گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  در باب عدالت و عشق*


  درباره راهبرد حركت دانشجويى


  اهداف دائمي و موسميِ جنبش دانشجويي ايران


  آيا سياست ما عين ديانت ماست؟


  مدرس و دردى به عمر يك قرن


  مانده ايم و مى مانيم


  مدعيان ارتباط با امام زمان


  مدرس به عنوان سياستمدارى حرفه اى


  روزنامه اعتماد ملی و کروبی و مدرس


  نگاهی به کیسه پشت سر


تريبون

  كالبد شكافي‌ پر رمز و رازترين‌ انجمن‌ مذهبي‌ ايران‌؛حزب‌ مرموز


  عزت الله سحابى:جاى مدرس و انديشه اش خالى است


  بدهی 5/5 میلیارد تومانی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران


  آيت‌‏الله صانعي:نسبت به رواج خرافات و موهومات در سطح جامعه هشدار مي‌‏دهم


  رييس شوراي سياسي مجاهدين انقلاب: نظارت بر انتخابات بايد در نظام جامع انتخابات مورد بررسي قرار گيرد


  تکرار مدام تاریخ


  منع تبعيض از زنان غير ديني است؟


  توضیح لیلا خاتمی در مورد خبر بازتاب


  اسلام و حقوق بشر


  عجب بوی وطن ميآيه امروز


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 15:02:58 - 14/9/84
اهداف دائمي و موسميِ جنبش دانشجويي ايران Print This Page!!!

حميدرضا جلائي‌پور:
يكي از راه‌هاي شناخت جامعه معاصر ايران فهم جنبش‌هاي عمومي- ملي (مثل جنبش مشروطه، نهضت ملي نفت، انقلاب اسلامي و جنبش اصلاحي) و جنبش‌هايِ اقشاري (مثل جنبش كارگري، زنان و حاشيه نشينيان) است. در اين راستا فهمِ «اهداف» اين جنبش‌ها از اهميت زيادي برخوردار است. اهداف اين جنبش‌ها يا در گفتمان‌هايِ آن‌ها اعلام مي‌شود يا توسط فعالان و حاملان در عمل تحقق پيدا مي‌كند (اهداف اعلام شده و اهداف تحقق يافته لزوماً با هم منطبق نيستند). هدف من در اين نوشته بررسي اهداف جنبش دانشجويي، به عنوان يكي از جنبش‌هاي تأثيرگذار و اقشاري جامعة ايران است كه رابطة تنگاتنگي نيز با جنبش‌هاي عمومي و فراگير ايران داشته است. بر اساس تجربة شصت سال حركت جمعيِ دانشجويان به نظر من دو هدفِ دائمي و موسمي جنبش دانشجويي ايران را به توضيح ذيل مي‌توان از هم بازشناخت و از همين دريچه به نقد اين جنبش پرداخت.
هدف دائمي: دفاع از عرصة عمومي
يكي از اهداف دائمي و هميشگي جنبش دانشجويي عملاً دفاع از عرصة عمومي در جامعة ايران بوده است. عرصة عمومي به حوزه‌اي از جامعه گفته مي‌شود كه در آن مسائل عمدة جامعه (و خير عمومي) آزادانه مورد نقد و بررسي، بحث و گفت و گو قرار مي‌گيرد. اين حوزه تا حدودي مستقل از حوزة نفوذ قدرت‌هايِ مسلط علمي، قدرت‌هايِ سياسي (اعم از قدرت حكومت، قدرت احزاب اصلي و گروه هاي ذي نفوذ سياسي)، قدرت هاي اقتصادي، تبليغي و مذهبي است. صاحبنظران بدون ترس از قدرت‌هاي مذكور مي‌توانند در اين حوزه نتايج بررسي‌هاي خود را با مخاطبان خود در ميان بگذارند و مخاطبان نيز بدون نگراني و منعي مي‌توانند اين نتايج را قبول يا رد كنند. مهمترين مجاري تجلي عرصه عمومي: مطبوعات، رسانه‌ها، نشريات، اجتماعات فكري- فرهنگي، مراكز تحقيقاتي و روشنفكري و محيط‌هايِ دانشگاهي است.
در دهه‌هاي گذشته به طور تلويحي يا آشكار و خواسته يا ناخواسته جنبش دانشجويي هدف دائمي دفاع از عرصة عمومي را پيگيري مي‌كرده است. به عبارت ديگر يكي از فعاليت‌هاي حاملانِ جنبش دانشجويي برگزاري اجتماعاتِ نقد و بررسي دربارة مسائل عمدة جامعه بوده و از اين طريق مباحث انتقادي در جامعه گسترش پيدا مي‌كرده است. مي‌توان ادعا كرد كه يكي از پايگاه‌هايِ عمدة توليدِ گفتمان‌هايِ جنبش هاي عمومي- مليِ ايران، فضاهايي بوده است كه فعالان دانشجويي براي اظهار نظر صاحبنظران، روشنفكران و منتقدان سياسي- اجتماعي- فرهنگي در دانشگاه‌ها فراهم مي‌كردند. البته حيات و پويايي عرصه عمومي خصوصاً در دانشگاه‌هايِ ايران به چند عامل بستگي داشته است كه از اين بين، دو عاملِ نحوة عملكرد دولت و محتواي گفتمانِهايِ رايج زمانه از اهميت بيشتري برخوردارند. وقتي عملكرد دولت اقتدارگرايانه و مخالف نقد و بررسي بوده، عرصة عمومي ضعيف و به بخش پنهان جامعه منتقل مي‌شده است. وقتي هم گفتمان‌هاي انقلابي به گفتمان‌هاي مسلط تبديل شده، باز عرصة عمومي تنگ شده و به جاي آن «وضعيت انقلابي» تقويت مي‌شده است. عرصه عمومي معمولاً وقتي وضعيت قابل دفاعي داشته كه هم گفتمان‌هايِ دموكراتيك و اصلاحي مسلط بوده و هم دولت از فضاي نقد و بررسي نمي‌هراسيده است. به نظر من جنبش دانشجويي چنين وضعيتي را به طور مستمر (و البته با شدت و ضعف و با فراز و نشيب) در دهة گذشته شاهد بوده است.
اينكه چرا هدف دائمي جنبش دانشجويي (البته با شدت و ضعف) تقويتِ عرصه عمومي بوده است دلايل زيادي دارد كه پنج دليل آن با ويژگي‌هايِ قشر دانشجويي وفضاي دانشگاهي مرتبط است. اول اينكه دانشجويان از اقشار جوان، هوشمند، تيز بين، پر توان و پر اميد جامعه هستند كه نابرابري‌ها و معضلاتِ جامعه را مي‌بينند و تحملِ تداومِ آن را ندارند و آماده‌اند براي رفع اين معضلات كاري بكنند. دوم اينكه دانشجويانِ جوانِ حقيقت‌جو جويايِ فهم معضلات جامعه، كشف علل و راه‌هاي رفع آن هستند. لذا به دنبال ضاحبنظران و منتقدان و شنيدن مطالب غير كليشه‌اي‌ و به درد خودر هستند. دليل سوم، دانشگاه محيطي است كه امكان تجمعات فكري (و جلسات نقد و بررسي) در آن هست. به بيان درگير منتقدان و مخاطبان آن‌ها بيشتر در فضاهايِ دانشگاهي حضور دارند. چهارم اينكه در جريان همين مشاركت‌هاي فكري- فرهنگي است كه دانشجويِ مبتدي و تازه وارد به تدريج احساس مي‌كند پس از چهار پنج سال در كنار كسب مهارت در رشته تحصيلي‌اش، از نظر سياسي پخته شده و آماده ايفاي نقش‌هاي فعال‌تري در جامعه است. دليل آخر اينكه دانشجو احساس مي‌كند از طريق همين فعاليت‌هاي فوق برنامه است كه بطور غير مستقيم به تغيير وضع موجود جامعه كمك مي‌كند. بدين ترتيب موارد مذكور زمنيه‌اي را فراهم مي‌كند كه دفاع از عرصة عمومي هدفي سازگار، متناسب و جا افتاده براي حركت جمعي دانشجويان باشد. به عبارت ديگر هدفِ دفاع از عرصه عمومي براي جنبش دانشجويي هدفي در دسترس و قابل وصول و تأثيرگذار است.
هدفِ موسمي: پيشتازي در جنبش‌هاي عمومي
غير از هدفِ دائميِ دفاع از عرصة عمومي، جنبش دانشجويي نقش پيشتازي را نيز در جنبش‌هايِ عمومي ايران (مانند نهضت ملي، انقلاب اسلامي، جنبش اصلاحات) ايفا كرده است. اما ايفاي نقش پيشتازي در جنبش‌هاي عمومي يك هدفِ دائميِ جنبش دانشجويي نبوده بلكه زماني كه در جامعه جنبش‌هاي عمومي- ملي ظهور مي‌كرده (يا شرايط آن فراهم مي‌شده) دانشجويان پيشتازان اين جنبش‌ها بوده‌اند. بنابراين هدف پيشتازي در جنبش‌هاي عمومي يك هدفِ موسمي براي جنبش دانشجويي بوده است.
نكته حائز اهميت اين است كه نقش پيشتازي دانشجويان در جنبش‌هاي عمومي ايران ممكن است منجر به اين خطا شود كه: اين فعالان دانشجويي هستند كه باعث ايجاد و تداوم جنبش‌هاي عمومي و ملي مي‌شوند؛ در صورتيكه چنين نظري درست نيست. مؤلفه‌هاي تشكيل دهندة جنبش‌هايِ عمومي با مؤلفه‌هايِ حركتِ جمعي دانشجويي متفاوت است. اولاً در جريان شكل‌گيري چهار مشخصة اكثر جنبش‌هاي فراگير اجتماعي (نارضايتيِ عمومي؛ گفتمانِ مسلطِ هويت بخش و راهگشا؛ تشكل‌هاي، سازمان‌ها و هسته‌هايِ هدايت كننده؛ و چالش با نيرو‌هايي كه در دولت يا در بيرون دولت از تبعيض‌هاي موجود دفاع مي‌كنند) فعالان دانشجويي در كنار فعالانِ ساير اقشارِ اجتماعي (مثل فعالان سياسي، روشنفكران، روحانيان، نمايندگانِ نهادها و شبكه‌هايِ مدني، زنان، كارگران و ساير ناراضيان) نقش ايفا مي‌كنند. لذا در جنبش‌هاي فراگير، دانشجويان يكي از بازيگران هستند. ثانياً اكثر فعالان دانشجويي بخاطر جوان و كم تجربه و ناشناخته بودن براي عموم مردم نقش درجه اولي در تدوين استراتژي و رهبري جنبش‌هايِ اجتماعي ندارند. لذا پيشرو بودن دانشجويان در جنبش‌هاي عمومي اساساً به معناي پيشرو بودن در تدوين استراتژي‌هاي عملي و رهبري اين جنبش‌ها نيست؛ بلكه دانشجويان از لحاظ آزادگي و رها بودن از وابستگي‌هاي باز دارندة مبارزاتي پيشرو بوده‌اند. به بيان ديگر پيشرو بودن در اينجا از جنس شجاعت، صداقت و آزادگي است نه از جنس رهبريِ جنبش‌هاي ملي. البته فعالانِ صادق و آزادة جنبش‌هايِ دانشجويي معمولاً سال‌ها بعد ممكن است به رهبران سياسي جامعه يا رهبران جنبش‌هاي عمومي تبديل شوند. ولي در دوران دانشجويي بعيد است كه چنين اتفاقي بيفتد. حتي در جريان انقلاب‌ها كه ايثارگري حرف اول را در جريان امواج و تكوين انقلاب مي‌زند و در آن جوانان نقش محوري دارند باز اين دانشجويان نيستند كه در سطوح رهبري انقلاب‌ها قرار مي‌گيرند. انقلاب اسلامي بهترين مصداق براي اين ادعا است- دانشجويانِ انقلابي فعالان اين انقلاب بودند اما نقش مؤثري در تدوين استراتژي و رهبري آن نداشتند.
نقد جنبش دانشجويي: عدم توجه به تفكيك اهداف دائمي و موسمي
يكي از نقدهايي كه نگارنده به جنبش دانشجويي پس از سال 1379 دارد، عدم توجه به تفكيك اهداف در اين جنبش است. بدين معنا كه براي مدتي هدفِ دائمي جنبش دانشجويي، كه تقويتِ عرصه عمومي بود، اولويتِ اول فعالان جنبش دانشجويي نبود و به جاي آن هدف ايجاد و رهبري يك جنبش عمومي و اصيل‌تر از جنبش دوم خرداد دنبال شد. فعالان مذكور در شرايطي به دنبال هدايت يك جنبش عمومي (به قصد اصلاحات بنيادي و ساختاري در جامعة سياسي) بودند، كه اساساً گسترش چنين جنبشي توسط فعلان ساير اقشار اجتماعي حمايت نمي‌شد. لذا جنبش دانشجويي در سال‌هاي اخير نه پيشروي يك جنبش ملي و عموميِ واقعاً موجود بود نه در عين حال از عرصه عمومي در دانشگاه‌ها بخوبي دفاع كرد. در نتيجه حوزه عمومي در دانشگاه‌ها ضعيف شد.
دو علامت در سال‌هاي اخير به خوبي اين جابجايي در اهدافِ جنبش دانشجويي ايران را نشان مي‌دهد. علامت اول در حركتِ بخشي از فعالان دانشجويي در نقد جنبش دوم خرداد، عبور از خاتمي و نهايتاً دفاع از رفراندوم قانون اساسي در سايت شصت ميليون دات كام قابل مشاهده است. ظريف اينكه نيروها و اقشار فعال و تأثيرگذار در جامعه ايران از اين حركت دفاع جدي نكردند. علامت دوم اين كه: در حالي كه جنبش دانشجويي نيروي اصلي و حاميِ تعيين كنندة عرصة عمومي در ايران بود وضعيت فعالانِ آن بجايي رسيد كه حتي براي انجام جلساتِ تشكيلاتي خود (مثل جلساتِ انتخابات دفتر تحكيم) در محيط دانشگاه‌ها با مشكل روبرو شدند.
البته يكي از دلايل نارسائي‌هاي فوق كارشكني مداوم دولت پنهان در حركتِ جمعي دانشجويان است ولي يكي از دلايل ديگر آن غفلت حركت دانشجويي از هدف دائميِ دفاع از عرصة عمومي است. ظاهراً فعالان دانشجويي در شرايطي به دنبال ايجاد يك جنبش فراگير اجتماعي بودند كه درك عميقي از چگونگي تكوين جنبش‌هاي فراگير نداشتند. حتي جامعه‌شناسانِ جنبش‌هاي اجتماعي مدعيِ يافتن فرمول تكوينِ جنبش‌هايِ فراگير نيستند. معمولاً وقتي جنبش‌هاي اجتماعي به راه مي‌افتد، نظريه‌هايِ جنبش‌هايِ اجتماعي در توضيح عوامل اصلي آن‌ها حدس‌هايي را مطرح مي‌كنند. اما هيچكدام از جامعه‌شناسان ادعا نمي‌كنند كه فرمولي در دست دارند كه اگر اجرا شود حتماً جنبش اجتماعي به راه مي‌افتد. به عنوان نمونه جنبش اصلاحي دوم خرداد را قبل از سال 76 هيچ متفكر يا فعال سياسي و يا روشنفكري طراحي نكرده بود. اما اين جنبش از سال 76 به بعد، خصوصاً با حضور غير منتظره و با پشتوانه بيست ميليوني خاتمي به عنوان رئيس جمهور آزادي خواه، شرايط تكوين پيدا كرد. البته اين جنبش به همه اهداف خود نرسيد، سركوب هم نشد بلكه توسط دولت پنهان فعلاً مهار شده است.
بنابراين فعالان دانشجويي هيچ وقت نبايد هدف اصلي جنبش دانشجويي را كه دفاع از عرصه عمومي است رها كنند و هدف موسمي جنبش دانشجويي را كه پيوستن و پيشتازي در جنبش‌هاي عمومي است، در شرايطي كه هنوز موسم آن نرسيده ست، در اولويت اول قرار دهند. زيرا همانطور كه گفته شد، هدف دفاع از عرصه عموم با ويژگي‌هاي زندگي دانشجويي و دانشگاهي عجين است و تا زماني كه دانشجويان از آن دفاع كنند، اين عرصه را نمي‌توان در جامعه ايران خفه كرد. اما پيشتازي در رهبري و هدايت جنبش‌هاي عمومي فقط متكي به شرايط و مقتضيات زندگي و جنبش دانشجويي نيست. نبايد پيشتازي در صداقت‌ورزي و آزادگي دانشجويان را با پيشتازي در ايجاد، هدايت و رهبري جنبش‌هاي فراگير يكي گرفت و مثل بعضي از فعالان دانشجويي خروس بي‌محل بود.


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap