوار و وقت گير و انرژي بر است که بسياري از نيروهاي سياسي را به يک دو راهي سوق مي دهد: انفعال و انزوا يا راديکاليسم شعاري و آنارشيسم.

با کمال تأسف، کمتر شاهد اتخاذ و تمسک به راه سومي هستيم که ميان رئاليسم و ايده آليسم پل زده است و آرمان خواهي را با واقع گرايي درهم مي آميزد.

ساده کردن مسائل سياسي [بخوانيد: اجتماعي- اقتصادي- فرهنگي] در حد يک فرمول رياضي يا فيزيک، و بي توجهي به پيچيدگي هاي علوم انساني و لزوم عمل سياسي متکي بر علوم سياست، جامعه شناسي، اقتصاد، روان شناسي وحتي فلسفه تنها نتيجه اي که به همراه دارد، ماندن چندين ده ساله ماست در آنچه "دوره گذار" ش مي خوانند، و اتلاف نيروها... سيکل معيوبي که تنها عالمان واقع گرا و عاملان عالم، اي بسا به آن خاتمه دهند.

براي افشاري عزيز- که هرگز دوره ي هم بندي در بازداشتگاه ۵۹ را با او از ياد نخواهم برد- و حقيقت جوي صادق و بي پروا، هر کجا که هستند، سلامتي و پيروزي آرزو مي کنم. براي همه مايي که در اين ديار از اين "تصوير" موجود در رنج هستيم، ابراز اميدواري مي‌نمايم که: در برابر اين آينه، نه قلب مان بگيرد و سرخورده و مأيوس و منزوي شويم؛ و نه با سنگ، "تصوير" واقعيت را بي تغيير واقعيت، بي حاصل در هم شکنيم؛ بلکه به "تصوير" واقعيت، نيک و به درستي و عميق - و آنچنان که هست- بنگريم و آنگاه، آهسته و پيوسته، و هرچند زمان بر و سخت، به اصلاح و تصحيح و پيرايش و پالايش واقعيت بنشينيم. چنين باد!


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap