گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  دفاع از كيان علمي و دانشگاهي- ياد بود استادمرتضی مميز


  سخنان آقاي جنتي ...؟!


  جبهه مخالفان دولت احمدي نژاد


  نتیجه اجلاس شورای حکام؛فرصت یاپیروزی


  حقوق بشر؛ تهديد يا فرصت؟


  گزارش از سفر سه روزه خاتمی به اسپانیا


  رود جاري مشاركت


  خاتمي، سرمايه ملي


  دوپينگ متافيزيكي!


  25 نوامبر، روز جهاني نفي خشونت عليه زنان


تريبون

  انتخابات خبرگان؛ نشانگرها و شاخص ها


  ماجراي جالب قبولي دختر خاتمي در دانشگاه


  توضیح لیلا خاتمی در مورد خبر بازتاب


  عجب بوی وطن ميآيه امروز


  سياست خارجي و معيشت مردم


  سونامي يا توفان در يك فنجان چاي


  جاي خالي «راديو مشاركت» در عرصه رسانه‌اي


  متن كامل سخنراني و پرسش و پاسخ خاتمي در بيروت


  «توهين» چيست، مرجع تشخيص آن كيست؟


  مجيد تهرانيان:تجدد، بايد از درون سنت برخيزد


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 18:43:29 - 12/9/84
عجب بوی وطن ميآيه امروز Print This Page!!!

گویانیوز-خسرو ناقد:صادق همايونی را آشنايان و علاقه‏مندان به‏ فرهنگ و ادبيات عامه مردم ايران به‏خوبی می‏شناسند و با تحقيقات ارزشمندی كه در اين زمينه به‏انجام رسانده است، آشنايند. او از محققان و مؤلفان صاحب نام و از همنسلان و همراهان جلال آل‏احمد و سيد ابولقاسم انجوی شيرازی و در شمار پژوهشگران پُر دانش و كوشش فرهنگ عامه، به‏ويژه فرهنگ و ادبيات عامه خطه پهناور فارس است. تازه‏ترين اثری كه از او منتشر شده است، "ترانه‏های محلی فارس" نام دارد
مطالعه كتاب‌های فرهنگ عامه و متون و مجموعه‏هايی كه در آنها آداب و رسوم و عقايد و جشن‏ها و ترانه‏ها و متل‏ها و قصه‏ها و افسانه‏های عاميانه و محلی جمع‏آوری شده‏اند، هميشه برای من خاطره‏انگيز بوده است و دلنشين و ياد آور لحظات فراموش نشدنی دوران كودكی و نوجوانی؛ دورانی كه دغدغه‏ها و نگرانی‏های زندگی روزمره و ترس و تشويش از آينده هنوز روح و جان آدمی را در برنگرفته بود و آنچه در دامن مادر و كنار پدر و آغوش مادر بزرگ و پدر بزرگ و دايه و دايی، در گوش جانت زمزمه می‏شد، چنان در ذهن و خاطره‏ات نقش می‏بست كه بعد از گذشت چند دهه، انگار كه همين ديروز بود است كه اين نواهای آشنا را شنيده‏ای. به‏ياد دارم اولين‏بار كه نوزادم را در آغوش گرفتم تا به‏بستر خوابش برم، بی‏اختيار صدای لالايی مادرم از گذشته‏های دور در گوشم طنين افكند كه شب‏هنگام برای ما با صدای محزون خود لالايی‏های دلنشين و آرام‏بخش می‏خواند؛ و حال كه من فرزندم را به‏بستر خواب می‏برم، هم‏صدا با آن نوای آشنا برايش لالايی می‏خوانم:
لالا، لالا، گل صدپر
بخواب ای نازنين دلبر
لالا، لالا، گل نرگس
بلا بر تو نيات هرگز
لالا، لالا، شكر بارت‏
خدا باشه نگهدارت
لالا، لالا، گل سوسن‏
سرت بذار لبت بوسم
لبت بوسم كه بو داره‏
كه با گل گفتگو داره‏
لالا، لالا، گل زردم‏
نبينم داغ فرزندم‏
خداوندا تو ستّاری‏
همه خوابند تو بيداری‏
به‏حق خواب و بيداری‏
عزيزم را نگهداری(1)

بی‏گمان سادگی موسيقايی و پيوند تنگاتنگ اين ترانه‏ها با طبيعت، باعث می‏شود كه خود به‏خود در خاطره‏ها نقش بندند و سينه به‏سينه و نسل به‏نسل به‏حيات جاودانه خود ادامه دهند. اصولاً از ويژگی‏های اين نوع از ادبيات - خاصه ترانه‏های محلی و عاميانه - سادگی و بی‏آلايشی آنهاست و لطافت و زيبايی طبيعيشان و نيز مهارت و توانمندی ذاتی سرايندگان گمنامشان در بيان احساسات و عواطف عامه مردم. ترانه‏های محلی غالباً قالبی ساده دارند و از تركيبات زبانی پيچيده و مجازهای غريب و انتزاعی بی‏بهره‏اند و بی‏نياز. اين سخن كه «عاطفی‏ترين نمودهای ذوقی فولكلور (فرهنگ عامه)، ترانه‏های محلی است كه آينه‏ی تمام نمای انديشه‏ها و احساسات شفاف و نيالوده مردم عامی است»(2) بی‏گمان جان كلام اين مبحث است. رمز و راز پايداری و گستردگی اين بخش از فرهنگ مردم را نيز در مجموعه اين خصوصيات بايد جستجوی كرد.
ما جستجوگری در اين پهنه از ادبيات، سوای عرصه‏های ديگر است. وقتی پژوهشگری در زمينه‏ای از ادبيات به مطالعه و تحقيق می‏پردازد، به‏نسبت گستره كار و موضوع مورد بررسی، پس از چند ماه يا حداكثر چند سال به‏نتيجه‏ای در خور عرضه می‏رسد. ولی محققی كه پا به‏عرصه جستجو و كاوش در فرهنگ عامه می‏گذارد - آنهم تنها در بخشی از اين گستره و تنها در محدوده منطقه جغرافيايی خاصی - راهی را در پيش‏رو دارد كه نه آغازش پيداست و نه انجامش. هر خانه و قهوه‏خانه‏ای، هر سرا و كلبه‏ای، هر كوی و برزنی، هر چادر و كَپری و هر شهر و شهرك و دهكده و روستايی را بايد جستجو كند و پای صحبت پير و جوان و زن و مرد و كوچك و بزرگ بايد بنشيند تا تا ترانه‏ای را با زبان محلی بشنود و به‏قصه و افسانه‏ای گوش دهد و چيستانی را به‏خاطر بسپارد و رسم و رسومی را از نزديك ببيند و در مراسم عقد و عروسی و عيش و عزايی شركت كند و طرز پختن غذايی محلی يا نام و نشان دارويی خانگی را در گوشه دفتری يادداشت كند. تازه، بعد كه دو خانه بالاتر به‏سراغ قصه‏گوی پير ديگری می‏رود يا چند فرسنگ دورتر به‏ده ديگری می‏رسد، روايتی ديگر از اين همه می‏شنود و می‏بيند. از اين‏رو برای گام نهادن در اين عرصه، صرفاً داشتن تحصيلات دانشگاهی و دانش گسترده در زمينه مورد بررسی، كافی نيست؛ بلكه عشق می‏طلبد و شيفتگی. كاری نيست كه بعد از سه چهار سال نتيجه دهد. گاه دو سه دهه لازم است تا مواد خام كار تحقيقی مورد نظر گرد آيد و فراهم شود.

صادق همايونی يكی از اين شيفتگان است. همايونی را آشنايان و علاقه‏مندان به‏فرهنگ و ادبيات عامه مردم ايران به‏خوبی می‏شناسند و با تحقيقات ارزشمندی كه در اين زمينه به‏انجام رسانده است، آشنايند. او از محققان و مؤلفان صاحب نام و از همنسلان و همراهان جلال آل‏احمد و سيد ابولقاسم انجوی شيرازی و در شمار پژوهشگران پُر دانش و كوشش فرهنگ عامه، به‏ويژه فرهنگ و ادبيات عامه خطه پهناور فارس است. از او تا كنون آثار بسياری انتشار يافته است كه من در اينجا تنها از كتابهايی نام می‏برم كه همايونی در گستره پژوهش‏های فولكوريك منتشر كرده است:
ترانه‏های جنوب (1345)، يك‏هزار و چهارصد ترانه محلی (1348)، فرهنگ مردم سروستان (1350، چاپ دوم 1371)(3)، دو بيتی‏های باقر لارستانی (1350، چاپ دوم 1369)، افسانه‏های ايرانی (1352، چاپ دوم 1372)، يازده مقاله در زمينه فرهنگ عامه (1353)، تعزيه و تعزيه‏خوانی (1353)، گوشه‏هايی از آداب و رسوم مردم شيراز (1353، اين كتاب با تجديد نظر و افزوده‏هايی آماده چاپ دوم است)، حسينه مشير (1355، چاپ دوم 1372)، تعزيه در ايران (1368، اين كتاب با افزوده‏های بسيار آماده چاپ دوم است)، شيراز خواستگاه تعزيه (1371). افزون بر اينها همايونی كتابی جالب و جذاب نيز درباره زندگی و آثار صادق هدايت در سال 1353 منتشر كرد با عنوان «مردی كه با سايه‏اش حرف می‏زد» كه در آن حرفهای تازه و ناشنيده در باره هدايت بسيار بود و در فصل «هدايت و فولكلور» به‏تحقيقات هدايت در زمينه فرهنگ عامه پرداخته شده است. اين اثر در سال 1354 يكبار تجديد چاپ شد و در سال 1373 با اضافاتی به‏چاپ سوم رسيد.
تازه‏ترين اثری كه از او منتشر شده است، «ترانه‏های محلی فارس» نام دارد. همايونی پيش‏تر دو كتاب در اين زمينه منتشر كرده بود؛ ترانه‏های جنوب و يك‏هزار و چهارصد ترانه محلی كه كتاب حاضر ظاهراً صورت تكميل شده دو اثر پيشين است. كتاب در ده دفتر فراهم آمده است: دفتر اول در برگيرنده لالايی‏ها و ترانه‏های ناز و نوازش و روايی‏هاست. «روايی‏ها» عنوانی است كه همايونی به‏مناسبت ويژگی اين ترانه‏ها، برای آنها برگزيده است. دو نمونه از روايی‏ها را در اينجا نقل می‏كنم:
شاباجی خانم زائيده‏
بالای اطاق خوابيده‏
ماباجی خانم رسيده‏
هسه هولو سائيده‏
شاباجی خانم بچه‏ت كو؟
قيچی ماماچه‏ت كو؟
بچه نبود باد بود
تخم علی داد بود

من بودم و فلفلی‏
رفتيم تو باغ ملی‏
جار زدم حسين جان‏
چای بريز تو فنجون‏
برای دو تا مهمون
مهمون اطاعت كرده
نگا به‏ساعت كرده
ساعت هشت و نيمه
ننه‏م خونه بی‏بيمه(4)

بی‏بيم رفته مدينه‏
سر قبر سكينه‏
سكينه نور عينه
دخت امام حسينه

در دفتر دوم واسونك‏های شيرازی و ديگر شهرها و روستاهای فارس گردآوری شده است. «اين ترانه‏ها عموماً در مراسم متخلف عروسی خوانده می‏شوند؛ از زمان خواستگاری تا صبح زفاف. زن‏ها آنها را می‏خوانند. آهنگی مطبوع، كشدار و ملايم دارند ... معمولاً يكی می‏خواند و به‏نوای آن داريه می‏زند و ديگران با دستك زدن او را همراهی می‏كنند.» واسونك‏ها را در آباده و اطراف ممسنی «سورو»(5) و در گرگنای كازرون «سوروگ» می‏گويند.»(6) چند نمونه از واسونك‏ها:
شب يك و منزل هزار و چشم دوماد انتظار
يه عروسی سيت ميارُم(7) در همين فصل بهار
شازده دوماد رفته شيراز بخره توپ يراق‏
آی برادر حرمتش كن تا دم شاه‏چراغ‏

آی حنابند، آی حنابند، يك حنای خوبی ببند
خوب ببند، خوشگل ببند بهر عروس قد بلند

رود جونيم رفته حموم با تمام مؤمنون
رختش از مولا طلب كن، شربت از صاحب زمون‏

يی حمومی سيت بسازم چل ستون چل پنجره‏
خانم عروس توش بشينه با يراق و سلسله‏

گل در اومد از حموم سمبل در اومد از حموم‏
شازده دوماد را بگو سُمبل در اومد از حموم‏
رختخواب چيت قلمكار، آی ننه جونيم بيا
قالی وردار، ترمه بنداز، فردا شب يارُم ميا

ايل بالا، ايل دومَن، ايل قلعه تركمن
ما می‏ريم عروس بياريم، قالی پهن كن رو چمن

راه بوشهر دور و دور و آب بوشهر شور و شور
ما می‏ريم عروس بياريم، چشم دشمن كورِ كور

گل اُورديم كاكو جون، سُمبل اُورديم كاكو جون‏
تا بخوی خبر بشی عروس اُورديم كاكو جون

كی به‏حجله، كی به‏حجله، شازده دوماد با زنش‏
كی بگَرده دور حجله، خواهر كوچيك‏ترش

در دفتر سوم و دفتر چهارم به‏ترتيب مجموعه‏ای از تك بيتی‏ها و دو بيتی‏ها فراهم آمده است؛ با اين توضيح كه تعداد تك‏بيتی‏ها بسيار كم است در حالی كه دوبيتی‏ها، اعم از رباعی و مثنوی و «دو بيتی‏های حُسينا»، بخش بزرگی از صفحات كتاب را به‏خود اختصاص داده است. اين است نمونه‏هايی چند از رباعی‏های كتاب:
چه بد كردم سفر كردم خدايا
سر از هامون بدر كردم خدايا
خودم اينجا، دل اونجا، دلبر اونجا
عجب خاكی به‏سر كردم خدايا

بوگو(8) آن قاصد نيكو لقا را
رسان بر دوستان پيغام ما را
به‏هر وختی(9) كه ميدارين صحبت‏
به‏خاطر آورين اين بی‏نوا را

بنالم من، بنالم تا سحرگا
بنالم همچو يوسف در ته چا
بنالم تا خدا را خوش بيايه‏
كه يوسف را رسونه به‏زليخا

شُوِ يلدا اسير مويت ايدوست
شفق روشن ز عكس رويت ايدوست
‏ چه می‏شد گر دمی با ما نشينی‏
ببويم زلف عنبر بويت ای دوست‏

شب ابر است و گاه گرگ و ميش است‏
نه همدم همدم و نه‏خويش خويش است
مزن خيمه تو ای راحل در اينجا
بِكن خيمه كه منزلگاه پيش است‏

من از مادر بزادم مادرم مُرد
مرا دادن به تايه(10) تايه هم مُرد
مرا از شير بز می‏پلوريدن(11)
از اين بخت بَدُم بزغاله هم مُرد

دو تا كفتر بوديم هر دو خوش آواز
شبا در لونه و روزا به‏پرواز
الهی خير نبينه مرد صياد
كه او تای مرا برده به شيراز

علی ديدم علی در خواب ديدم‏
علی در مسجد و محراب ديدم‏
علی ديدم سوار دُلدُلش بود
چو قنبر در كنارِش می‏دويدم


الا شاه‏چراغ تو شاه مايی
به‏پابوست می‏آيُم گاه گاهی‏
دو تا شمع بلور نذر تو دارُم‏
مرادُم رو بده بهرت ميارُم

پسر عامو ز باغ گل در اومد
دو چنگش پُر گل و رو بر من اومد
دو چنگش پر گل و دستش حنايی‏
به‏قدش می‏برازه كدخدايی

پيش‏تر اشاره كردم كه در دفتر چهارم كتاب چند دو بيتی نيز ثبت شده است كه به«دو بيتی‏های حُسينا» مشهورند و حال و هوای ديگر و مضامينی متفاوت از دوبيتی‏های ديرآشنا دارند. اين دوبيتی‏ها را من برای اولين بار در اين كتاب ديدم. همايونی در يادداشت كوتاهی كه در سرآغاز اين بخش از كتاب نگاشته است، اين ترانه‏ها را چنين معرفی می‏كند: «حسينا كيست؟ شيداست؟ قلندر است؟ عاشق است؟ ترانه‏پرداز است؟ چوپانست؟ سرگردانست؟ كيست؟ كيست اين حسينا؟ ياغی است؟ قهرمان است؟ كسی نمی‏داند و كسی هم هرگز نخواهد دانست. زيرا نه نامی در تاريخ دارد و نه نشانی در افسانه‏ها و اساطير. ولی يك نكته در باره او مسلم است و آن اين كه او حسيناست، چهره‏ای مردمی كه چه بسا به‏او مهر ورزيده‏اند و گرامی‏اش داشته‏اند و اين مهر در تعدادی از ترانه‏های محلی خطه فارس و گاه كرمان آشكار است». هفت رباعی از ميان آنها:
رفيق روزگارانُم حُسينا
بود نور دو چشمانُم حسينا
به‏غير از او به‏كس من دل نبندُم‏
بود هم جان و هم جانان حسينا

حسينا را بِديُدم كوله بر پشت‏
كمان بر دست و تيرش بر سر انگشت‏
پُر از تبخاله لب، از تفت گرما
چو ماهی بر لب دريا شده خشك‏

حسينا شد سوار و رو به را كرد
خودش از همدم و از ما جدا كرد
حسينا وعده پنج روزه‏ای داد
سر پنج روزه بر وعده وفا كرد

نسيم صبح صادق شد نمايون
حسينا رفت بر سوی بيابون‏
حسينا ميروه با فوج يارون‏
نگهدارش خدا در كوه و هامون‏

صدای دلنواز نی ميايه‏
حسينای عزيزُم كی ميايه؟
دلُم شور می‏زنه‏ای داد و بيداد
نميدونم حسينايُم كجايه؟

به‏خلوت خونه‏ام خوابيده بودُم‏
به‏خو بودم، خوِ آشفته ديدُم‏
ز جا جستُم حسينا رو نديدم‏
دو دس بر سر زدُم، لب برگَزيدم‏

حسينا رو برای دار بردن‏
رفيقانش خبر بر يار بردن‏
خبر دادن حسينا تير خورده‏
برای زخم او يلغار بردن

ترانه‏های پراكنده كه شامل «گفتگويی‏ها»، «چند بيتی‏ها»، «نوروزيه‏ها»، «در تلاش معاش» و «اجتماعی انتقادی» است، دفتر پنجم كتب را تشكيل می‏دهند. برخی از اين ترانه‏ها بازتاب وقايع اجتماعی و حوادث تاريخی‏اند؛ اما نه آنگونه كه در گزارش‏های رسمی و كتابهای تاريخی ثبت شده است، بلكه از نگاه و زبان عامه مردم. بعضی نيز ترانه‏هايی است كه روستائيان به‏هنگام كشت وكار و درو و خرمن می‏خوانند. پاره‏ای هم «نوروزيه» است و طنز و خوشمزگی.
سر كوی بُلن جفتی ستاره‏
جوونی كشته شد بيست و سه ساله‏
يراقش واكنين زخمش ببندين‏
جگر پر خون شد و دل پاره پاره

خبر اومد كه دشتسون بهاره
زمين از خون احمد لاله‏زاره‏
خبر بر مادر پيرش رسونين‏
كه احمد يك تن و دشمن هزاره‏

فرنگی اومده بندر گرفته‏
اول كشتی دوم لنگر گرفته‏
سلام من به‏شاه عباس رسونين‏
كه كافر دين پيغمبر گرفته‏

شاه كج كلاه‏
رفته كربلا
نون شده گرون‏
يه من يه‏قرون‏
ما شديم اسير
از دَسّ وزير

ممد ليشاه قِرِت كو؟
توپ شنيدرت كو؟

ميرزا رضای رشيدُم‏
چادر به‏سر كشيدُم‏
تَپونچه رو گروندی(12)
بوای(13) شا رو سوزُندی

مسلمونون كه ناداری بلايه‏
كه هر كه پول داره كدخدايه
می‏گيرن دستش و بالا می‏شونن‏
نمی‏پرسن كه پولش از كجايه‏

عيد اومد ما قبا نداريم‏
با كهنه قبا صفا نداريم‏
گرديده لباس پاره پاره‏
بر پيكر خود ردا نداريم‏
آجيل و لباس و پول خوبه
اما چه كنيم كه ما نداريم‏
خوبست بساط ساز و آواز
افسوس كه ما نوا نداريم‏
طفلی كه قبای تازه داره‏
در موسم عيد رو سفيده‏

نوروز نو باز آمده‏
بلبل به‏آواز آمده‏
قمری به‏پرواز آمده‏
پيرسوك(14) با ساز آمده‏
بابا بده نوروزيم‏
تا برخوری از روزيم‏

شبی رفتم به‏مهمونی پدر زن‏
شرابِ كهنه بود و نونِ اَرزَن‏
هنو يی لقمه از نونش نخوردم‏
كمونم داد و گفتا پمپه می‏زن(15)

سه تا چيزه كه بر عاشق بد آيه‏
سگ و همساده(16) و ماه كه در آيه‏
سگو رو نون دهم همساده رشوه‏
اميدوارم كه ابری بر سر آيه‏

به‏كرمون بهر من آوُرده زيره‏
عروسی من و او سر نگيره‏
سرم دلاله زن، مالی تو شيره‏
كه او زشت است و بی مايه فطيره‏

در دفتر ششم ترانه‏های بازی‏های نمايشی گردآوری شده‏اند و دفتر هفتم به«شربه‏ها»(17) كه شامل ترانه‏های تركی رايج در روستاهای فارس و نيز ترانه‏های لُری است، اختصاص دارد كه همايونی آنها را حدود 30 سال پيش از اين با همكاری برادرش، فضل‏الله همايونی، در دوران سپاهيگری او در روستاهای قره‏بلاغ فسا، فراهم آورده و همه را آوانگاری و ترجمه كرده است. دفتر هشتم در برگيرنده دعا و نياز و ترانه‏های گوناگون ديگر است. در دفتر نهم، آهنگ‏های برخی از ترانه‏های كتاب نت‏نگاری شده كه اين كار را همايونی با همكاری دوست نوازنده‏اش، حسن صفری به‏انجام رسانده است. در دفتر دهم كه دفتر پايانی كتاب است، اسامی ده‏ها راوی ترانه‏ها كه از نقاط مختلف استان فارس برخاسته‏اند، آمده است و همچنين فهرست مآخذ و منابعی كه مؤلف از آنها بهره جسته است.
اشاره‏ای هم به‏كمبودها و كاستی‏های كتاب كنم و گفتارم را به‏پايان برم. چه خوب می‏بود كه مؤلف همانند كتاب «فرهنگ مردم سروستان» كه بی‏گمان بهترين اثر اوست، واژنامه‏ای نيز برای اين اثر فراهم می‏آورد. علی‏رغم پانويسی در اغلب صفحات كتاب، كمبود واژنامه به‏وضوح پيداست و وجود آن در چنين كتابهايی لازم و ضروری است. آوانگاری‏ها هم با دقت كافی و طبق ضوابط رايج در اين نوع كتابها نگاشته نشده است. در اين مورد نيز «فرهنگ مردم سروستان» نمونه است. صفحه‏آرايی كتاب چشم‏نواز نيست و قلم‏هايی كه برای حروفچينی رايانه‏ای انتخاب شده، مناسب و زيبا نيستند. جای شماره صفحات با سر صفحه‏ها بايد عوض شود تا خواننده برای ديدن شماره صفحات دچار زحمت نشود. طرح روی جلد كتاب نيز چنگی به‏دل نمی‏زند. برخی از اين ايرادها به ناشر كتاب برمی گردد و پاره‏ای متوجه گردآورنده است كه بی‏ترديد در چاپ‏های بعدی كتاب برطرف خواهد شد.
صادق همايونی كتابش را با نيايشی آغاز كرده است كه از ميان دعا و نيازهای مندرج در كتاب برگزيده است؛ و من گفتارم را با آن و با دعای خير و آرزوی تندرستی و عمر طولانی برای اين پژوهشگر و ختدمتگزار آزاده فرهنگ مردم به‏پايان می‏برم:
بيابونم خدايا راه بنما
شبم‏تاره خدايا ماه بنما
قسم بر يوسف و عشق زليخا
دل ناشاد ما را شاد بنما

پانوشته‏ها:
---------------------------
1- ترانه‏های محلی فارس. گردآوری: صادق همايونی. شيراز: بنياد فارس‏شناسی، 1379. ص 41 تا 51.
2- همانجا ص 18.
3- اين كتاب مفصل‏ترين و جامع‏ترين اثر تحقيقی است تاكنون در اين زمينه منتشر شده و به‏باور من بهترين كار همايونی است. اين اثر در همان چاپ اول مورد توجه و تمجيد كارشناسان و پژوهشگران قرار گرفت. دكتر منوچهر ستوده در مجله راهنمای كتاب درباره اين كتاب نوشت: «سالهاست كه نگارنده چشم‏براه انتشار چنين كتابی بوده‏است. بارها مؤسسات مختلف دست به‏گردآوری اين نوع مطلب زده‏اند اما هيچ يك موفق نشده‏اند چنين كتاب سودمندی در دسترس اهل تتبع و تحقيق قرار دهند». پاول لورنس الول - ساتن، ايرانشناس و استاد دانشگاه ادينبورگ اسكاتلند، در باره اين اثر نوشت كه: «در نوع خود بی‏نظير است و راستی تا بحال در رشته مردم‏شناسی ايران چنين كتاب جامعی نديدم.»)
4- مادرم خانه مادر بزرگم است.
5) suru
6- ترانه‏های محلی فارس. ص 102.
7- يك عروسی برايت می‏آورم.

8) bugu= بگو
9) waxti = وقتی‏
10) taye= دايه

11- می‏پروريدن‏

12) gerondi= تپانچه را آتش كردی‏
13) boway= بابای‏
14) pirsuk= پرستو

15- هنوز يك لقمه از نان او نخورده بودم كه كمان پنبه‏زنی به‏دستم داد و گفت پنبه بزن!
16- همسايه‏
17) sarba-ha


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap