گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  آيا سياست ما عين ديانت ماست؟


  مدرس و دردى به عمر يك قرن


  مانده ايم و مى مانيم


  مدعيان ارتباط با امام زمان


  مدرس به عنوان سياستمدارى حرفه اى


  روزنامه اعتماد ملی و کروبی و مدرس


  نگاهی به کیسه پشت سر


  دفاع از كيان علمي و دانشگاهي- ياد بود استادمرتضی مميز


  استاندارد وزارت


  جبهه مخالفان دولت احمدي نژاد


تريبون

  عزت الله سحابى:جاى مدرس و انديشه اش خالى است


  آيت‌‏الله صانعي:نسبت به رواج خرافات و موهومات در سطح جامعه هشدار مي‌‏دهم


  سخنگوي دولت خاتمي: صبرلازم است تامشخص شود چه كسي سالم‌تروكارآمدتر بوده است


  رييس شوراي سياسي مجاهدين انقلاب: نظارت بر انتخابات بايد در نظام جامع انتخابات مورد بررسي قرار گيرد


  تکرار مدام تاریخ


  منع تبعيض از زنان غير ديني است؟


  توضیح لیلا خاتمی در مورد خبر بازتاب


  اسلام و حقوق بشر


  عجب بوی وطن ميآيه امروز


  سياست خارجي و معيشت مردم


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 14:07:43 - 14/9/84
مدرس و دردى به عمر يك قرن Print This Page!!!

www.EmadBaghi.com
عمادالدين باقى:
اين يادداشت در سال ۱۳۸۰ در زندان به مناسبت سالروز شهادت آيت الله مدرس رقم زده شد اما بخت طبع و نشر نيافت. ذكر اين سابقه (كه بدون آن نيز اين گفتار مى توانست تراوش امروز تلقى شود) از اين روست كه خاطرنشان كنم گويى مسئله ديروز و امروز چندان تحولى نيافته و حكايت همچنان باقى است. يادداشت چهار سال پيش كه در حكم نوشته امروز است چنين بود:
به چند فقره از سخنان دو تن از رجال نامدار ايرانى بنگريد و به دقت آن را مرور كنيد:
«حقيقتاً خيلى ننگ آور است كه پس از آن همه قربانى ها كه در راه آزادى داده شده مجبور شويم كه در عوض اصلاحات اساسى، از نقض قانون اساسى و اجرا نشدن ساير قوانين شكايت كنيم. مجلس كه حامى و ناظر قوانين اساسى است دلسرد، ديگران در حالت بلاتكليفى. مادامى كه قانون اساسى اينقدر زير پا انداخته شده و ابداً نشانى از او ديده نمى شود، ما و شما وضع قوانين را براى كى مى كنيم؟ مگر ملاحظه نمى كنيد كه در خارج [از كشور] نمايندگان و اين مجلس تا چه درجه موهون شده اند. بدون مجوز قانون ...تبعيد و زجر مى كنند و مى زنند. چرا؟ براى اينكه از كثرت ظلم و تعدى و انتخاب اشخاص بدسابقه براى ماموريت ها و هزار مظالم ديگر تنقيد مى كنند. از قانون اساسى كه به غير از لفظ و يك كتابچه مطبوع آن هم در كتابخانه ها و در خانه ها عجالتاً چيز ديگرى نيست. اين مظالم و نقض قوانين باز زمينه هايى را براى انقلابات در مملكت تهيه كرده و مى كند. معلوم مى شود ماها بايد عمرمان را در انقلاب صرف نماييم و هميشه در زد و خورد باشيم. به طور هميشه اين مملكت در جزر و مد انقلاب و هميشه مردم در زحمت بوده و روى راحت نخواهند ديد. لازم است مجلس شورا هرچه زودتر به... مسئولين امور جداً اخطار كند كه قوانين اساسى مملكت را كه با خون جوانان وطن و مجاهدين باغيرت تحصيل شده است مراعات و هر يك در اداره و حدود اختيارات خود با جديت مشغول اصلاحات شوند... در مركز و ولايات كسانى را كه تحريكات برجسته اى بر ضدآزادى مى كنند قلماً و لساناً و عملاً، شديداً تعقيب و به مجازات برسانند.[...] فقط براى جلوگيرى از اجتماع آزاديخواهان و مذاكرات آنها و بالاخره خفه كردن آنها برقرار شده است والا علت ندارد كه از آزاديخواهان جلوگيرى بشود كه حرف هاى خودشان را نگويند ولى مرتجعين در اظهار عقايد مضره خود آزاد باشند... ما نبايد اين طور و تا اين اندازه در مقابل نقض قوانين و هزار بى قاعدگى هاى ديگر ساكت و صامت باشيم، بايد قسمتى را كه در حفظ قانون اساسى و نظارت در اجراى اصول آن و مواد و ساير قوانين موضوعه مصوبه ياد شده است هميشه در مدنظر بگيريم و به وظيفه خود عمل كنيم، والا نزد خدا و خلق مسئول و در تاريخ مفتضح خواهيم شد و اعقاب ما، ما را مورد طعن و لعن خواهند كرد.» همان شخص در نطق ديگرى در دفاع در برابر حملات عليه مجلس مى گويد:
«بعضى اظهار بدبينى به مجلس مى كنند، بنده اين را نفهميدم و اگر چنين چيزى هم باشد به غير حق است. ما قدرت داريم ، رئيس الوزراء را بياوريم سئوال كنيم. استيضاح كنيم، عزل كنيم، مى روند در خانه شان مى نشينن، قدرتى كه مجلس دارد هيچ چيز نمى تواند مقابلش بايستد شما تعيين صلاح بكنيد، مجلس بر هر چيزى قدرت دارد.» ممكن است به سبب چند سطرى كه درباره نقض قانون اساسى و قوانين عادى گفته شده گمان برود اظهارات سيدمحمد خاتمى در همايش ستاد پيگيرى و نظارت بر اجراى قانون اساسى در تاريخ ۶ آذر ۷۹ است كه صراحتاً از نقض قوانين اساسى و عادى سخن گفت و تا چند روز به شدت مورد حمله و انتقاد مخالفان اصلاحات قرار گرفت. ممكن است عباراتى كه در باب توقيف مديران آنها گفته شده ذهن خواننده را بر روى بسيارى از شخصيت هاى اصلاح طلب در قوه مقننه و مجريه يا اساتيد دانشگاه و حقوقدانان و روزنامه نگاران و... به پرواز درآورد، اخطار در مورد خطر وقوع انفجار هم سخنى است كه طى چند سال گذشته بسيارى از اصلاح طلبان از رئيس جمهور گرفته تا نمايندگان و احزاب و مطبوعات گفته اند و تاكيد داشته اند كه شكست اصلاحات راه را براى وقوع انفجار هموار كرده و جامعه را از نظام مايوس مى كند و... شايد خواننده گمان برد كه سخن يكى از چهره هاى اصلاح طلب است كه در اعتراض به حملات پى درپى چند سال اخير به اجتماعات قانونى توسط گروه هاى فشار صورت گرفته در حالى كه مخالفان اصلاحات با آزادى و امنيت كامل از تريبون هاى رسمى و غيررسمى هرچه بخواهند بر زبان مى آورند و انديشه هاى ارتجاعى را تبليغ و حتى دعوت به هرج و مرج و مجازات خودسرانه ديگران مى كنند. شايد خواننده اين احتمال را بدهد كه دفاع يكى از اصلاح طلبان از مجلس ششم در برابر شديدترين توهين و تحقيرها نسبت به نمايندگان ملت و مجلس است. ممكن است از آنجا كه امام خمينى نيز گفته اند «مجلس در رأس امور است»، «مجلس مركز قدرت هاست»، «مجلس عصاره فضايل ملت است» گمان مى رود كه آخرين عبارات نيز قسمت هاى ديگرى از نظرات ايشان است. اما نه هيچ كدام از اينها نيست. صاحب اين سخنان نماينده اى به نام معتمدالتجار است كه نزديك به يك قرن پيش در مجلس شورا به تاريخ پنجشنبه ۱۲ ميزان ۱۳۰۱ ايراد شده است سپس دفاع شهيد مدرس از مجلس صورت گرفته كه همان پاراگراف آخر است و بقيه اظهارات مدرس هم مويد وجود همان شرايطى است كه معتمدالتجار بيان كرده و در پاسخ معتمدالتجار مى گويد كه مجلس قدرت دارد كسانى كه آزادى ها را محدود مى كنند و مطبوعات را توقيف و قانون را نقض مى كنند و... استيضاح و عزل كند. آرى اين عقيده مدرس بود. اظهارات فوق ۱۷ سال پس از انقلاب مشروطيت بيان گرديد. در آن زمان، هدف اعتراض متوجه قوه مجريه بود و در اين زمان متوجه ديگر قوا. اما مقصود اصلى اين نوشتار طرح مقايسه فوق نيست. به ويژه كه اساساً توسل به قياس هاى تاريخى را موجب لغزش در درك مسائل مى دانم. گرچه خطور آن در ذهن خواننده اجتناب ناپذير باشد اما آنچه اهميت اساسى دارد نكته ديگرى است و آن نه فقط «درجا زدن» كه «هزينه اين درجا زدن» نيز هست. صرف اينكه ما پس از يكصد سال همچنان با مسائل و مشكلاتى مواجه ايم كه يك قرن پيش پدران ما با آن دست به گريبان بودند بيانگر همه عمق خسارت نيست. ملت ايران هزينه هاى غيرقابل جبرانى پرداخت كرده كه از اين پس با هر ساعت درجا زدن و ادامه آن وضع به نحو تصاعدى زيان ديده و هر سال معادل آن يك قرن هزينه پرداخت خواهد كرد زيرا در عصر سرعت و پيشرفت هاى لحظه به لحظه جهان قرار دارد. براى درك ميزان هزينه گذشته كافى است يك مقايسه ساده انجام دهيم.


آن روز كه مدرس و معتمدالتجار داد سخن مى دادند ايران و ژاپن در وضعيت نسبتاً مشابهى قرار داشتند اما ژاپن در همان جا متوقف نشد و اصلاحات را با همه الزامات آن دنبال كرد. اكنون نرخ بى سوادى در ژاپن صفر، سطح آموزش عالى بسيار بالا و دانش آموزان مدارس ابتدايى سرگرمى هاى آموزشى شان ساخت رايانه هاى كوچكى است كه به بازارهاى جهانى صادر مى شود. ژاپن همچنين حدود ۳۴۰ ميليارد دلار ذخيره ارزى دارد. ضمن آنكه علاوه بر اين ذخيره، مردم ژاپن از عالى ترين امكانات رفاهى و آخرين مصنوعات پيشرفته زندگى برخوردارند. در كشور ۱۲۰ ميليونى ژاپن در حال حاضر ۱۲۱ روزنامه با تيراژ روزانه ۷۲ ميليون و ۲۲۰ هزار و ۵۷۷ نسخه منتشر مى شود و ايران با ۶۵ ميليون نفر تيراژ ۳۲۰۰۰۰۰ نسخه اى روزنامه ها پس از توقيف به اين سطح رسيده است. تفاضل آنچه ژاپن امروز دارد و ما فاقد آن هستيم، همان هزينه اى است كه ملت ايران به سبب درجا زدن و تكرار همان دردها و دغدغه هاى كهنه پرداخت كرده و از اين پس هر سال معادل آن را هزينه خواهد كرد زيرا معيارهاى بى سوادى، دموكراسى، حقوق بشر و... نيز در هزاره سوم تغيير كرده است. در چنين جهانى كه به سوى حذف مظاهر مناسبات كهن و عقب مانده مانند زندان، تعذيب و... حركت مى كند و در پاره اى از كشورها به دليل فقدان پرونده هاى كيفرى، دادگسترى ها تعطيل شده و چند روز يك بار ممكن است گشوده شوند ولى در ايران يك قاضى در ماه چهارصد پرونده دارد، به كجا خواهيم رفت؟ وقت تنگ است و ديگر فرصتى نيست. بايد از اين توقفگاه طولانى گذر كرد و گامى فراپيش نهاد. يك ساعت ديگر هم دير است.


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap