گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  سيره علوي(1)*


  فساد مالي "ارزشي ها" توطئه آمريکاست...


  تركمانچاي


  مظلمه خون سیاوش


  مصوبه دولت علیه گفتگوی تمدنها


  تبهكار طلبكار


  درس هايى براى فرمانروايان


  مثل بچه آدم حرف بزن ...


  حريم مقدس "مفسدين"


  آينده انديشى در عرصه سياست ملى و بين المللى


تريبون

  داستان شب نوزدهم


  هراس از دولت در سايه؟


  مي روند...


  درباره كاهش نرخ بهره


  گرت مملكت بايد آراسته...


  سوارشدن برقطار صلح


  جدول زمانبندي فصل پاييز كارگاه‌هاي آموزشي جبهه مشارکت اصفهان


  پارلمان استانى


  تازيانه بر آب


  بيانيه كروبى درباره انتخابات خبرگان


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 12:36:45 - 2/8/84
سيره علوي(1)* Print This Page!!!

امروز:حسینیه ارشاد سری سخنرانی هائی را با حضور برخی از روشنفکران دینی آغاز کرده است.
سایت امروز درتلاش است،حتی المقدور مباحث مطرح شده در این جلسات را پوشش دهد.
*******
امروز-سیدهاشم آقاجري:مورد بحث ما در خصوص زندگي حضرت علي (ع) است كه در اين خصوص سعي مي‌كنيم با ديد تاريخي و با استفاده از مآخذ تاريخي به مسئله نگاه كنيم.
يكي از مآخذ تاريخي استفاده از منابع تاريخ است كه در خصوص موضوع تاريخ اطلاعات دست دومي را در اختيار ما قرار مي دهند و اعم از منابع نوشتاري و غيرنوشتاري است.
ما در بحث از زندگي امام علي سعي مي كنيم از هر نوع منبع تاريخي اعم از نوشتاري و غيرنوشتاري با توجه به روش شناسي خاص علم تاريخ استفاده مي‌نماييم.
به اين ترتيب و با اين نگاه ما در مورد حضرت علي اگر بخواهيم بي‌طرفانه و محققانه "نه مقلدانه!" و بدون احساسات و تكرار مكررات تحقيق كنيم بايد تمامي منابع و مآخذ را دقيق و با روش شناسي علمي مطالعه كنيم و سپس بر اساس تفسير و فهم تاريخي چهرة واقعي علي (ع) را بشناسيم. اين مساله علي الخصوص در زمان ما بسيار مهم و ضروري است.
ما در حال حاضر برخلاف 30 سال گذشته در ايران 2 جريان متضاد نسبت به علي (ع) داريم:
1) جريان افراطي و نگراش بت پرستانه به علي (ع): كه البته نگرشي جديد نيست و در طول تاريخ بوده است ولي امروزه توسط برخي محافل با اهداف خاص تبيين و ترويج مي‌شود و در اين نگرش علي (ع) نه تنها شخصيتي مهمتر از رسول ا... مي شود بلكه گاهي جاي خدا مي‌نشيند و شريك خدا مي‌شود.
علي تقسيم كننده بهشت و جهنم مي‌شود، روزي دهنده است، تلألو آفتاب و مهتاب. وسيلة اوست و ... .
نگرش‌هايي است افراطي كه خود علي(ع) و پيامبر بسيار با آن مخالف بودند.
در حالي كه علي (ع) خود مي‌گويد: انا عبّد من عبيد محمد (من بنده‌اي از بندگان محمد هستم).
البته بنده نه به معناي برده بلكه به معني بندگي متعلم نسبت به معلم.
به همان معني كه علي (ع) مي‌گويد: من علمي حرفا فقد صيرني عبدا (هر كس يك سخن به من آموخت مرا بندة خويش كرد).
علي خودش را دست پروردة رسول ا... مي‌داند و در نتيجه خود را بنده و دست پروده‌اي از بندگان محمد معرفي مي‌كند. ولي برخي شيعيان علي اين بنده را جوري تصوير مي‌كند كه گويي بسيار برتر از محمد(ص) است.
به همين دليل در تبليغات فرقه گرايانه ضدشيعه نوشته و مي‌نويسند كه شيعيان كساني هستند كه معتقدند كه در اصل قرار بود كه علي (ع) پيامبر باشد و جبرئيل خيانت كرد و وحي را به محمد (ص) داد.
ضرورت ديگر پرداختن به سيرة علوي اينست كه شخصيت علي (ص) چنان در فرهنگ ما ايرانيان رسوخ كرده است كه علي دوستي در فرهنگ ما در حقيقت يك پديدة عمومي و فرا فرقه‌اي و فرا ديني شده است و به همين دليل نمي‌توان فرهنگ ايرانيان را از شخصيت علي (ع) جدا كرد.
علي به قدري در فرهنگ ما نفوذ كرده است كه بسياري اروپاييان تلاش كرده‌اند بگويند تشيع، اسلام ايرانيان است.
عشق و نفوذ و رسوخي كه علي (ع) در ميان جامعة ايران داشته است چنان است كه وقتي گلسرخي در زندان‌هاي رژيم مي‌خواست از خودش دفاع كند از مولا علي و مولا حسين ياد مي‌كرد و علي‌رغمي كه يك ماركسيست بود، نمي توانست عشقي را كه به علي در جان او وجود داشت، پنهان كند.
با همة اين مسائل امروز ما مي‌بينيم كه تحت تأثير علل و عناوين سياسي كساني كه عنوان ايراني دارند و علي‌الخصوص در آن طرف مرزها زندگي مي‌كنند و سايت‌هاي اينترنتي كه در اختيار دارند گاهي چنان نگاه بغض‌آلودي به علي مي‌كنند كه انسان شگفت زده مي‌شود. البته اين مقالات و نوشته‌ها و كينه توزي‌ها نسبت به علي (ع) به گمان من مبتني بر يك روان شناسي سياسي عكس‌العملي و واكنشي نسبت به سياست‌ها و رفتار روحانيت حاكم در ايران است. هر چه روحانيت صاحب قدرت بيشتر مي كوشد از علي و پايه هاي امامت و ولايت براي تثبيت قدرتش استفاده كند ادبيات ضدعلي مبتني بر نوعي واكنش و مكانيزم دفاعي در مقابل رژيم سياسي حاكم بوجود مي‌آيد. تا جايي كه عده‌اي مبارزه با روحانيت حاكم در ايران را مبارزه با محمد (ص) و علي (ع) مي بينند و ادعا مي‌كنند تروريسم جمهوري اسلامي از محمد شروع شده است.
اينست كه امروز ضرورت بازنگري نسبت به ميراث ديني خودمان، ميراث نبوي و علوي مضاعف است و اين ميراث امروزه از هر 2 سو در حال تخريب است. هم توسط كساني كه مي‌خواهند ميراث علي و محمد را دستمايه اي براي توجيه حكومت ظلم و ستم كنند و هم كساني كه مي‌خواهند با اين گروه مبارزه كنند و به ضديت با باورهاي اسلامي و ديني مي‌پردازند.
براساس اين ضرورت ما بررسي علمي سيرة علوي را سرلوحه كار خود قرار مي دهيم.
سيره نوعي بيوگرافي نويسي و بيوگرافي خواني در علم تاريخ است.
سيره در لغت به معني نوع رفتار يا منش است و در اصطلاح راه و رسم و سير و سلوك و شيوة زيست و عمل پيامبر، امام، بزرگان ديني و تاريخي است.
آنچه به عنوان سيره در تاريخ اسلام شناخته مي شود چيزي بيش از بيوگرافي است. بيوگرافي نويسان معمولاً تاريخ را با شخصيت‌ها بررسي مي كنند و نوعي نگاه نخبه گرايانه و اليتيستي نسبت به تاريخ دارند.
بيوگرافي نقش شخصيت را در تاريخ بسيار مهم جلوه مي دهد گويي تاريخ توسط شخصيت‌ها شناخته شده است. در حالي كه در كنار آن بايد به عوامل ساختاري و نقش مردم نيز توجه كرد. سيره براي مسلمانان و شيعيان صرفا تاريخ نيست بلكه نوعا دين و ايدئولوژي هم هست. و سيره نگاري در تاريخ اسلام نيز براساس همين انتظار شروع شد.
البته نبايد اين تلقي بوجود آيد كه هر آنچه در اين كتابها نوشته شده است صحيح است بلكه وظيفه ما به عنوان يك محقق اين است كه با اين كتابها برخورد انتقادي بكنيم.
به قول حضرت علي(ع) در نهج البلاغه مي فرمايند: اعقل الخبر اذا ستمعوه. عقل رعايت لا عقل روايت. اين روات الدين كثير و رعايت صريح.
چكيده بحث متدولوژي تاريخي اين جمله امام علي است و وقتي ارزش پيدا مي كند كه برگرديم به حرفهايي كه مورخان ما در بارة تاريخ زده اند.
ما مورخي داريم به نام ابن فندق و كتابي به نام تاريخ بيهق. اين شخص مانند اكثر مورخان ايراني و مسلمان علم را بر 2 نوع سمعي و عقلي تقسيم مي كند. علوم عقلي را علومي مي داند كه براساس عقل و خرد مي شوند وعلوم سمعي علومي است كه ما براساس شنيده هايمان آنها را درك مي‌كنيم.
او تاريخ را بدين ترتيب جزو علوم سمعي مي شمرد كه استدلال در آن جايي ندارد.
متاسفانه اين تلقي هنوز هم در بين ما معتبر است.
اين تفكر نه در قرآن و نه در سيرة پيامبر و امام علي به هيچ وجه وجود ندارد و تاريخ به اين معني در هيچ جاي آن به كار نرفته است. بلكه در حقيقت در اينها تاريخ بر 2 پايه استقرار شده است.
مستند اطلاعات و مستند عقل و تفسير.
امام علي هم در جمله اي گفته شده همين را مي فرمايند و مي گويند:‌اعقلواه لخر (خبر را مورد تعقل قرار دهيد و به صرف خبر بودن قبول نكنيد و خبر را تفسير كنيد آن هم با عقل رعايت يعني عقل متعهد . نه عقل نقالي و روايتي.
اينكه قرآن مي فرمايد: فبشر عبادي الذين يستمعون القول و يتبعون احسنه.
به همين نكته اشاره مي كند و بين قول و اتباع ارتباط برقرار مي كند. ما از چيزي تبعيت مي كنيم كه براي ما تبديل به تعهد شده باشد و چيزي تبديل به تعهد مي شود كه قبل از آن به يك تفكر تبديل شده باشد.
قرآن مي‌گويد بشارت بده به بندگان من، آنهايي كه سخن را استماع مي كنند و سپس از بهترين سخن‌ها تبعيت مي كنند. بين اين 2 مرحله اي نيز وجود دارد و آن اينكه بايد اجازه دهيم همة قولها گفته شود. در جامعه اي كه اجازه نمي دهند گفته ها بيان شود و سانسور وجود دارد در حقيقت به عمل به حقيقت خيانت مي شود. (لازمة شنيدن همه قولها وجود آزادي و امنيت براي همة گفتارهاست) . بعد از شنيدن بايد به تحليل و ارزيابي پرداخت و در صورتيكه منطقي بود، تبديل به انديشه و تفكر مي شود و در اين مرحله بايد از آن تبعيت كنيد.
در نهايت: تاريخ قصه نيست و قرآن نيز به آن بدين شكل نگاه نكرده است و اين سنت قديمي موجود در مورد تاريخ به جاي آنكه تحت تأثير قرآن بوده باشد تحت تأثير تورات تحريف شده و اسرائيليات قرار گرفته است.
بنابراين بر ماست كه با تفكر و با يك ديد منطقي به مطالعه سيره بپردازيم.
ما گذشته را بايد بخوانيم تا بتوانيم آينده را بسازيم . سيره علي و پيامبر در عين حال براي ما نوعي سرمشق نيز هست.
ولي نبايد مانند برخي چنان تعبير كنيم كه آنچه را علي يا پيامبر انجام مي داده اند بايد عينا تكرار كنيم اين سخن ناممكن است.
آنها نيز اين را هرگز از ما نخواسته اند. چرا كه اين دركي مكانيكي و سطحي است. در زمان علي هم كساني چنين دركي از پيامبر داشتند و علي به آنها اين جواب را مي داد كه مهمتر از اينكه توجه كنيم پيامبر چه مي كرد اينست كه ببينيم پيامبر در چه شرايطي آن كار را مي كرد و چرا آن كار را مي‌كرد؟!
طبيعتاً اين متد امروز براي ما نيز كه سيرة علوي را مي خوانيم لازم است و درك سطحي از سيره علي مي تواند بر ضدعلي عمل كند. اگر بخواهيم مرتكب اين سطحي نگري و صورت گرايي نشويم بايد به روش كار علي و سمت گيري هاي تاريخي نيز توجه كنيم. نكته اي كه متاسفانه در بين فقيهان ما به كلي محدود بوده است و در فقه ما به هيچ وجه از تاريخ استفاده نكرده‌اند. شايد اگر از تاريخ علي استفاده مي شد امروز حال و روز فقه ما در اين وضعيت تأسف بار و تأثرزا نبود.
با مثالي بحث را تمام مي‌كنم و آن اينست كه ما در دوره حضرت علي و يا هر دوره ديگر يك شكل‌بندي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي داريم و هيچ گريزي از آن نداريم. نگاه صورت گرايانه به سيره عبارتست از اين است كه ما شكل بندي‌هاي گذرا و دوره‌اي و قطعي اين جامعه خاص را تبديل به امور جاودانگي كنيم كه گويي پيغمبر و علي بر آن مهر تأييد و صحت زده‌اند.
اين يك مغالطه‌اي بسيار خطرناك است و ما وقتي تاريخ دين مي خوانيم اگر مرتكب اين مغالطه‌هاي غيرمنطقي شويم نتايج فاجعه باري به بار مي‌آورد كما اينكه به بار هم آمده است. مثال آن جرياني است كه در آغاز قرن 20 مبني بر وجود خلاقيت در دورة عثماني به تبعيت از خلفاي راشدين و در اواخر قرن 20 هم در جريان بن لادنيسم به وقوع پيوست و ملاعمر خليفه شد.
در جريان اسلام شيعي نيز اين نگاه به گونه اي ديگر وجود داشت. اين ساختار كه يك نفر در رأس همه امور باشد و بر همه چيز تسلط داشته باشد در تاريخ منسوخ شده است و ما اگر برگرديم و نتيجه بگيريم كه حكومت علوي حكومتي مبتني بر ساختار خلافت است دچار يك سوء‌تفاهم بزرگ و يك استنتاج ضدعلوي شده‌ايم.
*جلسه اول، حسينيه ارشاد.


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap