گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  در کدام مسیر، با کدام وسیله!؟


  در باب عدالت و عشق*


  آری این چنین بود برادر خبرنگار


  درباره راهبرد حركت دانشجويى


  اهداف دائمي و موسميِ جنبش دانشجويي ايران


  آيا سياست ما عين ديانت ماست؟


  مدرس و دردى به عمر يك قرن


  مانده ايم و مى مانيم


  مدعيان ارتباط با امام زمان


  مدرس به عنوان سياستمدارى حرفه اى


تريبون

  ما خبرنگاران مقصریم


  چشماني به سوي آسمان


  با ياد رفتگان قلم به دست، دوربين به دوش


  الفاظ موهن در جايگاه حقوقي


  دانشجويان پيشروتر از استادان


  بحثي به بهانه 16 آذر


  كالبد شكافي‌ پر رمز و رازترين‌ انجمن‌ مذهبي‌ ايران‌؛حزب‌ مرموز


  صورت مذاكرات جلسه شوراى دانشگاه تهران پس از ۱۶ آذر ۱۳۳۲


  عزت الله سحابى:جاى مدرس و انديشه اش خالى است


  بدهی 5/5 میلیارد تومانی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 23:36:46 - 18/9/84
بحثي به بهانه 16 آذر Print This Page!!!

آمريكا و افكار عمومي ايرانيان
مشارکت-عارفه فاطمي:
فرا رسيدن 16 آذر مي‌تواند بهانه مناسبي باشد براي بازخواني رويكردهاي آمريكا به ايران. بررسي اين موضوع البته مي‌تواند در قالب بحثي كلان‌تر به نام «رويكرد آمريكا به جهان سوم» صورت گيرد. اما در اين مختصر، به مورد ايران اكتفا مي‌شود.
سابقه نفوذ و فعاليت آمريكا در ايران نسبت به انگلستان، روسيه و فرانسه چندان طولاني نيست. حضور جدي اين كشور به عنوان نيروي تأثيرگذار در معادلات ايران، به اوايل قرن جاري شمسي باز مي‌گردد، زماني كه در شهريور 1320 آمريكا به عنوان يكي از نيروهاي متفقين، زمينه پايان سلطنت رضاشاه پهلوي را فراهم آورد. پادشاهي كه از يك سو، استبدادي مدرن را در ايران شكل داده بود و از سوي ديگر، با نگاهي مثبت كه به آلمان (از نيروهاي متحد جنگ جهاني دوم) پيدا كرده بود، نگراني پايه‌‌گذاران حكومتش كه اينك در اردوگاه متفقين بودند را برانگيخته بود. حضور آمريكا در رأس كشورهاي متفق و نقش آن در اخراج رضا شاه از ايران، موقعيتي مثبت به اين كشور در افكار عمومي ايرانيان بخشيد. حتي دولت ملي دكتر مصدق نيز در طول دوران مسؤوليت خود رابطه‌اي مناسب با آمريكا برقرار كرده بود، تا حدي كه برخي به خوش‌بيني مصدق به دولت آمريكا انتقاد مي‌كردند. اما دوران وضعيت مثبت آمريكا در افكار عمومي ايرانيان با كودتاي 28 مرداد پايان يافت. كودتايي كه باعث شد مدت 25 سال روند دموكراتيزاسيون در ايران به تأخير بيفتد و صنعت نفت ملي شده نوپا ابزار دست حكومت شاهنشاهي شود تا بدترين شكل مخالفان خود را محدود، منزوي و سركوب سازد. اما اين تنها استبداد نبود كه در اين 25 سال، در ايران حكومت مي‌كرد. فضاي ضد آمريكايي و گرايش به بلوك شرق هم در ايران پر رنگ شد. در واقع، شكل‌گيري فضاي دوقطبي در عرصه بين‌المللي پس از جنگ جهاني دوم، فضايي را به وجود آورده بود كه كل نيروهاي مبارز و انقلابي در كشورهاي جهان سوم كه عموماً به انديشه‌هاي ماركسيستي و چپ گرايش داشتند، دشمن اصلي خود را در كنار استبداد داخلي، «امپرياليسم آمريكا» معرفي مي‌كردند. نيرويي كه براي حفظ منافع منطقه‌اي و اقتصادي خود در كشورهايي نظير ايران، به حمايت از حكومت استبدادي پرداخته بود و حتي دولتي ملي را به سود بازگشت استبداد ساقط كرده بود. چنين بود كه پس از سقوط حكومت شاهنشاهي (استبداد داخلي) در جريان انقلاب اسلامي، به فاصله كمتر از يكسال اتفاقي چون تسخير سفارت آمريكا در ايران رخ داد كه رهبر انقلاب آن را «انقلاب دوم» ناميد. انقلابي كه اين بار امپرياليسم (استعمار خارجي) را هدف قرار داده بود. با آنكه امروز، چنان اقدامي قابل دفاع نمي‌نمايد، اما فراموش نمي‌توان كرد كه اقدام دانشجويان خط امام در سال 58 با حمايت كل نيروهاي سياسي و نيز توده‌هاي انقلابي مواجه شد. سياسيون و توده‌هايي كه همگي نسبت به عملكرد 25 ساله آمريكا در ايران خشم و نفرت داشتند و حتي ليبرال‌ترين جريان‌هاي سياسي آن روز، امكان دفاع از اقدامات آن را نداشتند. چنانكه حتي نهضت آزادي ايران كه دولت وقت را در اختيار داشت، با وجود اعتراض مرحوم مهندس بازرگان به تسخير سفارت آمريكا، به شكل تشكيلاتي بيانيه‌اي در حمايت از اين اقدام صادر كرد.
ربع قرن پس از آن روزها، به نظر مي‌رسد فضاي جامعه ايران نسبت به آمريكا بار ديگر تغيير كرده است. اين تغيير و تفاوت را مي‌توان در رويكرد جامعه ايران به حضور در منطقه و مقايسه آن با عملكرد جوامع مشابه و حتي غربي مقايسه كرد. برپايي تظاهرات گسترده ضد جنگ در زمان حمله آمريكا به عراق در بيش از 60 كشور جهان، در حالي شكل گرفت كه ايران (كشوري كه هر دو همسايه‌اش مورد حمله آمريكا قرار گرفته بودند و خود نيز از سوي رئيس جمهوري آمريكا «محور شر» نام گرفته بود)، جز چند تظاهرات سازماندهي شده حكومتي، اعتراضي مشاهده نشد.
حتي برخي نيروهاي سياسي مخالف جمهوري اسلامي، اين فضاي اجتماعي را فرصتي ديدند تا بحث «حمله بيگانه» را به عنوان گزينه‌اي جهت ساقط ساختن حكومت مطرح كنند. ضعيف شدن موقعيت «اصلاحات درونزا» از سال 80 در ايران، با حادثه 11 سپتامبر و پررنگ شدن خط «تحولات برونزا» همراه شده بود. البته شرايط ناامن و پرحاشيه شكل گرفته در عراق و نوع عملكرد آمريكايي‌ها در اين كشور، تا حدودي خط نگاه به خارج را در يكسال اخير ضعيف كرده، اما به نظر مي‌رسد زمينه‌هاي داخلي چنين نگاهي همچنان موجود باشد.
بر مبناي همه اين مباحث مي‌توان گفت كه نسبت مردم ايران و به ويژه اقشار فرهيخته و دانشگاهي با آمريكا به دو عامل بستگي دارد:
1-مردمي و دموكراتيك بودن دولت مركزي
2-عملكرد آمريكا
همچنان كه ديديم، هرگاه حكومت مركزي از مشروعيت و پايگاه دموكراتيك يا توده‌اي برخوردار باشد (دولت دكتر مصدق و دولت انقلابي)، عملكرد آمريكا عليه آن به تضعيف موقعيت اين كشور در افكار عمومي ايرانيان منجر شده است. اما زماني كه آمريكا عليه دولت استبدادي نظير رضا شاه وارد عمل مي‌شود، موقعيت مناسبي در نزد ايرانيان پيدا مي‌كند.
براين اساس است كه اصلاح‌طلبان همواره برقراري «دموكراسي در داخل» را بهترين راهكار از بين بردن زمينه مداخله خارجي و به ويژه آمريكا معرفي كرده‌اند. در واقع، «دموكراسي در داخل» تنها الگوي برتر و بديل آن و دموكراسي است كه در كيف پشتي سربازان آمريكايي وعده آن داده مي‌شود، وعده‌اي كه هر چه باشد از شعارهاي ضد آمريكايي و جريان‌هاي اقتدارگراي داخلي، گوش نوازتر است و چشم‌انداز زيباتري ارائه مي‌كند.


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap