گمان مبر كه به پايان رسيد كار مغان..... هزار باده ناخورده در رگ تاك است


اخبار روز  

معرفي سايت
کليپ «دوباره مي‌سازمت وطن»...ستاد نسیم

پایگاه خبری ستاد انتخاباتی دکتر مصطفی معین

وبلاگ شخصی دکتر معین

انجمن دفاع از حقوق زندانیان

سایت رسمی دکتر سروش

پایگاه خبری رویداد

سایت رسمی دکتر کدیور

پایگاه اطلاع رسانی خانه احزاب ايران

سایت مشترک عطاالله مهاجرانی وجمیله کدیور

روزنامه اقبال

انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ایران

نسیم؛نسل سومی های یاور معین

سایت اندیشه وران کرد

پایگاه خبری میزان

وبنوشته های سیدمحمدعلی ابطحی

روزنامه اینتر نتی روز

کاریکاتورهای هادی حیدری

پرشین نیوز

روزنامه ایران

از این روزها ...وبسایت شخصی سعید شریعتی

وبلاگ گروهی جمعی از زنان اصلاح طلب

روزنامه اینترنتی ایران ما

ایسنا... خبرگزاری دانشجویان ایران

روزنامه اطلاعات

هفته نامه سیروان

روزنامه شرق

سایت رسمی عمادالدین باقی

خبرگزاری کار ایران

وبلاگ اختصاصی احمد شیرزاد

وبلاگ مهر...وبنوشته های علی مزروعی

خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران

پایگاه خبری تبریز نیوز

پایگاه خبری نثرما(اصفهان)

خبرگزاری میراث فرهنگی

سینا خبرگزاری جامعه جوانان ایرانی

پایگاه خبری خلیج فارس

روزنامه همبستگی

روزنامه اعتماد

روزنامه آفتاب یزد

جستجو
   
مقالات

  در کدام مسیر، با کدام وسیله!؟


  در باب عدالت و عشق*


  آری این چنین بود برادر خبرنگار


  درباره راهبرد حركت دانشجويى


  اهداف دائمي و موسميِ جنبش دانشجويي ايران


  آيا سياست ما عين ديانت ماست؟


  مدرس و دردى به عمر يك قرن


  مانده ايم و مى مانيم


  مدعيان ارتباط با امام زمان


  مدرس به عنوان سياستمدارى حرفه اى


تريبون

  ما خبرنگاران مقصریم


  چشماني به سوي آسمان


  با ياد رفتگان قلم به دست، دوربين به دوش


  الفاظ موهن در جايگاه حقوقي


  ويترين يا واقعيت؟


  دانشجويان پيشروتر از استادان


  دادنامه‌اي براي 220 هزار دبير


  بحثي به بهانه 16 آذر


  كالبد شكافي‌ پر رمز و رازترين‌ انجمن‌ مذهبي‌ ايران‌؛حزب‌ مرموز


  صورت مذاكرات جلسه شوراى دانشگاه تهران پس از ۱۶ آذر ۱۳۳۲


 

   تاريخ و زمان ورود خبر : 23:41:05 - 18/9/84
ويترين يا واقعيت؟ Print This Page!!!

طرح نكاتي به بهانه انتصاب سخنگوي دولت
مشارکت:پس از گذشت سه ماه از روي كار‌آمدن دولت جديد، هفته گذشته رئيس جمهور محمود احمدي‌نژاد طي حكمي غلامحسين الهام رئيس دفتر خود را به عنوان سخنگوي دولت برگزيد. ضمن استقبال از اين اقدام توجه خوانندگان را به نكات زير جلب مي‌كنيم:

پيشينه
1-احمدي‌نژاد در زمان مبارزات انتخاباتي ضمن تأكيد بر شفافيت، مردم را محرم و خود را متعهد مي‌دانست كه ماهانه گزارش مستقيمي به مردم ارائه دهد. اگر از برخي اغراق‌هاي قابل درك فضاي تبليغات انتخاباتي بگذريم، گفتمان انتقادي احمدي‌نژاد نسبت به دولت‌هاي هاشمي رفسنجاني و خاتمي و طرح پاره‌اي اتهامات سنگين ايجاب مي‌كرد كه او پس از مسؤوليت، اسنادي مبتني بر صحت ادعاهايش ارائه كند اما همانطور كه پيش‌بيني مي‌شد وي پس از پيروزي نيز اگرچه بر مواردي از انتقادهاي پيشين‌اش اصرار دارد ولي نسبت به شفاف‌سازي هيچ اقدام عملي انجام نداده است.
2-نگاهي گذرا به نحوه عملكرد احمدي‌نژاد و تيم همراهش در شوراي شهر از جهت نحوه اطلاع رساني و گردش آزاد اطلاعات و اخبار، گواه آن است كه تيم آنان در اين امر بسيار منقبض و بسته عمل مي‌كند.
شوراي شهر با اين شعار كه براي خدمت و آباداني و نه براي فعاليت‌هاي سياسي آمده است، عمده جلسات تصميم‌گيري خود را به پشت درهاي بسته كشاند و عملاً جامعه را از نحوه تعاملات پشت پرده در شهرداري و شوراي شهر بي‌خبر گذارد. بعدها حضور همه‌جانبه آنها در انتخابات رياست جمهوري ثابت كرد كه ادعاي آنها مبني بر عدم فعاليت سياسي، جز حربه‌اي براي پوشاندن عملكرد باندي آنها نبوده است. در همين رابطه كافي است به بن‌بستي كه در شوراي شهر در مسأله انتخاب شهردار جديد پس از رياست جمهوري احمدي‌نژاد ايجاد شده بود و نيز به مقاومت غيرقانوني و مضحك آنان در عدم خروج از شوراي شهر با وجود تصدي مسؤوليت‌هاي دولتي صرفاً به دليل آنكه از ورود يك غيرخودي به نام مصطفي تاج‌زاده جلوگيري به عمل آورند؛ اشاره كرد. سهل است كه از نظر آنان، شهردار غيرخودي قابل پذيرش نبوده است. تعريف خودي- غيرخودي در قاموس آبادگران بسته‌ترين تعريف از اين منظر است و تنها به كساني خودي اطلاق مي‌شود كه كاملاً مطيع و همراه جريان آنان باشد با اين تعريف بسياري از محافظه‌كاران نيز از ديد آنها غيرخودي تلقي مي‌شوند، صد البته محمدباقر قاليباف- رقيب سرسخت احمدي‌نژاد- نيز يك آبادگر خودي نبوده و نيست. به همين دليل آنها تا سر حد مخالفت با توصيه‌هاي مقامات ارشد براي انتخاب قاليباف نيز پيش رفتند، علت‌العلل اين مخالفت‌ها در اهميت بسته بودن دايره اطلاعات در آن مجموعه نزد آبادگران تحليل مي‌شود وگرنه «تنگه احد» خواندن شوراي شهر و اظهار اينكه «تا حد مرگ از آن خارج نمي‌شويم» و وحشت از باز شدن اين دايره بسته چه دليل و امكان ديگري مي‌تواند داشته باشد؟
آقاي احمدي‌نژاد نيز در مقام شهردار تهران بسيار كم حرف ظاهر شد. بعدها بسياري علت حركت وي با چراغ خاموش در جايگاه شهرداري تهران را تلاش براي ايجاد زمينه‌اي براي انتخابات رياست جمهوري تحليل كردند.
با اين پيشينه از شوراي شهر و شهرداري تهران و با يادآوري اين نكته كه اعضاي مؤثر شوراي شهر هم‌اكنون در نقطه كانوني تصميم‌گيري دولت جديد نيز قرار گرفته‌اند كاملاً قابل درك بود كه زريبافان پس از دو ماه مسؤوليت اعلام كند كه دولت جديد نيازي به سخنگو ندارد! گفته‌اي كه بلافاصله تكذيب و رفع و رجوع شد ولي به هيچ وجه عجيب نمي‌نمود.

الزامات «سخنگويي»
سخنگويي الزاماتي دارد كه بدون در نظر گرفتن آنها، واژه‌اي از درون تهي و بي‌معنا مي‌شود. اصولاً نقش سخنگويي در نهاد قدرت، منبعث از لزوم «پاسخگويي قدرت» به شهروندان در مفهومي دموكراتيك است. پاسخگويي نهاد قدرت از شاخصه‌هاي اصلي دموكراسي است و بدون آن دموكراسي از اعتبار مي‌افتد. در واقع دموكراسي به معناي تحقق اراده عمومي، وقتي محقق مي‌شود كه شهروندان و رأي آنان براي تعيين شكل و محتواي حكومت، اصل باشد، در اين تعريف نهاد قدرت در پاره‌اي افراد حقيقي معنا نمي‌يابد بلكه اين شهروندان هستند كه به قدرت شكل و معنا مي‌بخشند و فقط اراده آنهاست كه مي‌تواند ويژگي‌ها و مصاديق حقوقي و حقيقي قدرت را تغيير دهد. شهروندان از اين منظر، تنها صاحبين حق و ولي‌نعمت دولت و صاحب آن محسوب مي‌شوند در حالي كه اهالي قدرت مستأجراني هستند كه با نظر شهروندان عزل و نصب مي‌شوند و از همين روست كه خارج از چارچوب اراده شهروندان، حقي براي مانور شخصي ندارند.
همين ويژگي‌هاي حكومت دموكراتيك نيز هست كه دولت را الزاماً پاسخگو مي‌كند. به عبارت ديگر شهروندان براي كنترل و مهار قدرت، ابزارهايي دارند مثل مطبوعات مستقل و آزاد و پرسشگر و نيز نمايندگان قانوني در پارلمان كه مرتباً اجزاي نهاد قدرت را رصد مي‌كنند و بر تاريكخانه‌ها نور مي‌تابانند و سؤال ايجاد مي‌كنند و دولت موظف و ناچار به پاسخگويي به اين سؤالات است، در غير اين صورت طبيعي است كه قدرتمندان در مسير سراشيبي از كف دادن قدرت مي‌افتند و همه داشته‌هاي خود از جمله آبرو و اعتبارشان را از دست مي‌دهند سهل است كه هيچ عاقلي چنين نمي‌كند، پس قدرتمندان در پي پاسخگويي صحيح و اقناع كننده بر مي‌آيند و به اين ترتيب، هم شهروندان را از خود راضي نگاه مي‌دارند و هم طول عمر دولت خود را افزون‌تر مي‌سازند.
با اين مقدمه بايد گفت كه از مهمترين الزامات سخنگويي، قائل بودن امكان و هرگونه پرسش نزد نمايندگان مردم و اصحاب رسانه‌هاست. سخنگويي دولت وقتي در جايگاه حقيقي سخنگويي است كه نمايندگان رسانه‌ها به عنوان نمايندگان افكار عمومي بتوانند سؤالات خود را در اسرع وقت و بدون هيچ لكنتي، با او طرح نمايند و پاسخ شايسته دريافت دارند. در چنين صورتي سخنگو و رسانه‌ها توأمان تعاملي سازنده و پيش رونده را برقرار مي‌سازند كه هم نهاد قدرت از آن منتفع مي‌شود و هم مردم. بدون امكان پرسش مناسب از سوي خبرنگاران مستقل از سوي رسانه‌هاي آزاد، سخنگويي دولت فاقد معنا و اعتبار لازم است اگرچه ظاهراً وجود داشته باشد و به سؤالات متعدد و از پيش ساخته‌اي در تعامل پنهان با رسانه‌ها پاسخ داده شود. پس سخنگو بايد قبل از هر چيز حرمت و جايگاه و شأن رسانه‌ها و خبرنگاران مستقل را پاس بدارد و رسانه‌ها نيز جز انتقال سؤالات عمومي جامعه وظيفه ديگري در روابط پنهان خود با نمايندگان قدرت در درون جست‌وجو نكنند.

ويترين يا واقعيت؟
پيشينه‌اي كه از كارنامه برخي مسؤولان دولت جديد در زمينه پاسخگويي ارائه شد و نيز فاصله‌اي كه در قاموس فكري و رفتاري آنها با الزامات سخنگويي به نظر مي‌رسد، اين نگراني و سؤال جدي را ايجاد مي‌كند كه آيا تعيين سخنگو براي دولت آن هم پس از اين همه مدت و پس از كش و قوس‌هاي فراوان، مي‌تواند حداقلي از انتظارات پاسخگويي را از دولت جديد تأمين كند؟ اين سؤال وقتي جدي‌تر مي‌شود كه نكاتي را درباره سخنگوي تعيين شده به ياد آوريم. آقاي غلامحسين الهام كه به عنوان سخنگوي دولت مهرورز تعيين شده است به طور همزمان 3 مسؤوليت كليدي و مهم دارد كه هر كدام از آنها اگر بخواهند به خوبي نقش ايفا كنند به تنهايي وقت يك فرد را پر مي‌كند. او عضو حقوقدان شوراي نگهبان است، رئيس دفتر رئيس جمهور است و هم اينك نيز همزمان با آن دو مسؤوليت سنگين، سخنگويي دولت را نيز برعهده گرفته كه اگر بخواهد واقعاً سخنگويي كند بايد ساعت‌ها از وقت روزانه خود را صرف پاسخ‌ گرفتن از بخش‌هاي مختلف دولت و عرضه آن به رسانه‌ها نمايد. اگرچه نمي‌خواهيم قصاص قبل از وقوع جنايت كنيم ولي ناگزير از انتقال اين معنا هستيم كه با اين اوصاف چارچوبه‌هاي منطقي، نمي‌توانند اميدواري چنداني را نسبت به ارائه فعاليت مناسبي از سوي سخنگوي جديد متصور باشند. براي سخنگوي جديد آرزوي توفيق مي‌شود ولي در كنار آن گريزي از آن نيست كه توجه وي را به نحوه واقعيت بخشيدن به روال صحيحي از كار جلب كنيم. تجربه‌اي كه متأسفانه از نحوه پاسخگويي ايشان در مقام سخنگويي شوراي نگهبان در دست است، تجربه‌ مثبتي نيست و در مجموع، نمايندگان رسانه‌ها از پاسخگويي او راضي نيستند و آنها را اقناع كننده نمي‌دانستند. آقاي سخنگو بايد بداند كه در مواجهه با يك سؤال طرح شده، اداي پاره‌اي جملات نامربوط به سؤال و يا بي‌منطق، كافي نيست بلكه اين پاسخ وقتي واجد ارزش مي‌شود كه درجات منطق و اقناع در آن، از حداقلي پايين‌تر نباشد در غير اين صورت اگر چه پاسخ‌هايي به سؤالات ارائه مي‌شوند ولي اين پاسخ‌ها نه تنها افكار عمومي را راضي نمي‌كند سهل است كه به ابهامات جامعه نيز مي‌افزايد.

همزماني دو واقعه
تعيين سخنگو براي دولت متأسفانه همزمان شد با بستن سايت سخنگوي دولت و تعطيلي ساختمان آن. همزماني اين دو پديده القا كننده معناي خوبي نيست، چرا بايد سايت اينترنتي سخنگوي دولت تعطيل شود؟ آيا سخنگوي جديد مخالف استفاده از ابزارهاي مدرن براي انتقال پيام‌هاي دولت و پاسخ به سؤالات رسانه‌هاست؟ آيا همزماني اين دو امر، في‌نفسه بي‌اهميتي يا كم‌اهميتي مسند سخنگويي را نزد دولتمردان مهرورز نمي‌رساند؟

سخنگو مسؤول روابط عمومي نيست!
در سال‌هاي اخير در دوران تصدي آقاي خاتمي، اقدام ارزشمندي از سوي ايشان و دولت متبوعشان در معنا بخشيدن به واژه و مفهوم حقوقي و حقيقي سخنگوي در بسياري از بخش‌هاي دولت ايجاد شد. صرفنظر از پاره‌اي عملكردها- مثل عملكرد سخنگوي وزارت خارجه- نقش سخنگوي دولت در زمان تصدي دكتر عبدالله رمضان‌زاده به قدري قوت يافت كه بسياري از دستگاه‌ها در ساير قوا نيز ناگزير به ايجاد پست سخنگويي براي خود شدند. اگر چه كار آنها در حد برداشتن گام‌هاي اوليه براي آينده‌اي با افق روشن‌تر بود ولي تغيير دولت به نحوي كه هم‌اكنون شاهد آن هستيم اين نگراني جدي را ايجاد كرده كه گام‌هاي برداشته شده در اين زمينه به هدر رود و عملاً دولت در جهت معكوس آن حركت‌ها، گام بردارد.
مجدداً بايد يادآوري شود كه سخنگوي دولت و سخنگويان ساير دستگاه‌ها، مبلغ صرف دستگاه‌هاي متبوع خود نيستند اين امر اگر به صورت يكسويه و تنها از درون نهاد قدرت به سمت جامعه صورت گيرد جز بسته‌اي تبليغاتي تلقي نمي‌شود چيزي مثل آگهي‌هاي دولتي كه كمتر توجهي را به خود جلب مي‌كنند. متأسفانه هم‌اكنون روابط عمومي‌هاي سازمان‌ها و ادارات به نهادي براي تبليغ صرف عملكرد مدير و رئيس خود تنزل نقش داده‌اند، اگر سخنگوهاي دولتي در هر جايگاهي نيز بخواهند نقش اين گونه روابط عمومي‌ها را بازي كنند در واقع آنچه صورت مي‌پذيرد و بروز مي‌يابد در حكم سخنگويي نيست بلكه در حكم مبلغي است كه يك هدف بيشتر ندارد و آن تبليغ و ترويج نهاد متبوع است و پاسخ به سؤال براي آنها وجهي ندارد. اين خطرناك‌ترين آفتي است كه ممكن است يك سخنگو بدان مبتلا شود. چنين مباد!


   پايان خبر

تماس با ما | درباره ما | وب لاگ ما | [mail dot emrooz at gmail dot com]
Sitemap