گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  پیام خاتمی به کنفرانس بین المللی گفت و گوی میان فرهنک ها و تمدنها در اسپانیا


  هزینه های یک اظهار نظر


  سخنان آقای احمدی نژاد در آستانه روز قدس


  خدا و انسان معاصر(1)*


  ويژگي جامعه و دولت در انتخابات نهم*


  اتحاد،مسأله اين است


  هند؛ ديپلماسي در شرايط بحران


  فساد مالي "ارزشي ها" توطئه آمريکاست...


  دولت غير پاسخگو


  خاطراتي از يك سفرمعنوی


تريبون

  دولت پاسخگو- دولت عوام‌زده


  براي گنجي چه مي توان كرد؟


  اهميت سرمايه‌گذاري در كشور


  انرژي هسته‌اي ... آري، نه!!!


  علي و خوارج


  شيعه‌ علي بودن


  چند پرسش درباره نظارت مجمع تشخيص مصلحت بر قواي سه گانه


  داستان شب نوزدهم


  چگونه بر قلدرها غلبه كنيم؟


  هراس از دولت در سايه؟


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 15:58:43 - 7/8/84
دولت پاسخگو- دولت عوام‌زده Print This Page!!!

مشارکت:درباره خودداري رئيس‌جمهور جديد از معرفي سخنگوي كابينه

اظهارات اخير «مسعود زريبافان» دبير هيأت دولت در مورد شيوه كار دولت جديد، ضرورت حفظ نهاد شوراي شهر تهران به هر قيمت از سوي آبادگران، ارادت شخصي اعضاي كابينه به احمدي‌نژاد و نهايتاً اعلام اينكه «دولت جديد الزامي به داشتن سخنگو نمي‌بيند»، بازتاب گسترده‌اي در رسانه‌ها و محافل سياسي داشته است. گرچه زريبافان و نيز دبيرخانه هيأت دولت در پي اين واكنش‌ها، مطالب منتشر شده در مطبوعات را تكذيب كرده‌اند و حتي آن را ساخته و پرداخته ذهن يك نويسنده در يك سايت اينترنتي گمنام معرفي كرده‌اند، اما انتشار همزمان خبر در خبرگزاري‌هاي مهر، ايلنا، ايسنا و ايرنا و تكذيب آن پس از انعكاس منفي اظهارات زريبافان در سطح محافل سياسي و رسانه‌ها، تكذيب اين گفته‌ها را زير سؤال مي‌برد و با ابهام جدي مواجه مي‌سازد. اظهاراتي كه به عقيده ناظران، چنان سطحي، ضعيف و تنگ نظرانه است كه نشان مي‌دهد كارگزاران دولت جديد، اطلاعي از جايگاه دولت ندارند و به جاي آنكه دولت مدرن را بشناسند و از ساز و كار تكنوكراسي آشنا باشند، همه چيز را در قالب «تيم كشي» و بازي‌هاي كودكانه تحليل مي‌كنند. اظهاراتي نظير اينكه «شوراي شهر تنگه احد ماست و اگر مجبور شويم از سوي شوراي نگهبان و قوه قضائيه آدم مي‌آوريم تا نگويند قحط‌الرجال است»، نمونه‌اي از اين نظرات است. گفته‌اي ديگر مبني بر آنكه «آقاي احمدي‌نژاد از ساعت 7 صبح تا يك شب در محل كار خود حاضر هستند يا «ما يك تار موي جناب دكتر برايمان از همه اين پست‌ها بيشتر ارزش دارد»، هم سخناني است كه نگاهي مريد و مرادي را جايگزين ساختار متعارف دولت مي‌سازد. نتيجه چنين اظهاراتي كه نشانه‌اي آشكار از كاهش سطح فرهنگ سياسي در نزد كارگزاران دولت جديد است، به شخص رئيس جمهور برمي‌گردد. اگر احمدي‌نژاد در برابر اين سخنان واكنشي نشان ندهد (كه تاكنون چنين بوده)، حاكي از سكوت ناشي از رضايت است. سكوتي كه نشان مي‌دهد رئيس جمهور جديد برخلاف سلف خويش، «سيدمحمد خاتمي»، پذيراي مدح و ستايش شنيدن است.

مسأله اصلي
اما فراتر از لحن و ادبيات دبير هيأت دولت، اظهارات وي مبني بر بي‌نيازي دولت جديد از سمت سخنگو واجد اهميت ويژه‌اي است. اين اظهارات در فاصله كمتر از دو ماه پس از كمتر از كنار رفتن دولتي ادا مي‌شود كه پس از سال‌ها سنت سخنگويي و در واقع، «پاسخگويي» را در نهاد دولت احيا كرد. گماردن «عطاءالله مهاجراني» و سپس «عبدالله رمضانزاده» از سوي «سيدمحمد خاتمي» به عنوان سخنگوي دولت اهميت اين جايگاه را در افكار عمومي مشخص ساخت. تثبيت و تقويت جايگاه سخنگو در كابينه كه به ويژه پس از احراز اين مسؤوليت توسط رمضانزاده محقق شد، چنان آشكار بود كه در فاصله زمان اندكي، دستگاه قضايي و نيز شوراي نگهبان هم برخلاف رويه پيشين خود، براي اين دو نهاد سخنگوياني معرفي كردند و كوشيدند ارتباط نزديك‌تر و مشخص‌تري با رسانه‌ها داشته باشند. همچنين مي‌توان از نامگذاري سال 83 با عنوان «سال پاسخگويي» به عنوان يكي از اثرات پايه‌گذاري سنت پاسخگويي توسط دولت خاتمي نام برد. تعبيري كه گرچه در حيطه عمل، متأسفانه به علت مصونيت آهنين نهادهاي انتصابي و غيرپاسخگو بودن بخش‌هاي مهمي از ساختار قدرت چندان توفيق به همراه نداشت، اما حداقل انتظار آن بود كه سنت‌هاي گذاشته شده در نهادهاي اجرايي و تقنيني با رفتن اصلاح‌طلبان از ميان نرود و جناح حاكم دست كم صورت پاسخگويي را حفظ كنند. اظهاراتي نظير آنچه از سوي دبير هيأت دولت مطرح شده، عملاً اين انتظار را منتفي مي‌سازد. طرح اين مطلب كه «دولت نياز به سخنگو ندارد»، دو احتمال را به وجود مي‌آورد: اول اينكه دولت جديد اصلاً اعتقادي به پاسخگويي و گفت‌وگو با رسانه‌ها ندارد وديگر آنكه قرار است شخص رئيس جمهور يا دست كم معاون اول او نقش سخنگو را عهده‌دار شوند. همچنان كه در انگلستان «توني بلر» علاوه بر نخست‌وزيري، سخنگويي كابينه را نيز خود برعهده دارد. در ميان اين دو احتمال، البته احتمال اول قوي‌تر است. چرا كه رئيس‌جمهور جديد در طول دو ماهي كه در مصدر امر قرار گرفته، هيچ گفت‌وگوي رودر رو و پرسش و پاسخ صريحي با رسانه‌ها نداشته است. اندك مصاحبه‌هاي خبري احمدي‌نژاد به طور يكسويه و فرمايشي با واحد مركزي خبر يا صدا و سيما بوده و روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها عملاً از چنين ارتباطي محروم بوده‌اند. ضمن آنكه در هفته‌هاي اخير، ظاهراً همان مصاحبه‌ها با صدا و سيما هم دچار محدوديت شده است. اين در حالي است كه رئيس جمهور سابق با وجود داشتن سخنگويي فعال و پركار، حداقل عملاً هر ماه يكبار شخصاً نيز با خبرنگاران به گفت‌وگو مي‌پرداخت و پرسش‌هاي آنان را پاسخ مي‌گفت. چنين سابقه‌اي است كه عملاً مسأله پاسخگويي از سوي دولت جديد را منتفي مي‌سازد و نشان مي‌دهد هيچ اعتقاد و علاقه‌اي در اين زمينه وجود ندارد. آن هم در شرايطي كه احزاب مهم مخالف دولت نظير جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب از داشتن روزنامه يا نشريه‌اي براي طرح انتقادهاي خود از دولت جديد محروم هستند، علاوه بر اين، صدا و سيما هم برخلاف دوران خاتمي، تبليغات ويژه و گسترده‌اي براي دولت جديد ارائه مي‌كنند. اما با اين وجود، دولت جديد حاضر نمي‌شود در حد پرسش و پاسخ هفتگي با خبرنگاران خبرگزاري‌ها و مطبوعات محدود و نه چندان انتقادي موجود، وارد تعامل با رسانه‌ها شود و سخنگويي را در اين جهت معرفي كند. البته دولت جديد و شخص رئيس جمهوري سعي دارند اين خلأ را از طريقي ديگر بپوشانند. اين راه هم چيزي نيست جز «ملاقات‌هاي مستقيم مردمي». اقدامي كه از دوره مسؤوليت احمدي‌نژاد در شهرداري تهران آغاز شد مسؤولان دولتي معقتدند كه به جاي گفت‌وگو با رسانه‌ها، حاضر هستند خود به شكلي بي‌واسطه با آحاد مردم ارتباط برقرار كنند. اين در حالي است كه هدف از اين اقدام، آشكارا عوام‌فريبي و نه پاسخگويي است. تبليغات گسترده صدا و سيما درباره اين ملاقات‌ها، ابعاد تبليغاتي قضيه را پررنگ‌تر ساخته است. محتواي اين ملاقات‌ها از نوع گفت‌وگوي ارباب رجوع با سران قوا مشخص است. در تصاويري كه تلويزيون از اين ملاقات‌ها به نمايش مي‌گذارد، نگاه از بالا به پايين مقام حكومتي به شهروند مراجعه كننده هويداست. حال آنكه در پاسخگويي متعارف يعني نشست خبري مسؤول حكومتي با رسانه‌ها، اين رسانه‌ها به عنوان كانال ارتباطي جامعه با مسؤولان هستند كه از موقعيت بالا و برتر نسبت به مقام حكومتي برخوردار هستند. در واقع، برخلاف ملاقات‌هاي مردمي كه در آن «مردم» يا «شهروند» در موقعيت انفعالي و «كنش پذير» قرار دارد، در جلسات مطبوعاتي «رسانه‌ها» به عنوان نماينده افكار عمومي از جايگاهي فعال و «كنشگر» برخوردار مي‌شوند. تفاوت ميان اين دو رويكرد است كه اتخاذ هر كدام از آنها نشان مي‌دهد مقام حكومتي به دنبال پاسخگويي است يا عوام‌فريبي. بديهي است براي نيروهاي دموكراسي‌خواه به عنوان كساني كه «پاسخگو كردن قدرت» را يكي از اهداف فعاليت خويش قرار داده‌اند، همراهي با دولت پاسخگو و نقادي دولت عوام‌فريب يك ضرورت استراتژيك محسوب مي‌شود و اقدامي در جهت دفاع از فرهنگ سياسي «انتقاد دموكراتيك» است.

نمونه آبادگران
در كنار اين تحليل كلي و كلان، مي‌توان جريان آبادگران را نيز به عنوان يك نمونه موردي و در عين حال عيني مورد ارزيابي قرار داد. از اين منظر، جريان آبادگران همانگونه كه تاكنون نشان داده، در كنار ديدگاه‌هاي تنگ‌نظرانه و بافت نظامي- امنيتي‌اش از يك «ويژگي تبعي» هم برخوردار است و آن، ميل به «بسته» بودن تشكيلاتي است. اين ويژگي را از آن رو «تبعي» مي‌ناميم كه تابعي است از اولاً نگاه تنگ‌نظرانه و متصلب آن به عرصه‌هاي مختلف فكري و اجتماعي و ثانياً محصول خصلت، صبغه و سابقه عموماً نظامي-امنيتي نيروهاي اين جريان است كه بازتاب و تابع اين دو مسأله در شكل ساختار اين جريان خود را نشان مي‌دهد. چنين است كه آبادگران به جاي آنكه حزبي شناسنامه‌دار باشند و يا حتي چهره‌هاي گرداننده آن براي ناظران سياسي شناخته شده باشند، در قالب يك «باند سياسي» عمل مي‌كنند. باندي كه البته اهداف آن سياسي است اما بافت آن، كاملاً نظامي- امنيتي است. همين ويژگي است كه سبب شد آبادگران در هر سه انتخابات اخير (شوراي شهر دوم، مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم) در قالبي خزنده، نهفته و با چراغ‌هاي خاموش حركت كنند و در هر دوره، به شكلي رقيب را غافلگير سازند. آبادگران اينك و پس از تصاحب همه اركان قدرت، سعي دارند در مقام حكومت همچنان نهفته، خفته و پنهان عمل كنند و پشت درهاي بسته و به دور از نورافكن اطلاع‌رساني و چند و چون رسانه‌اي تصميم‌سازي و تصميم‌گيري كنند. بر همين مناسبت كه تندترين و تنگ‌نظرانه‌ترين نوع تعريف «خودي-غيرخودي» در ميان جريان‌هاي سياسي در آبادگران به چشم مي‌خورد. اين تقسيم‌بندي چنان حصاري پيرامون آبادگران به وجود آورده كه حتي همگراترين نيروهاي جناح محافظه‌كار هم در دايره آنان جايي ندارند. يكي از دلايل اصلي مقاومت آبادگران در برابر ورود «سيدمصطفي تاج‌زاده» به شوراي شهر تهران نيز خطري است كه حضور وي در جمع آنان، متوجه موجوديت ساختار آنان مي‌سازد و به همين دليل است كه آبادگران به گفته خود، تنگه احد را نگاه داشته‌اند تا دشمن (يعني رقيب سياسي) به آن راه پيدا نكند. بديهي است وقتي نوع نگاه به جايگاهي چون شوراي شهر چنين باشد، در مورد كابينه كه موقعيتي به مراتب مهمتر است، حساسيت امنيتي و نگاه باندي آبادگران افزايش مي‌يابد و در نتيجه، نه تنها رقيب سياسي كه حتي خبرنگاران هم حق ورود به «اندروني» را پيدا نمي‌كنند. بر اين مبنا، «نامحرم پنداري» شهروندان و رسانه‌ها در قابوس آبادگران به عنوان يك اصل و يك ويژگي محسوب مي‌شود و نه صرفاً لفظي و كلامي كه به اشتباه بر زبان فردي چون دبير هيأت دولت جاري شده است. چه؛ «رنگ رخساره خبر مي‌دهد از سر درون»!


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap