گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  سراب قدرت هسته اي


  حاكميت يكدست غيردمكراتيك


  شعارهاي "ضداسراييلي" نتايج "ضد فلسطيني"


  شاخص "چهار رقمي" در زيان ده ترين بورس جهان


  خاتمیت و ولایت


  به كام ديگران


  بانك‌ها، هم درد و هم درمان!


  هزینه های یک اظهار نظر


  روايت غرب از اسرائيل


  اقتصاد به آرامش نياز دارد


تريبون

  روا نيست...


  سید محمد خاتمی :چه كسي گفته كه ما رسالت داريم همه‌ي دنيا را مسلمان كنيم؟


  شيوه غيرقانوني در توقيف سايت بازتاب


  تأمل و رعايت اصول سياست‌ورزي، حلقه گمشده رفتار و گفتار نودولتان


  بررسى استراتژى آينده دفتر تحكيم وحدت و تحليل عملكرد گذشته


  چند موضوع درون جبهه‌اي


  ضيافت افطار در پارلمان اروپا


  روزهاي سخت براي سوريه


  دريغي نبود


  بانک جهانی و مهررضا


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 10:55:36 - 12/8/84
سراب قدرت هسته اي Print This Page!!!

روز- احمد شيرزاد: كشورهاي دنيا به دو دسته تقسيم مي‌شوند: دارندگان سلاح‌ هاي هسته اي و فاقدان آن. زماني در گذشته دور دستيابي به سلاح هسته اي مترادف با دست يافتن به قدرت سياسي تعيين كننده در مناسبات جهاني به شمار مي‌رفت. به بيان ديگر، كشوري كه زودتر توانسته بود زرادخانه هسته اي خود را شكل دهد قادر بود با تهديد ديگران در سطح سياسي امتيازگيري كند. پس از آن نيز در طي چند دهه در دوران جنگ سرد تلاش براي دستيابي به سلاح‌ هاي هسته اي نوعي حالت تقابل و بازدارندگي به خود گرفت. بدين معني كه كشورهاي پيشرفته صنعتي فاقد سلاح هسته اي تلاش كردند با قدم برداشتن در راه تسليح هسته اي و يا عضويت در پيمان‌ هاي نظامي در كنار قدرت‌ هاي هسته اي، خود را از تهديد آنها كه زودتر به سلاح هسته اي دست يافته بودند، مصون سازند.
آنچه ذكر شد مبناي نوعي توازن قوا و تعادل قدرت طي نيمه دوم قرن بيستم بود، اما اين مبنا هرگز نتوانست در سطحي گسترده و جهاني با عنوان معيار قدرت سياسي ارزيابي شود. متأسفانه درك غيرواقعي بسياري از دولت هاي كشورهاي توسعه نيافته از سويي و شهوت قدرت آنان براي دستيابي هر چه سريع‌تر به قدرت نظامي تعيين كننده باعث شد باورهاي غلطي به تدريج در ذهنيت برخي استراتژيست‌ هاي اين كشورها در مورد دستيابي به قدرت هسته ‌اي شكل بگيرد.
نكته اصلي در اين جاست كه اگر هم بر فرض قبول كنيم كه در مقاطعي از تاريخ بشر متأسفانه سلاح‌ هاي ضد بشري هسته اي منشأ قدرت سياسي در سطح بين‌المللي بوده، اما اين امر تحت شرايط و موقعيت خاصي تحقق پذيرفته كه شايد چندان قابل تكرار نباشد. در واقع برخورداري از فناوري توليد سلاح هسته اي، بدون پيشرفت و توسعه در ساير زمينه‌ هاي علمي، صنعتي، اقتصادي و مديريت اجتماعي هرگز نمي‌تواند منشأ قدرت و نفوذ باشد. آنچه در مقطع خاصي از تاريخ و در موقعيت ويژه اي از جغرافياي سياسي، اقتصادي و صنعتي براي برخي كشورها باعث ايجاد دست برتر در مناسبات جهاني شد، لزوماً نمي‌تواند در ساير كشورها با شرايط تاريخي و جغرافيايي متفاوت و در بستر توسعه نيافتگي عمومي صنعتي و فني، موجد قدرت تعيين كننده باشد. اين نكته بس ظريف و تاريخي در واقع مضمون و محتواي داستان‌ هايي را در ادبيات كلاسيك ما تداعي مي‌كند كه ديدن بخشي از واقعيت و توجه نكردن به همه نكات مي‌تواند باعث تقليد كوركورانه اي شود كه خانمان بر باد ده است.
در دنيا فناوري هاي بديع و متعددي وجود دارد كه دستيابي به آنها مي‌تواند باعث اعتلاي يك كشور در عرصه اقتصادي-فني شود و به طور مستقيم يا غيرمستقيم موجب ارتقاء قدرت سياسي آن كشور گردد. به عنوان مثال كمتر كسي ترديد دارد كه بهره‌مندي از فناوري پيشرفته مخابرات نه تنها امكان ايجاد يك خدمت اساسي را براي رفاه مردم به ارمغان مي‌آورد بلكه به معناي واقعي كلمه اين فناوري يك قدرت است. بدون شك برخورداري از تجهيزات ماهواره اي و در دست گرفتن رگ‌هاي حيات ارتباطات جهاني توسط ايالات متحده آمريكا قدرتي را به اين كشور داده است كه به مراتب تعيين كننده‌تر و تأثير‌گذارتر از داشتن سلاح‌ هاي هسته اي است.
مثال ديگري كه مي‌توان زد وضعيت صنعت نفت در كشور خودمان است. روشن است كه اگر در اين صنعت به موقع در عرصه‌ هاي تعيين كننده مرتبط با اكتشاف، استخراج، پالايش، حمل و نقل و ايجاد پايانه‌ هاي بارگيري سرمايه‌گذاري شود، اين امر نه فقط يك قدرت اقتصادي به ما مي‌دهد بلكه اگر درست و حساب شده با آن رفتار شود حتي مي‌تواند به طور ظريف و نامريي منشأ قدرت سياسي نيز باشد. [به شرط آن كه با خوردن هر دري بر تخته زبان تهديد به بستن شيرهاي نفت نگشاييم و ادبيات سياست رسمي خود را با ادبيات تلخ و خشن برخي روزنامه‌ هاي مروج خشونت تنظيم نكنيم، و كارايي همان قدرتي را هم كه داريم با استفاده ناصحيح، بي‌منطق و بي‌موقع به صفر نرسانيم!].
مثال‌ ها متعددند و دنياي امروز شاهد آن است كه حتي برخي كشورهاي كوچك با جمعيت‌ هاي محدود به واسطه رشد و ارتقاي سطح علمي، اقتصادي و اجتماعي خود توانسته اند به فناوري هاي متنوعي دست يابند كه علاوه بر رفاه عمومي براي آنها، وجاهت سياسي در سطح جهان ايجاد كرده است و در مقاطع حساس مي‌تواند به عنوان اهرمي در جهت حفظ امنيت ملي آنها به كار رود. در اين ميان آنها كه نتوانند خود را به قافله توسعه برسانند و اهرم‌ هاي متفاوت قدرت سياسي در عرصه فناوري، فرهنگ و اقتصاد نوين جهاني را دور از دسترس خود بيابند چاره اي نخواهند داشت كه همچون حكومت طالبان در افغانستان از زبان نامتعارف تهديد به ترويريزم و خشونت بهره گيرند. در واقع در دنياي امروز فرهنگ سياسي خشن طالباني‌گرايي بيش از آنكه قدرت آفرين باشد حاكي از آن است كه گوينده خود را از كمترين اهرم‌ هاي قدرت و چانه‌زني سياسي محروم مي‌بيند.
در اين ميان فناوري هسته اي سرنوشت تيره و تاري يافته است. مسأله از اينجا آغاز مي‌شود كه برخي استراتژيست‌ ها در دنياي توسعه نيافته به دنبال راهي ميانبر هستند تا ضعف سياسي ناشي از قرن‌ ها عقب‌ماندگي را در مدتي بسيار كوتاه جبران كنند و يك شبه با وجود هزاران مشكل و كاستي قدرتي به دست آورند كه آنها را شانه به شانه رهبران كشورهاي قدرتمند و توسعه يافته قرار دهد. كسب قدرت از راه توسعه مسيري بسيار طولاني و دشوار است كه هم حوصله و زمان مي‌خواهد و هم نيازمند مديريتي هوشمندانه، لايق و دموكراتيك در سطح جامعه است، تا با مشاركت نخبگان فكري جامعه و استفاده از تمام توانمندي هاي انساني بتواند براي يك كشور سهم قابل قبولي در مبادلات اقتصادي، فرهنگي و سياسي جهاني فراهم كند. اين مسيري است كه اصولاً در حوصله و علاقه برخي زمامداران جهان سومي نيست.
متأسفانه سوءاستفاده اي كه زماني كشورهاي پيشرفته دنيا از فناوري هسته اي كردند و به كارگيري سلاح‌ هاي مرگبار هسته اي براي حل و فصل مناقشات سياسي، اين درس بسيار نامبارك و نانوشته را در جهان به همراه داشت كه "فناوري هسته اي مسيري ميان‌بر به سمت كسب قدرت در عرصه جهاني است!" گويي الهام ناشناخته اي باعث شد كه در بسياري يا لااقل برخي از كشورهاي توسعه نيافته موضوع فناوري هسته اي به طرز عجيبي مورد علاقه رهبران سياسي اين كشورها واقع شود؛ آن هم نه همه زمينه‌ هاي مختلف اين فناوري، بلكه عمدتاً بخش‌ هايي از آن كه بالفعل يا بالقوه بتواند نوعي "توان استراتژيك" براي يك رژيم به ارمغان آورد. جالب اين جاست كه در بين صدها فناوري كه هر كدام به نوبه خود قدرت‌آفرين نيز هستند استراتژيست‌ هاي عجولي كه به دنبال كسب قدرت سريع هستند تنها فناوري هسته اي را مي‌شناسند. در عرصه فناوري هسته اي كه داراي كاربرد هاي متنوع و مختلفي در عرصه‌ هاي صنعت، كشاورزي و پزشكي است نيز عمده علاقه آنها معطوف به بخش انرژي و آن هم حلقه‌ هاي خاصي از اين فناوري است! ظاهراً از ميان عناصر شيميايي مختلفي كه دست طبيعت با ظرافت خاصي در اين كره خاكي پديد آورده است عنصر كمياب و حساس اورانيوم محبوبيت خاصي در ميان رهبران سياسي دارد! متخصصان فيزيك هسته اي سياهه اي از راديو ايزوتوپ‌ هاي مختلف مي‌شناسند كه در زمينه‌ هاي مختلف كابرد هاي صلح‌آميز فناوري هسته اي مورد استفاده قرار مي‌گيرند؛ اما بعيد است هيچيك از آنها مورد علاقه سياستمدار يا استراتژيستي قرار گرفته باشد و شايد نامي هم از آنها به خاطر نداشته باشند.
واكنش جامعه بشري در برابر تسليحات هسته اي و چندين دهه زيستن در فضاي تهديد هسته اي قدرت ‌هاي داراي اين سلاح مرگبار، در دوران جنگ سرد فضايي را ايجاد كرد كه برداشت ‌هاي كلاسيك و قديمي از توان هسته اي كشور ها را به كلي متحول ساخت. سلاح ‌هاي هسته اي از شدت خطر و مرگ‌آفريني اصولاً كارآمدي خود را از دست دادند. به مرور در سطح سياست جهاني فضايي ايجاد شد كه داشتن سلاح هسته اي براي دارنده آن نه تنها احترام و ابهت ايجاد نمي‌كرد بلكه نگراني ساير كشورها و به ويژه مردم و روشنفكران جوامع را نسبت به آنها دامن مي‌زد. صحنه ادبيات و هنر قرن بيستم سرشار است از آثاري كه كه به بشريت در مورد وجود سلاح ‌هاي كشتار جمعي، كه براي چندين بار نابودي حيات در سطح زمين كافي است، هشدار مي‌دادند. شايد خوانندگان فيلم ‌هاي متعددي را به خاطر آورند كه در آنها خطر وجود سلاح ‌هاي هسته اي در دست قدرتمندان ديوانه اي كه با يك فرمان مي‌توانند از دو سوي كره زمين ماشين مرگ را روشن كنند به تصوير كشيده شده اند.
فضاي سنگين تهديد هسته اي در طي قريب به پنجاه سال انديشمندان دنيا را به خود مشغول داشت و به تدريج به نگراني فرساينده اي تبديل شد. يك اصل مسلم در اين فرآيند به اثبات رسيد و آن اين بود كه موازنه مثبت هسته اي، يعني ساخت سلاح براي خنثي كردن تهديد سلاح طرف مقابل، به مرور كارآمدي خود را از دست داد و دنيا را با انباشتگي كم ‌نظيري از تسليحات مرگبار مواجه ساخت. در چنين شرايطي مثل روز روشن بود كه كشيدن ماشه سلاح ‌هاي هسته اي، توسط هر كس كه صورت گيرد، قبل از آن كه به او يك برتري جنگي عطا كند در فاصله چند دقيقه ميليون ‌ها شهروند همان كشور را توسط طرف مقابل به خاكستر تبديل مي‌كند. به بيان ديگر استفاده از سلاح هسته اي حتي در عالم تصور، يعني نابودي كشور خود و به خاك و خون كشيدن شهروندان بيگناه در هر دو سوي منازعه. اين يعني از كار افتادن افسانه كارآمدي و قدرت استراتژيك تسليحات هسته اي. يعني آن كه سلاح هسته اي سلاحي است براي نزدن و سلاحي است كه احتمالاً هرگز از اين پس در جهان مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.
پايان جنگ سرد و دوران تخاصم فرساينده دو ابر قدرت، در كنار نتايج گوناگوني كه در عرصه آرايش قدرت در جهان داشت در زمينه فناوري هسته اي و به خصوص بخش نظامي آن نيز نتايج بسيار مهمي در بر داشت. اين رويداد باعث شد آخرين سنگرهاي دفاع تئوريك از موازنه مثبت هسته اي نيز فرو ريزد و رشته ‌هاي در هم تنيده تهديد بشريت راهي براي باز شدن پيدا كنند. ديگر دفاع از مسابقه هسته اي از هيچ فلسفه اي برخوردار نبود و بهانه بازدارندگي نمي‌توانست توجيهي براي تلاش در دستيابي به تسليحات هسته اي شود. البته اين فضا بيشتر در سطح كشورهاي توسعه يافته و جوامع برخوردار از فناوري هسته اي معني‌دار بود. درست در همين دوران است كه ايده خلع سلاح هسته اي جان تازه اي مي‌گيرد ونهادهاي بين‌المللي از كارآمدي موثرتري در زمينه كنترل گسترش سلاح ‌هاي هسته اي برخوردار مي‌شوند، پيمان قديمي NPT با پادمان هسته اي و پروتكل الحاقي تكميل مي‌شود و آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در جايگاه ويژه اي براي اعمال نظارت جهاني قرار مي‌گيرد.


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap