گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  پیام خاتمی به کنفرانس بین المللی گفت و گوی میان فرهنک ها و تمدنها در اسپانیا


  هزینه های یک اظهار نظر


  سخنان آقای احمدی نژاد در آستانه روز قدس


  خدا و انسان معاصر(1)*


  ويژگي جامعه و دولت در انتخابات نهم*


  اتحاد،مسأله اين است


  هند؛ ديپلماسي در شرايط بحران


  فساد مالي "ارزشي ها" توطئه آمريکاست...


  دولت غير پاسخگو


  خاطراتي از يك سفرمعنوی


تريبون

  دولت پاسخگو- دولت عوام‌زده


  براي گنجي چه مي توان كرد؟


  اهميت سرمايه‌گذاري در كشور


  انرژي هسته‌اي ... آري، نه!!!


  علي و خوارج


  شيعه‌ علي بودن


  چند پرسش درباره نظارت مجمع تشخيص مصلحت بر قواي سه گانه


  داستان شب نوزدهم


  چگونه بر قلدرها غلبه كنيم؟


  هراس از دولت در سايه؟


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 15:57:06 - 4/8/84
چگونه بر قلدرها غلبه كنيم؟ Print This Page!!!

شرق-حسين دهشيار:نوع واژگانى كه براى توضيح، بيان و تفسير پديده ها در صحنه جهانى به كار گرفته مى شود، معين مى كند كه گوينده تا چه حدى به واقعيات بين المللى آگاهى دارد. براساس اين منطق به وضوح ديده مى شود كه بسيارى درك بسيط و لازم را ندارند و فقط سخن مى گويند. براى فهم عملكرد كشورهاى بزرگ و چرايى شكل گيرى سياست ها، لازم است كه به بعضى نكات حياتى توجه شود تا به جهت عدم وقوف به قواعد بازى بين المللى هزينه هايى كه گاهگاهى بسيار سنگين هستند پرداخت نشود.
• تغيير نظام بين الملل
جايگاه كشورهاى جهان بعد از سقوط اتحاد جماهير شوروى در سال ۱۹۹۱ دگرگون شده است. به دنبال محو كمونيسم نظام بين الملل دو قطبى جاى خود را به نظامى جديد داد. در اين سيستم، آمريكا از بالاترين ميزان توانمندى و بعضى از كشورهاى اروپايى از ارتقاى موقعيت برخوردار گشته اند. پس به لحاظ شكل گيرى سيستم بين الملل تك قطبى با در نظر گرفتن توانمندى هاى سياسى _ نظامى، پرواضح است كه رفتار كشورهايى از قبيل آمريكا و سه تفنگدار اروپايى انگلستان، فرانسه و آلمان به درجات متفاوت تغيير كند. اين «طبيعى» است كشورهايى كه جايگاه برترى دارند در راه حفظ و تقويت آنچه براى آنها «ارزش» است، از تمامى توانمندى هاى خود استفاده كنند. بنابراين كشورهايى مثل آ مريكا و انگلستان كه جايگاه آنها به جهت تغيير نظام بين الملل ارتقا يافته است با «صداى بلندترى» در صحنه جهانى ظاهر مى شوند. قبل از ميلاد مسيح اين صدا متعلق به ايرانيان و يونانيان بود. بعد روميان به صحنه گردانى جهان پرداختند. دورانى هم اين مصريان بودند كه نقش «قلدر» را بازى كردند. مغول ها و چينى ها نيز در مقطعى از تاريخ «زورگو» جلوه نمودند. شوروى بعد از جنگ دوم به طور شراكتى و امروزه آمريكا به تنهايى و گاهى با همراهى تفنگداران اروپايى نقش «يكه تاز» را بازى كرده اند. پس ضرورت است كه به تكرار اين گفته نپرداخت كه اين «حق» نيست كه آمريكا و سه تفنگدار اينطور رفتار كنند. اين منطق قدرت است. هر بازيگرى كه بيشتر توان دارد صدايش بلندتر خواهد بود. تاريخ اين را ثابت كرده است. حال اگر كشورى از اين وضع ناراحت است دو راه پيش روى دارد: قدرت خودش را از طريق ايجاد يك جامعه آزاد، مرفه، عدالت خواه و انسان نواز افزايش دهد و نيز در كنار آن سعى كند كه فرصت براى آمريكا و سه تفنگدار اروپايى فراهم نكند كه قدرت خود را با استفاده از سرمايه هاى كشورهاى ديگر افزايش دهند.
• تداوم شرايط طبيعى
كشورها در شرايط طبيعى حيات دارند و فعاليت مى كنند. اين بدان معنا است كه يك چارچوب قانونى و پذيرفته شده به وسيله تمامى كشورها براى شكل دادن به رفتار آنها وجود ندارد. به عبارت روشن تر بايد گفت كه اولاً قوانينى كه قابل قبول به وسيله همه كشورها باشد وجود ندارد. ثانياً هيچ منبعى وجود ندارد كه كشورها به عنوان قاضى براى حل و فصل معضلات در تمامى موارد بپذيرند. ممكن است نظر يك نهاد يا يك كشور در حل و فصل بعضى از مشكلات پذيرفته شود اما اين بدان معنا نيست كه اين پذيرش هميشگى و در تمامى موارد است. ثانياً هيچ كشور يا نهادى وجود ندارد كه مسئوليت سياست هاى پذيرفته شده جهانى را بر عهده داشته باشد. بنابراين «طبيعى» است كشورهاى بزرگ هميشه از شرايط بهترى برخوردار باشند. در سطح داخلى كشورها، روابط سلسله مراتبى است، يعنى كاملاً مشخص است چه كسانى در سطوح بالا و چه كسانى در سطوح پايين هستند. در صحنه جهانى سلسله مراتب وجود ندارد بلكه هرج و مرج است. پس هر كشورى توانمندى و اعتبار بالاترى دارد «صداى بلندترى» در مسائل بين المللى دارد. كسانى كه نقش «قلدر» و «زورگو» را بازى مى كنند به جهت شرايط بين المللى است كه فرصت نصيبشان مى شود تا حرف خود را به كرسى بنشانند.
حال اگر كشورهايى از اين مسئله ضرر مى كنند بايد ماهيت روابط بين كشورها را عوض كنند يعنى سلسله مراتب را جايگزين هرج و مرج كنند. تا زمانى كه هرج و مرج است، آمريكا و سه تفنگدار اروپايى كه توانمندى بالاترى نسبت به بقيه دارند همينگونه رفتار خواهند كرد جدا از اينكه «قلدر» و يا «زورگو» خطاب شوند.
•راه حل هاى جهانى براى مشكلات داخلى
آنچه به وضوح فراوان قابل مشاهده است اين واقعيت بايد درنظر گرفته شود كه «دنياى بين المللى» جاى خود را به «دنياى جهانى» داده است. اين همان فرايندى است كه موسوم به جهانى شدن است. جدا از اينكه كشورها آن را مطلوب بيابند يا آن را برخلاف تاريخ و فرهنگ خود بدانند، با حضور آن مواجه هستيم. به جهت دگرگونى هاى وسيع تكنولوژيك و توسعه وسيع در زمينه ارتباطات، ارزش ها و نمادهاى غربى به تمامى دنيا رسوخ كرده است. به جهت توسعه در حيطه تكنولوژى و ارتباطات غرب موفق شده است كه در طول سده هاى اخير آنچه را كه مناسب مى داند به هنجار تبديل كند و كشورهاى غيرغربى را در شرايطى قرار دهد كه گريزى جز پذيرش نداشته باشند. اينكه روند دموكراسى و توجه به حقوق بشر در سرلوحه موضوعات مهم جهانى است به دليل همين جهانى شدن ارزش هاى آمريكا و سه تفنگدار است. آمريكا موضوع حقوق بشر را بر سر كشور چين مى كوبد، انگلستان دليل حضور در جنوب عراق را كمك به اشاعه دموكراسى بيان مى كند و فرانسه مى گويد كه گروه هاى شبه نظامى در لبنان بايد منحل شوند و قدرت از صندوق راى بيرون آيد. پس آمريكا و دوستانش در بستر فرايند جهانى شدن براى حل و فصل تمامى مشكلات و معضلات در كشورهاى غيرغربى و يا بين كشورهاى غيرغربى، به تجويز راه حل مى پردازند. براى بسيارى اين «حق» نيست كه كشورهاى بزرگ غربى خود را وارد دغدغه ها و مشكلات كشورهاى ديگر كنند. چه ارتباطى به آمريكا دارد كه طالبان در افغانستان حكومت نكنند. چه ارتباطى به فرانسه دارد كه رفيق حريرى در لبنان به قتل رسيده است. چه ارتباطى به انگلستان دارد كه كشورى به انرژى اتمى دسترسى پيدا كند. فرايند جهانى شدن اين «توانايى» و اقتدار را در اختيار اين كشورها قرار داده است كه در مسائل كشورهاى ديگر «فضولى» كنند. اين منطق داشتن توانمندى، منطق داشتن ارزش هاى پذيرفته شده در صحنه جهانى است. دنيا يك دهكده كوچك شده است و آمريكايى ها مدعى اند كه به اتفاق اروپايى ها مانند دوران ارباب و رعيتى حاكمان اين دهكده هستند.حال اگر چنين شرايطى مطلوب نيست، با گله و شكايت كارى نمى توان انجام داد. كشورهايى كه خواهان تغيير اين وضع هستند تنها يك راه پيش روى دارند. آنها بايد جامعه اى به وجود آورند كه ارزش هايش و قدرتش در صحنه جهانى اعتبار يابد و صاحب اقتدار گردد. اين تنها راه مقابله با «قلدرى» آمريكا و سه تفنگدار اروپايى است.


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap